تبلیغات
پژوهشی در قرآن - اصول سیاست‏خارجى در قرآن

ما پیام عید رهبر را چو مصحف می کنیم مثل دستورالعمل همواره مصرف می کنیم کوری چشم سران فتنه و بیگانگان چشم آقا ، کار و همت را مضاعف می کنیم



تعداد کلیه مطالب ارسالی :
تعداد نویسندگان وبلاگ :
تاریخ آخرین بروزرسانی :
تعداد بازدید امروز :
تعداد بازدید دیروز :
تعداد کل بازدید این ماه :
تعداد کل بازدید ماه گذشته :
تعداد کل بازدیدها :
تاریخ آخرین بازدید از وبلاگ :

  


با سلام

یکی از مهمترین مسائلی که امروزه در روابط بین الملل بحث می شود چگونگی ایجاد رابطه بین دول مختلف است. مخصوصا که بین مذاهب مختلف این روابط بسیار سخت تر و همیشه همراه چالش های زیادی است. اما در این میان دین مبین اسلام نیز توسط قرآن برای ایجاد رابطه سیاسی با غیر مسلمانان راهکارهایی ارائه داده است که بسیار خواندنی و راه گشا است.

برای اینکه ما آگاهی بیشتری از این راهکار ها داشته باشیم مقاله ای با عنوان«اصول سیاست‏خارجى در قرآن» از فصلنامه سیاسی(نوشته سید عبدالقیوم سجادی) حوزه انتخاب کردم که می توانید در ادامه مطلب بخوانید

قرآن كریم در زمینه مسائل سیاسى در حد بیان كلیات و چارچوب‏هاى كلان سیاست‏خارجى بسنده كرده‏است، این كلیات را اصول سیاست‏خارجى نامیدیم و تحت چهار عنوان «اصل نفى سبیل‏» ، «اصل دعوت یا جهاد» ، «اصل عزت دینى‏» و «اصل پاى‏بندى به معاهدات بین المللى‏» درباره آنها به بحث پرداختیم . یاد آور شدیم این اصول چارچوب كلان سیاست‏گذارى خارجى دولت اسلامى را سامان مى‏دهند و دولت اسلامى نمى‏تواند در سیاست‏خویش آنها را ندیده انگارد .

مقدمه

مطالعه و بررسى اصول سیاست‏خارجى اسلام از دیدگاه قرآن كریم بر مفروضات چندى استوار است، كه بدون توجه به آنها بحث از سیاست‏خارجى اسلامى ناتمام به نظر مى‏رسد، مهم‏ترین این مفروضات را در محورهاى زیر مى‏توان تلخیص كرد:

1 . طرح اصول سیاست‏خارجى اسلام از منظر قرآن مستلزم آن است كه رابطه دین و سیاست مفروض انگاشته شود . در چارچوب اندیشه جدایى دین و سیاست زمینه‏اى براى طرح این بحث‏باقى نخواهد ماند .

2 . سیاست‏خارجى یكى از بخش‏هاى اساسى سیاست در معناى كلان آن است، بنابراین اگر دین در مسائل سیاسى اندیشه نموده طبیعتا در مسائل سیاست‏خارجى نیز اندیشیده است .

3 . سیاست‏خارجى مجموعه‏اى از مسائل سیاسى مرتبط به حوزه خارجى است و از دو بخش نسبتا ثابت و متغیر برخوردار مى‏باشد . قسمت ثابت آن، بیانگر چارچوب كلى سیاست گذارى خارجى است كه خط مشى‏ها و استراتژى‏هاى سیاست‏خارجى در درون آن تنظیم مى‏گردد; این بخش عمدتا مبتنى بر آموزه‏هاى نظرى و نظام ارزشى و ایدئولوژى حاكم است . عناصر متغیر سیاست‏خارجى ناظر به خط مشى‏هایى است كه متناسب با اوضاع و شرایط تنظیم و تدوین مى‏گردند .

4 . اسلام دو بخش ثابت و متغیر دارد: ثابتات آن ناظر به اصول و مبانى كلى رفتار دینداران است و در طول زمان بقا و ماندگارى دارد، اما جنبه متغیر آن از عرف و ضرورت‏هاى زمانه تاثیر مى‏گیرد . بخش متغیر سیاست‏خارجى به این جنبه برمى‏گردد، چرا كه در شرایط و مقتضیات زمانه تغییر مشى مى‏دهد; بنابراین اندیشه دینى در مورد مسائل سیاسى و مدیریت اجتماعى در حیطه طرح كلیات و اصول محدود مى‏گردد .

5 . مسائل روابط بین الملل و سیاست‏خارجى به شكل امروزى و در قالب یك سیستم اكادمیك و منسجم محصول قرون اخیر به خصوص دوره پس از جنگ جهانى دوم است; اما برخى مسائل آن، نظیر مراودات خارجى و مسائل جنگ و صلح به قدمت تاریخ بشر سابقه دارد . چنین نگرشى طرح بحث‏سیاست‏خارجى اسلامى را تبیین مى‏كند، زیرا به گفته «هالستى‏» اگر یكى از مهم‏ترین مسائل روابط بین الملل را مطالعه دو پدیده جنگ و صلح بدانیم، مطالعه مسائل بین الملل به دوره‏هاى قبل از میلاد باز مى‏گردد و اثر تاریخى «توسیدید» در مورد جنگ‏هاى «پلوپونز» از قدیمى‏ترین متون این رشته محسوب مى‏گردد . (2)

6 . با توجه به نكات مذكور مى‏توان از اصول سیاست‏خارجى اسلام در قرآن یاد كرد . این اصول ناظر به چارچوب كلى و كلان رفتار خارجى دولت اسلامى است و روابط خارجى مسلمانان با جوامع غیراسلامى را تنظیم مى‏كند . قرآن كریم مشتمل بر مسائل اعتقادى و اجتماعى و سیاسى است و از برخى آیات آن مى‏توان اصول سیاست‏خارجى اسلام را استخراج كرد .

اصول سیاست‏خارجى اسلام

همان‏گونه كه اشارت رفت، مقصود از اصول سیاست‏خارجى مجموعه‏اى از آموزه‏هاى دینى است كه چارچوب كلان سیاست‏خارجى دولت اسلامى را شكل مى‏دهد . این مجموعه از نوعى خصلت ثبات و ماندگارى برخوردار است و از نظر تفسیرى بر دیگر مسائل سیاست‏خارجى حكومت دارد . یكى از پژوهشگران مسلمان در تعریف اصول سیاست‏خارجى مى‏گوید: مقصود از اصول یاست‏خارجى، مبادى و اساس روابط خارجى دولت اسلامى است كه منابع دینى آنها را به عنوان چارچوب و اساس تنظیم روابط خارجى مطرح مى‏كند . (3)

با عنایت‏به تعریف مزبور مى‏توان این اصول را از مجموع آیات قرآنى ناظر به روابط خارجى به دست آورده و در محورهاى زیر مطرح كرد:

1 . اصل دعوت یا جهاد;

2 . اصل ظلم ستیزى و نفى سبیل;

3 . اصل عزت اسلامى و سیادت دینى;

4 . اصل التزام و پاى‏بندى به پیمان‏هاى سیاسى .

البته برخى پژوهشگران در كنار اصول مزبور عناوین دیگرى نظیر «تولى و تبرى‏» ، «تالیف قلوب‏» و «امر به معروف‏» را نیز مطرح كرده‏اند، اما به نظرمى رسد اصول چهارگانه فوق این عناوین را نیز دربرمى‏گیرد و به ذكر مستقل و مجزاى آنها نیازى نیست . درباره تالیف قلوب گفتنى است هر چند از آن در ذیل اصول سیاست‏خارجى اسلام بحث كرده‏اند، اما از فلسفه تشریع این حكم و موارد اعمال آن مى‏توان استظهار نمود كه تالیف قلوب بیشتر با ابزارهاى سیاست‏خارجى همخوانى دارد تا اصول، چون تالیف قلوب با آنچه امروزه ذیل ابزارهاى اقتصادى سیاست‏خارجى و كمك‏هاى بشر دوستانه مطرح مى‏گردد شباهت‏بیشترى دارد . در واقع دولت اسلامى براى جلب جوامع غیرمسلمان یا كاهش خصومت‏ها از سهم «مؤلفة القلوب‏» استفاده مى‏كند، براى مثال پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله در جنگ طایف به اشراف و بزرگانى كه تازه اسلام آورده بودند یا مشركانى كه به حضرت یارى رسانیده بودند، از سهم مؤلفة القلوب بخشید تا نظر آنان و قبایلشان را به اسلام جلب كند . (4)

1 . اصل دعوت یا جهاد

شاید از میان اصول سیاست‏خارجى اسلام، این اصل بیش از همه حایز اهمیت‏بوده و بیشتر از دیگر محورها مورد بحث و مناظره قرار گرفته است . احتمالا یكى از جهات اهمیت این اصل، آن است كه ماهیت روابط خارجى از دیدگاه اسلام را تبیین مى‏كند . مناظرات دامنه‏دار درباره اصل دعوت و جهاد سبب شد از هر دو اصل تحت‏یك عنوان یاد كنیم، زیرا آن گونه كه برخى از پژوهشگران مسلمان گفته‏اند اگر تنها به ذكر عنوان دعوت اكتفا گردد، دیدگاه‏هاى موجود درباره اصل جنگ یا صلح در روابط خارجى اسلام نادیده انگاشته مى‏شود و اگر اصل را بر جهاد و جنگ مشروع بگذاریم طرح عنوان اصل دعوت ناتمام خواهد ماند .

تفصیل این بحث را با یك پرسش اساسى ناظر به ماهیت روابط خارجى از دیدگاه اسلام پى‏مى‏گیریم كه آیا اسلام در روابط خود با جوامع غیراسلامى اصل را بر جنگ مى‏گذارد یا صلح; به عبارت دیگر، آیا صلح یك قاعده است و جنگ، ضرورت یا بالعكس؟ اگر اصل جهاد را به عنوان یكى از اصول سیاست‏خارجى اسلام مورد تاكید قرار دهیم به زعم برخى اندیشمندان مسلمان و عموم خاورشناسان اصل در روابط خارجى اسلام جنگ محور است و صلح ناظر به حالات خاص و استثنا از قاعده مى‏باشد، اما اگر اصل را بر دعوت بگذاریم قضیه فرق خواهد كرد . دقیقا با عنایت‏به همین مساله است كه با دو نوع روش رو به رو مى‏گردیم: (5)

الف) روش خاورشناسان كه در قالب «انتشار الاسلام بالسیف‏» مطرح مى‏گردد و بر مفاهیمى چون ارهاب، اصولگرایى، الاسلام المسلح، التطرف تاكید مى‏شود . در این رویكرد آیات جهاد به خصوص آیه سیف به عنوان مستند مورد توجه قرار مى‏گیرد;

ب) روشنفكران مسلمان كه در قالب «تنظیف وجه الاسلام‏» یا پیراستن اسلام از هر نوع خشونت و جنگ به تحلیل مى‏پردازند و بر مفاهیمى چون; سلام و تسامح و تعایش و رافت تاكید مى‏كنند .

در حالى‏كه دسته نخست فقط به تحلیل آیات جهاد مى‏پردازد و آیات صلح و سلم را از نظر دور مى‏دارند، دسته دوم با تاكید بر آیات صلح و مسالمت، به آیات جهاد بى‏توجهى مى‏كنند . روش اعتدال روشى است كه بتواند میان هر دو دسته آیات جمع زند . اكثر مفسران و فقهاى اسلام در این‏باره اندیشیده‏اند كه از مجموع این گفته‏ها و اظهارات مى‏توان به جمع‏بندى و نتیجه نهایى نایل آمد .

بدون تردید یكى از مهم‏ترین و احتمالا هدف اصلى فرستادن انبیا دعوت است . آیات متعدد قرآن كریم پیامبران را دعوتگران دینى معرفى مى‏كند . بر این‏اساس، نخستین وظیفه پیامبر و رهبران دینى همانا دعوت بشر به تعالیم و ارزش‏هاى وحیانى است . از طرف دیگر، جهاد و جنگ با مشركان و طغیان‏گران بى‏تردید یكى از وظایف اساسى مسلمانان و رهبران دینى محسوب مى‏گردد . آنچه در مورد جهاد و جنگ حایز اهمیت است فلسفه تشریع این پدیده است كه جهاد براى چیست و چه زمانى انجام مى‏پذیرد .

با تحلیل و موشكافى این نكته احتمالا بتوان رابطه دعوت و جهاد و اصل در روابط خارجى دولت اسلامى را به دست آورد .

اگر جهاد براى كشور گشایى باشد، احتمالا بر دیدگاه خاورشناسان مبنى بر جنگ محورى اسلام صحه مى‏گذارد، اما اگر فلسفه تشریع جهاد براى دعوت به تعالیم وحیانى و ارزش‏هاى اسلامى باشد نه سلطه جویى و كشور گشایى، ادعاى مذكور ناتمام و غرض آلود خواهد بود . این نوشتار ادعا دارد اصل در روابط خارجى اسلام بر صلح استوار است و جنگ حالت استثنایى است كه بنابر ضرورت تجویز مى‏گردد . عصاره استدلال ما براین فرضیه آن است كه جهاد اسلامى یكى از مراحل دعوت به شمار مى‏رود و براى ترویج ارزش‏هاى دینى صورت مى‏گیرد . این دقیقا گفته یكى از محققان است كه «توحید اساس جهاد و جهاد براى توحید» است .

بحث را با طرح اهمیت دعوت در آیات قرآن به عنوان یكى از اصول روابط خارجى دنبال مى‏كنیم و در پى آن آیات مربوط به جهاد را مورد مطالعه و تحلیل قرار خواهیم داد . آیات متعددى اولین و مهم‏ترین وظیفه پیامبر را دعوت به خیر و صلاح مى‏داند . خداوند سبحان پیامبران خود را مبلغان پیام خود و مظهر رحمت‏خویش و اصلاح و تزكیه بشر معرفى مى‏كند . (6)

در برخى آیات، خداوند آنچنان به ابلاغ پیام خود و دعوت بشر به ارزش‏هاى اسلامى اهمیت مى‏دهد كه وعده مى‏كند تا زمانى كه رسولى را به اداى این وظایف نگمارد كسى را مجازات نخواهد كرد . (7)

در روابط خارجى اسلام نیز اصل دعوت به عنوان یكى از اصول اساسى مورد توجه و تاكید قرار مى‏گیرد . خداوند در یكى از آیات خطاب به پیامبر این اصل را چنین معرفى مى‏كند:

بگو اى اهل كتاب، به كلمه‏اى روى آورید كه میان ما و شما یكسان است، جز خداى واحد را نپرستیم و چیزى را شریك حضرتش قرار ندهیم و غیر از خداوند كسى را ارباب و فرمانروایمان ندانیم . (8)

این آیه و نظایر آن به خوبى بیانگر آن است كه پیامبر اسلام در روابط خارجى خویش قبل از هر امرى موظف است آنان را به خداى واحد بخواند . در سیره پیامبراكرم صلى الله علیه و آله نیز این اصل پیش از هر امرى به چشم مى‏آید، حضرت تا دعوت نكرده دستور جهاد نمى‏داد . (9)

در روایتى حضرت على علیه السلام مى‏فرماید: زمانى كه پیامبر مرا به سوى یمن مى‏فرستاد، فرمود یا على اگر خداوند یك نفر را به دست تو هدایت كند بهتر از تمام آن چیزى است كه آفتاب بر آن مى‏تابد . (10)

ابویعلى و طبرى و دیگران به نقل از ابن عباس مى‏گویند: رسول خدا صلى الله علیه و آله هرگز با هیچ قومى نجنگید مگر این‏كه آنها را به اسلام فرا خواند . (11)

پیامبر اسلام چنان به مساله دعوت اهمیت مى‏دهد كه در همه جنگ‏ها ابتدا به دعوت مى‏پردازد، حتى مردمانى را كه قبلا دعوت كرده مجددا به اسلام مى‏خواند . با وجود آن‏كه اهالى خیبر به دعوت عالم بودند، پیامبر سه روز سفیران و دعوتگران خویش را به نزد آنان مى‏فرستد تا آنان را به اسلام رهنمون باشند . (12)

از مجموع آیات ناظر به دعوت و روایات و سیره پیامبر اسلام و رهبران دینى به دست مى‏آید كه دعوت، یكى از اصول اساسى در روابط خارجى اسلام با جوامع غیراسلامى است و چنان اهمیتى دارد كه جهاد غیرمسبوق به دعوت را از مشروعیت‏خارج مى‏سازد و بیشتر فقهاى شیعه و سنى بر این امر اجماع نظر دارند . (13)

آیا اصل در روابط خارجى اسلام بر جنگ استوار است‏یا صلح؟ بر اساس محوریت آیات دعوت، اصل صلح و سلم مورد تاكید قرار مى‏گیرد . اما سؤال این است كه آیات جهاد را چگونه مى‏توان تفسیر كرد . عمده مستند كسانى كه اصل را بر جنگ استوار مى‏دانند آیاتى است كه مسلمانان را به قتل و كشتار كفار و مشركان فرمان مى‏دهد و جهاد را یك وظیفه و تكلیف شرعى مطرح مى‏سازد . «قتلوا المشركین كافة‏» (14) ، «قتلوهم حتى لاتكون فتنة‏» ، (15) «فاقتلوا المشركین حیث وجدتموهم‏» (16) از جمله آیاتى است كه براى ترسیم ماهیت جنگ محورى اسلام در روابط خارجى به آنها استدلال شده است . صرف نظر از مباحث تفسیرى موجود در این زمینه، ذكر دو نكته اهمیت دارد:

1- آیات جهاد را به طور كلى در دو دسته مى‏توان طبقه بندى كرد: اول آیات مقید كه جهاد را بر وجود فتنه و ظلم و آغاز جنگ از سوى غیرمسلمانان مبتنى مى‏سازد; این دسته از آیات عمدتا بیانگر ماهیت جهاد و جنگ دفاعى است و با اشكال و محذور خاص روبه رو نیست، زیرا دفاع حق مشروع تمام جوامع و انسان‏هاست; دوم آیات مطلق كه به طور مطلق به قتل كفار و مشركان دستور مى‏دهد، اشكال عمده ناظر به این دسته آیات است و طرفداران دیدگاه جنگ - محور نیز به این دسته آیات استدلال مى‏كنند .

2- فلسفه جهاد چیست؟ آیا جهاد براى كشورگشایى و قتل و اذهاق نفوس است‏یا ماهیت اصلاحى و دعوتگرانه دارد؟ در صورت دوم جهاد خود به یكى از مراحل دعوت تبدیل مى‏شود و به تعبیر برخى از مفسران حالت دفاعى به خود مى‏گیرد . بیشتر مفسران و فقهاى شیعه و سنى جهاد را داراى ماهیت اصلاحى و در جهت دعوت اسلامى دانسته‏اند . از دیدگاه آنان جنگ‏هاى سلطه طلبانه و توسعه جویانه نه فقط مشروعیت ندارد، بلكه از نظر متون اسلامى به شدت مورد نكوهش و نفى قرارمى‏گیرد; بنابراین جهاد خود دعوت به سوى خدا و به منظور اعتلاى كلمة الله و امحاى باطل است . (17)

علامه طباطبایى معتقد است اساسا جهاد داراى ماهیت تدافعى است . او مى‏نویسد: قتال در راه خدا، چه دفاعى و چه ابتدایى، در حقیقت دفاع از حق انسانیت است و آن حق همان حق حیات است، زیرا شرك به خداى سبحان هلاك انسانیت و مرگ فطرت و خاموشى چراغ در درون دل‏هاست و قتال كه همان دفاع از حق انسانیت است این حیات را بر مى‏گرداند و بعد از مردن آن حق را دوباره زنده مى‏سازد . (18)

وى در ادامه به تبیین ماهیت دفاعى جهاد در پاسخ اشكال خاورشناسان پرداخته و مى‏نویسد: قرآن اسلام را مبتنى بر فطرت معرفى مى‏كند و این فطرت حكم مى‏دهد توحید تنها اساس و پایه‏اى است كه قوانین فردى و اجتماعى بشر بر آن تضمین مى‏شود و دفاع از چنین اساس و انتشار آن در میان جامعه و نگهبانى از آن، حق مشروع بشر است و بشر باید حق خود را استیفا كند به هر وسیله كه ممكن باشد . . . قرآن نخست این حق را با دعوت مى‏طلبد و در مرحله دوم با دفاع از مسلمانان و بیضه اسلام و در مرحله سوم با جنگ و قتال ابتدایى كه هر چند به ظاهر قتالى است ابتدایى، لكن در حقیقت، دفاع از حق‏انسانیت و كلمه توحید و یكتاپرستى است و اسلام هرگز قبل از دعوت به زبان خوش و اتمام حجت جنگ را آغاز نكرده است‏» . (19)

لزوم دعوت قبل از جهاد و مشروع نبودن جهادى كه به دعوت نپرداخته از امور مورد اتفاق میان فقها و مفسران است، از جمله شیخ بهایى مى‏فرماید: «قبل از جهاد واجب است دعوت كردن، زیرا جایز نیست ابتدا به قتال كردن با كفار مگر بعد از دعوت‏» . (20)

علامه حلى نیز دعوت را مرحله‏اى پیش از جهاد مى‏داند و جهاد را یكى از مراحل دعوت بر مى‏شمرد . (21)

در مجموع از دیدگاه این اندیشمندان جهاد همواره داراى ماهیت دفاعى است و بیانگر اصل جنگ - محورى اسلام نیست . استاد مطهرى در این زمینه ماهیت دفاعى جهاد را چنین تبیین مى‏كنند:

اگر توحید را جزء حقوق انسان‏ها دانستیم، ممكن است اگر مصلحت انسانیت ایجاب بكند و اگر مصلحت توحید ایجاب كند با قوم مشرك بتوانیم بجنگیم نه به خاطر این‏كه توحید را به آنها تحمیل كنیم، چون توحید و ایمان تحمیل شدنى نیست، با مشركین مى‏توانیم بجنگیم به خاطر این‏كه ریشه فساد را اساسا بكنیم . (22)

متفكران اهل سنت نیز ضمن بررسى آیات دعوت و جهاد، اصل صلح را در روابط خارجى اسلام مورد توجه قرار داده‏اند . در این میان از معاصران مى‏توان به دیدگاه‏هاى محمد رشید رضا، محمود شلتوت و محمد ابوزهره، عبدالوهاب خلاف، عبدالله بن زید آل محمود و دیگران اشاره كرد . (23)

برخى از پژوهشگران ضمن اذعان بر ماهیت صلح - محور بودن روابط خارجى اسلام، جهاد را از لوازم استقرار عدالت اجتماعى و رفع ظلم در جوامع بشرى عنوان مى‏كنند . اسلام در این تقریر اصل را بر صلح - محورى مى‏گذارد: «ادخلوا فى السلم كافة‏» . (24)

اما به دلیل آن‏كه صلح استقرار نمى‏یابد مگر در پرتو عدالت، اسلام نمى‏تواند به لوازم و ابزارهاى استقرار عدالت‏بى‏توجه باشد; بنابراین نوعى تلازم و رابطه دو سویه میان استقرار صلح و عدالت وجود دارد و عدالت نیز در بیشتر موارد با موانع جدى روبه روست كه رفع آن جز از طریق جهاد امكان‏پذیر نیست . (25)

بنابراین فلسفه تشریع جهاد - آن‏گونه كه برخى پنداشته‏اند - نه نابودى انسان‏هاست و نه سلطه‏جویى، بلكه جهاد در جهت دعوت جنبه دینى مى‏یابد و خود بذاته هدف نیست . اسلام به جنگ براى نشر خود رو نیاورده است، بلكه جنگ تطور طبیعى است كه دعوت و آماده سازى ظروف و زمینه‏ها مستلزم آن مى‏باشد . (26)

2 . اصل نفى سبیل

عنوان نفى سبیل برگرفته از نص آیه قرآن است:

لن یجعل الله للكافرین على المؤمنین سبیلا; (27) خداوند سبیل و طریقى براى كافران بر مؤمنان قرار نداده است .

مفسران در تفسیر این آیه اقوال مختلفى را ذكر كرده‏اند، بعضى «سبیل‏» را به مفهوم حجت و دلیل گرفته و آیه را چنین معنا كرده‏اند: خداوند كافران را با حجتى برتر در مقابل مؤمنان قرار نداده است . عده‏اى گفته‏اند مقصود از نفى سبیل، نفى سلطه كفار بر مؤمنان در قیامت است . در این میان ابن‏عربى با ضعیف شمردن هر دو احتمال مزبور، مى‏گوید سه احتمال در آیه مباركه وجود دارد: (28)

1- كافران هرگز توان محو و انهدام دولت مؤمنان و امحاى بیضه اسلام را ندارند;

2- خداوند زمینه سلطه كافران بر مؤمنان را فراهم نكرده است، این خود مسلمانان هستند كه با فاصله گرفتن از تعالیم اسلامى زمینه چنین امرى را فراهم مى‏كنند;

3- خداوند سبیل شرعى براى كفار بر مؤمنان قرار نداده است .

یكى ازمفسران در تفسیر این آیه مى‏فرماید: بیشتر علما به این آیه بر منع و عدم جواز فروش عبد مسلمان به كافر استدلال كرده‏اند، زیرا این امر موجب مسلط شدن كافر بر عبد مسلمان و خوارى او مى‏گردد . (29)

بنابراین اگر بیع عبدمسلمان به كافر جایز نیست، چون موجب استیلاى كافر مى‏گردد، هر چیزى كه سبب سلطه كفار بر مؤمنان و مسلمانان شود ممنوع و غیرقابل تحمل خواهد بود . استدلال به این آیه بر حرمت چنین معامله‏اى زمانى تمام خواهد بود كه كلمه «سبیل‏» را به مفهوم سلطه و سلطنت‏بگیریم و نه حجت و برهان . بر این اساس آیه نفى سبیل به عنوان اساس روابط خارجى دولت اسلامى مطرح مى‏گردد وحتى به قول برخى از پژوهشگران بر سایر آیات حاكم است; (30) براى نمونه اگر دولت اسلامى با غیرمسلمانان عهد و پیمانى را منعقد كند به حكم صریح قرآن مبنى بر وجوب وفاى به عهد «اوفوا بالعهد» (31) لازم است كه دولت اسلامى به میثاق و پیمان منعقد شده پاى‏بند باشد، اما اگر این پیمان موجب استیلاى سیاسى و نظامى و فرهنگى كفار بر مؤمنان گردد فاقد اعتبار است و از ذیل وجوب وفاى به عهد خارج خواهد شد; بنابراین روابط خارجى اسلام با غیرمسلمانان مى‏باید به‏گونه‏اى تنظیم گردد كه زمینه‏هاى سلطه و برترى كفار بر مسلمانان را فراهم نیاورد، در غیر این حالت چنین روابطى نامشروع و غیر شرعى خواهد بود .

به هر حال بر اساس اصل‏نفى سبیل، راه هر نوع نفوذ و سلطه كفار بر جوامع اسلامى در حوزه‏هاى مختلف سیاسى و نظامى و اقتصادى و فرهنگى باید مسدود گردد . (32)

از نظر سیاسى نپذیرفتن تحت الحمایگى، نفى ظلم و استبداد و استعمار، جایز نبودن مداخله بیگانگان در امور داخلى كشور اسلامى و تصمیم‏گیرى‏هاى سیاسى مورد تاكید است و از نظر نظامى نیز تسلط بر مقدرات و تدابیر نظامى مدنظر مى‏باشد، در ضمن عدم وابستگى اقتصادى و جلوگیرى از نفوذ فرهنگى ومنع استشاره و مشورت در حوزه‏هاى فرهنگى و نظامى در روابط خارجى مورد توجه است; بنابراین قاعده نفى سبیل بیانگر دو جنبه ایجابى و سلبى است كه جنبه سلبى آن ناظر بر نفى سلطه بیگانگان بر مقدرات و سرنوشت‏سیاسى و اجتماعى مسلمانان است و جنبه ایجابى آن بیانگر وظیفه دینى امت اسلامى در حفظ استقلال سیاسى و از میان برداشتن زمینه‏هاى وابستگى است . (33)

از میان فقهاى شیعى بنیان‏گذار جمهورى اسلامى حضرت امام خمینى در برخى موارد ضمن تاكید بر استقلال همه جانبه امت اسلامى، براى نفى سلطه بیگانگان به این قاعده استدلال كرده‏اند:

قرآن مى‏گوید هرگز خداى تبارك و تعالى سلطه‏اى براى غیرمسلم بر مسلم قرار نداده است، هرگز نباید یك همچو چیزى واقع شود، یك تسلطى، یك راهى، اصلا یك راه نباید پیدا كند: «لن یجعل الله للكافرین على المؤمنین سبیلا» . اصلا راه نباید داشته باشند مشركین و این قدرت‏هاى فاسد . . . بر مسلمین . (34)

همچنین علاوه بر آیه فوق به سایر آیاتى كه مؤمنان را از پذیرش و قبول ولایت كافران بر حذر مى‏دارند و یا به عواقب منفى و زیانبار آن هشدار مى‏دهند استدلال شده است . (35)

برخى از مفسران براى نفى سلطه كفار و عدم جواز آن به آیه 118 سوره آل عمران استدلال كرده‏اند . در این آیه خداوند سبحان مؤمنان را از دوستى با بیگانگان نهى مى‏كند: «اى اهل ایمان غیر را به بطانه نگیرید» . (36)

گفته‏اند مقصود از بطانه، دوستى و قرابت است; بنابراین مسلمانان نباید كافران را دوست و هم راز شان و صاحب اسرارشان بدانند، (37) چون این امر موجبات سلطه آنان بر مسلمانان را فراهم مى‏سازد .

اصل نفى سبیل علاوه بر این‏كه در مباحث‏سیاسى و روابط خارجى مورد توجه بوده، در عرصه عملى نیز با نمودها و جلوه‏هاى خاصى همراه بوده است; فتواى تاریخى میرزاى شیرازى در تحریم تنباكو و فتواى امام خمینى‏قدس سره در مورد قرار داد كاپیتالاسیون، از نمونه‏هاى نفى سبیل عملى در تاریخ معاصر است . حضرت امام خمینى با اهتمام جدى بر این اصل، هر نوع روابط و قرارداد بین‏المللى كه منجر به نقض این اصل و نادیده انگاشتن آن گردد بى‏اعتبار دانسته و انعقاد چنین معاهداتى را تحریم مى‏كند; بنابراین ایشان فراتر از یك نظریه سیاسى، اصل نفى سبیل را امرى لازم الاجرا در روابط خارجى فرض مى‏كند و به آن فتوا مى‏دهد . (38)

3 . اصل عزت اسلامى

اصل عزت در روابط خارجى دولت اسلامى بیانگر علو و برترى تعالیم اسلامى و بالتبع برترى جوامع اسلامى است . آیات دال بر عزت مؤمنان و مسلمانان و همچنین حدیث مشهور اعتلا (الاسلام یعلو و لایعلى علیه) (39) از مستندات فقهى این اصل محسوب مى‏گردد . (40)

اصل عزت اسلامى در روابط خارجى ناظر به جامعیت، كمال و مقبولیت دین اسلام است، كه خداوند این دین آسمانى را كامل‏ترین و برترین دین دانسته و به صراحت‏بر مقبول نبودن دیگر دین‏ها تاكید دارد . (41)

بنابراین دولت اسلامى در روابط خارجى خود نباید به گونه‏اى سیاست‏گذارى و رفتار كند كه این اصل مخدوش و یا كم رنگ شود . برخى آیات قرآن كریم اتكاى مسلمانان به كافران و دولت‏هاى غیراسلامى را براى دست‏یابى به عزت و شوكت دنیوى زشت‏شمرده و یادآور شده‏اند كه عزت همه از آن خدا و رسول و مؤمنان است، در آیه‏اى آمده است:

منافقان را به عذابى سخت‏بشارت ده، كسانى كه كافران را دوست گرفتند و مؤمنان را رها ساختند، آیا در همنشینى آنان عزت مى‏جویند [نادرست اندیشیده‏اند]، عزت همه از خداست . (42)

برخى از مفسران ضمن تحلیل جهاد با این معیار گفته‏اند جهاد زمانى مشروعیت مى‏یابد كه براى تحقق عزت دینى و سیادت اسلام باشد . این برداشت احتمالا ناظر به تعلیلى است كه در برخى آیات جهاد بدان اشاره شده، آن جا كه مى‏فرماید: «جهاد كنید تا كلمة الله اعتلا یابد و كلمه كفر محو شود» . (43)

اصل عزت اسلامى و سیادت دینى در سیره و گفتار پیشوایان معصوم نیز مبناى سیاست‏گذارى خارجى است; براى نمونه امام على علیه السلام ضمن آن‏كه به حسن معاشرت و رفتار مسالمت‏آمیز با غیرمسلمانان سفارش مى‏كند، تامین عزت دینى و سیادت اسلامى را نیز نادیده نمى‏گیرد:

باید در رفتارتان احتیاج و بى‏نیازى را درهم آمیزید و میان حسن معاشرت و نرمى در گفتار با عزت و نزهت دینى پیوند زنید . (44)

بدین ترتیب اصل عزت اسلامى همانند اصل نفى سبیل، بر معاهدات و رفتار خارجى دولت اسلامى حاكمیت دارد، به گونه‏اى كه اگر رفتار سیاست‏خارجى دولت اسلامى موجب عزت كفار و ذلت جامعه اسلامى شود غیرمجاز و ممنوع است .

4 . اصل التزام به پیمان‏هاى سیاسى

اصل وفاى به عهد و پیمان یكى از دستورهاى مؤكد اسلام است كه آیات بسیارى به آن توصیه كرده‏اند . (45)

وفاى به عهد در زمره اصول سیاست‏خارجى دولت اسلامى قرار دارد . دولت اسلامى موظف است‏بر اساس آن به كلیه معاهدات و پیمان‏هاى سیاسى و نظامى بسته شده با دیگر جوامع با دیده احترام بنگرد و التزام و پاى‏بندى خویش را حفظ كند . در برخى آیات قرآن به طور مطلق به رعایت پیمان‏ها اشاره شده، و برخى دیگر التزام به پیمان را یك تكلیف و مسؤولیت عنوان مى‏كنند; همچنین برخى آیات ضمن تاكید بر وفاى به عهد و التزام به پیمان‏ها پیامدهاى زیانبار نقض پیمان را هم گوشزد مى‏كنند . اصل وجوب وفاى به عهد و التزام به پیمان‏ها مورد اتفاق مفسران است و همگان به وجوب وفاى به عهد و حرمت‏خیانت و غدر در حق مسلمان و غیرمسلمان اذعان كرده‏اند . (46)

از نظر صغروى و تطبیق این اصل و همچنین حوزه شمول و ابعاد آن، تفاسیر و دیدگاه‏هاى متفاوتى ارائه گردیده است . آیا وجوب وفاى به عهد كلیه عهدها، اعم از پیمان‏هاى مكتوب و شفاهى را در بر مى‏گیرد یا اختصاص به پیمان‏هاى رسمى و مكتوب دارد؟ عده‏اى از مفسران با استناد به مطلق بودن «عهد» ، پیمان شفاهى و مكتوب را مشمول آن مى‏دانند . برخى بالاتر از اطلاق، ادعاى عموم لفظ «عهد» را مطرح كرده و آن را شامل كلیه مواثیق و تعهدات مى‏دانند و مى‏گویند: این حكم از نظر حوزه شمول به معاهدات میان مسلمانان اختصاص ندارد، بلكه مربوط به تمام افراد و كلیه پیمان‏ها مى‏گردد، البته با رعایت‏حلال و حرام الهى; بنابراین لفظ عهد، عام و شامل كلیه عقود و پیمانى است كه مطابق دیانت در مسائل اقتصادى (بیع) و اجتماعى و سیاسى منعقد گردیده است . (47)

از مجموع آیاتى كه به وجوب وفاى به عهد اشاره دارند، چند نكته برداشت مى‏شود:

1 . اصل بقاى معاهدات و اعتبار آن تا زمان انقضاى مدت;

2 . جایز نبودن خدعه و غدر با طرف مقابل و وجوب وفاى به عهد تا زمان انقضاى مدت;

3 . وقتى قرارداد بسته شد از نظر قرآن تحت هیچ شرایطى نباید آن را شكست، مگر آن‏كه طرف مقابل آن را نقض كند و به غدر و خدعه روى آرد . (48)

بیشتر مفسران، چنان كه اشاره شد، با استناد به اطلاق یا عموم لفظ عهود و عقود آن را شامل كلیه مواثیق و پیمان‏هاى كتبى و شفاهى مى‏دانند; همچنین اطلاق مزبور، از نظر حوزه و گستره، كلیه پیمان‏ها اعم از پیمان‏هاى اقتصادى و امنیتى و سیاسى را در برمى‏گیرد; بنابراین مقصود از «اوفوابالعهد» و «اوفوا بالعقد» كلیه عقود و پیمان‏هایى است كه مردم یا براى برقرارى صلح یا مسائل مالى و بیع و شرا و اجاره و غیره با طرف مقابل مى‏بندند . (49)

در سیره عملى رهبران معصوم به خصوص پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله نیز این اصل در چارچوب كلى رفتار خارجى دولت اسلامى با غیرمسلمانان قرار مى‏گیرد . احادیث متواترى از رسول اكرم در این زمینه وجود دارد كه حضرت مسلمانان را از لزوم پاى‏بندى به پیمان‏ها و حرمت نقض پیمان آگاه مى‏سازد . (50)

سیره عملى حضرت نیز به‏خوبى این مطلب را تاكید مى‏كند كه برجسته‏ترین آن، التزام و پاى‏بندى حضرت به مفاد صلح حدیبیه است كه پیامبر با ناخشنودى افراد تازه مسلمانى را كه از شكنجه و آزار قریش به سوى مدینه هجرت كرده بودند باز مى‏گرداند . (51) امام على علیه السلام نیز در نهج‏البلاغه لزوم وفاى به عهد و التزام به پیمان‏هاى سیاسى و نظامى را آن‏چنان مهم مى‏خواند كه شكستن آن را صلاح نمى‏داند، امام مى‏فرماید:

اگر میان تو و دشمنت پیمانى بسته شد و یا تعهد كردى كه به وى پناه دهى، جامه وفا را بر عهد خویش بپوشان و تعهدات خویش را محترم بشمار و جان خویش را سپر تعهدات خویش قرار ده، زیرا هیچ یك از فرایض الهى نیست كه همچون وفاى به عهد و پیمان مورد اتفاق مردم جهان - با همه اختلاقى كه دارند - باشد، حتى مشركان زمان جاهلیت آن را مراعات مى‏كردند، زیرا عواقب پیمان‏شكنى را آزموده بودند; بنابراین هرگز پیمان شكنى مكن و در عهد خود خیانت روا مدار، (52) هرگز نباید در تنگناها، كه تو را به پیمان شكنى مى‏خوانند، به نقض پیمان روى آورى، زیرا شكیبایى در تنگناها، كه امید گشایش و پیروزى در عاقبت آن دارى، بهتر از پیمان شكنى و خیانتى است كه مجازات الهى را در پى‏دارد . (53)

بنابراین از نظر اسلام التزام به پیمان و وفاى به عهد یك سیاست استراتژیك و بلند مدت است كه تحت هیچ شرایطى مجوزى براى نقض آن وجود ندارد . از مجموع آیات و روایات در این قسمت چنین استفاده مى‏شود هنگامى كه مسلمانان یا حكومت اسلامى با دولت‏یا مردمانى كه مسلمان نیستند، با رعایت‏سایر اصول، معاهده‏اى را امضا كردند یا با مؤسسات تجارى و خدماتى آنان قراردادى بستند، جز در صورت تخلف طرف مقابل، نقض آن به هیچ وجه جایز نیست و وفاى آن به حكم عقل و شرع لازم است . (54)

پى‏نوشت‏ها:

1) دانش آموخته حوزه علمیه قم و دانشجوى دكترى روابط بین‏الملل دانشگاه شهید بهشتى .

2) ر . ك: كى . جى . هالستى، مبانى تحلیل سیاست‏بین الملل، ترجمه بهرام مستقیمى (تهران: دفتر مطالعات سیاسى و بین المللى، 1376 .)

3) نادیه محمود مصطفى، المدخل المنهاجیه فى العلاقات الدولیة فى الاسلام (المعهد العالمى للفكر الاسلامى، 1996م .)

4) ابن هشام، السیرة النبویه، تحقیق محى الدین عبدالمجید (مطبعة السعاده) ج‏2، ص‏314 .

5) براى مطالعه مبسوط این دوگونه برخورد با آیات جهاد و صلح ر . ك: سیف الدین عبدالفتاح، القران و نظیر العلاقات الدولیه فى الاسلام; نادیه محمود مصطفى، المدخل المنهاجیه فى العلاقات الدولیة فى الاسلام (المعهد العالمى للفكر الاسلامى، 1996م) ص 15- 89 .

6) از جمله آیات ناظر به اصل دعوت ر . ك: سورهاى: انبیاء (21) آیه 107 و بقره (2) آیه 151 و اسراء (17) آیه 15 و مائده (5) آیه 19 و نساء (4) آیه 165 و مزمل (73) آیه 15 و احزاب (33) آیه 45، 46 و الحاقه (69) آیه 10 و توبه (9) آیه 128 و . . . .

7) و ما كنا معذبین حتى نبعث رسولا» - «اسراء (17) آیه 15» .

8) قل یا اهل الكتاب تعالوا الى كلمة سواء بیننا و بینكم الا نعبد الا الله و لانشرك به شیئا . «آل عمران (3) آیه 64» .

9) نمونه‏هاى متعددى از سیره پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله بیانگر این نكته است . از جمله صلح حدیبیه، ارسال پیام و سفیر به دربار امپراتورى ایران و رم و غیره . براى مطالعه مبسوط در مورد سیره پیامبر در این زمینه ر . ك: وهبة‏الزحیلى، آثار الحرب فى الاسلام (دمشق: دارالفكر، 1992م) ص 320- 323 .

10) ر . ك: محمد تقى جعفرى، ترجمه و شرح نهج البلاغه، ج‏10، ص 174- 176 .

11) متقى هندى، كنزالعمال (بیروت: مؤسسة الرسالة، 1979م) ج‏4، ص‏483 .

12) ابن هشام، السیرة النبویه (القاهره: مكتبة الكلیات الازهریه، 1978م) ج‏3، ص 216 .

13) ر . ك: نادیه محمود مصطفى، العلاقات الدولیه فى الاسلام وقت الحرب (المعهد العالمى للفكر الاسلامى، 1996م) ص 27 .

14) سوره توبه (9) آیه 36 .

15) سوره انفال (8) آیه 39 .

16) سوره توبه (9) آیه 5 .

17) ر . ك: ابوالاعلى مودودى، الجهاد فى سبیل الله، ص‏41; سید قطب، فى ظلال القرآن، ص‏1432 .

18) محمد حسین طباطبایى، تفسیر المیزان (قم: انتشارات اسلامى، 1368) ج‏2، ص 66 .

19) همان، ص‏67 .

20) شیخ بهایى، جامع عباسى، كتاب الجهاد ص‏155 (چاپ سنگى .)

21) حسن بن یوسف حلى، تبصرة‏المتعلمین، ص‏80 (چاپ نجف .)

22) مرتضى مطهرى، جهاد (تهران: صدرا، 1368) ص‏29 .

23) ر . ك: عبدالله بن ابراهیم بن على الطریقى، الاستغاثه بغیرالمسلمین فى الفقه الاسلامى (مؤسسة الرسالة، چاپ دوم، 1414 ق) ص 107 به بعد .

24) بقره (2) آیه 208 .

25) ر . ك: رمضان البواطى، جهاد فى الاسلام كیف نفهمه و كیف نمارسه؟ (دمشق: دارالفكر، چاپ دوم، 1995م) ص‏227 .

26) وهبة الزحیلى، آثار الحرب فى الاسلام (دارالفكر، چاپ چهارم، 1992م) ص‏78 .

27) سوره نساء (4) آیه 141 .

28) ابن عربى، احكام القرآن (بیروت: دارالكتاب العربى، 1421ق) ج‏1، ص‏554 .

29) حافظ عماد الدین ابى‏الفداء، تفسیرالقرآن العظیم (بیروت: دارصادر، 1999م) ج‏2، ص‏114 .

30) رك: ابوالفضل شكورى، فقه سیاسى، ج‏2، ص‏384 .

31) اسراء (7) آیه 34 .

32) براى مطالعه بیشتر در مورد مستندات فقهى این اصل ر . ك: بجنوردى، القواعد الفقهیه، ج‏1، ص 157- 161 .

33) براى توضیح بیشتر ر . ك: محمد رضا دهشیرى، اصول و مبانى دیپلماسى اسلامى در: مجموعه آثار امام خمینى و حكومت اسلامى، ج‏6، ص‏63 .

34) امام روح الله خمینى، صحیفه نور، ج‏3، ص‏4 .

35) از جمله به آیات زیر استدلال شده است: سوره نساء (4) آیه 138، 139 و انفال (8) آیه 73 و مائده (5) آیه 55، 65 .

36) یا ایها الذین آمنوا لاتتخذوا بطانة من دونكم‏» - «آل عمران (3) آیه 118» .

37) فالمقصود بالبطانة اذن المقربون لدى الشخص فالمسلمون لایجوز لهم اتخاذ الكافر . سواء كان فردا ام جماعة ام دولة، بمنزلة صاحب السر، بحیث‏یقرب و یعظم و یرجع الیه فى عظام الامور و مهامها و یفضى الیه باسرار المسلمین‏» - «ر . ك: ابن عربى، احكام القران ، ج‏4، ص 1783» .

38) امام روح الله خمینى، تحریر الوسیله، ج‏1، ص‏485، مسائل 4، 5 و 6 .

39) بجنوردى، پیشین، ج‏1، ص 159 .

40) از جمله ر . ك: سوره نساء (4) آیه 138 و منافقون (63) آیه 8 .

41) ان الدین عندا

نوشته شده توسط امیر گروسی در چهارشنبه 26 مهر 1385 و ساعت 11:10 ق.ظ [+] | نظرات ()





Powered by WebGozar

در یکروز چه مقدار قرآن می خوانید؟ •