تبلیغات
پژوهشی در قرآن - اهمیت سکوت

ما پیام عید رهبر را چو مصحف می کنیم مثل دستورالعمل همواره مصرف می کنیم کوری چشم سران فتنه و بیگانگان چشم آقا ، کار و همت را مضاعف می کنیم



تعداد کلیه مطالب ارسالی :
تعداد نویسندگان وبلاگ :
تاریخ آخرین بروزرسانی :
تعداد بازدید امروز :
تعداد بازدید دیروز :
تعداد کل بازدید این ماه :
تعداد کل بازدید ماه گذشته :
تعداد کل بازدیدها :
تاریخ آخرین بازدید از وبلاگ :

  


سلام

دوستان یکی از روشهای تدبیر و اندیشه سکوت است. ما در بین سخنان بزرگانمان بسیار تأکید به سکوت داشتیم تا حدی که اگر در احوالات تمام علماء بنگریم خواهیم دید که ایشان بیشتر به سکوت و تفکر مشغول بودند. اما من بحث سکوت را از میان یکی دو کتاب انتخاب کرده ام که می توانید در ادامه مطلب بخوانید

 

سكوت در آیات قرآن مجید

در دو مورد از آیات قرآن مجید مساله سكوت به عنوان یك ارزش والا مطرح شده‏است.

نخست در داستان حضرت مریم علیها السلام مى‏خوانیم كه در آن لحظات طوفانى كه درد سخت زائیدن به او دست داد آن گونه كه او را از آبادى به بیابان خشك و خالى كشاند، به قدرى غم و اندوه سراسر وجود او را فراگرفته بود كه حساب نداشت، مخصوصا از این كه نوزادش متولد شود و رگبار تهمتهاى مردم بى‏ایمان متوجه او گردد تا آنجا كه تقاضاى مرگ از خدا كرد; در این هنگام ندائى شنید كه به او دستور مى‏دهد غمگین مباش پروردگارت از پائین پاى تو چشمه آب گوارائى جارى ساخته (و درخت‏خشكیده خرما به فرمان او به بار نشسته است) ... از آن غذاى لذیذ بخور و از آن چشمه گوارا بنوش و چشمت را (به مولود تازه) روشن دار و هرگاه انسانى را دیدى و از تو توضیح خواست‏با اشاره بگو: من براى خداى رحمان روزه گرفته‏ام و امروز با احدى سخن نمى‏گویم (فاجاءها المخاض الى جذع النخلة قالت‏یا لیتنى مت قبل هذا و كنت نسیا منسیا - فنادها من تحتها الاتحزنى قد جعل ربك تحتك سریا - و هزى الیك بجذع النخلة تساقط علیك رطبا جنیا - فكلى و اشربى و قرى عینا فاما ترین من البشر احدا; فقولى انى نذرت للرحمن صوما فلن اكلم الیوم انسیا)

در این كه این ندا كننده جبرئیل بوده است‏یا نوزاد مریم (یعنى حضرت مسیح) در میان مفسران گفتگو است; بعضى این پیام را مناسب مقام جبرئیل دانسته‏اند ولى به گفته علامه طباطبائى در «المیزان‏» تعبیر به «من تحتها» (از پائین پاى او) تناسب با حضرت‏مسیح علیه السلام دارد، افزون بر این ضمیرهائى كه در آیه وجود دارد غالبا به حضرت‏مسیح علیه السلام بر مى‏گردد، و مناسب است كه ضمیر در «نادى‏» نیز به او بر گردد، ولى به هرحال آنچه در اینجا مورد توجه ما است این است كه دستور به نذر سكوت، یك دستور الهى بود، خواه به وسیله فرشته الهى به (جبرئیل) ابلاغ شده باشد یا به وسیله حضرت‏مسیح علیه السلام و مى‏دانیم نذر همواره به كارى تعلق مى‏گیرد كه داراى رجحان و مطلوبیت الهى باشد، بنابراین «روزه سكوت‏» - حداقل - در آن امت‏یك عمل الهى بود، و از تعبیر آیه چنین بر مى‏آید كه نذر سكوت براى مردم آن زمان یك كار شناخته شده بود; به همین دلیل، هنگامى كه مریم با اشاره اظهار داشت كه روزه سكوت گرفته‏ام ظاهرا كسى بر این كار او ایراد نگرفت.

این احتمال نیز داده شده است كه روزه او از آب و غذا و كلام بوده نه تنها سكوت.

البته روزه‏سكوت در شریعت اسلام به خاطر تفاوت شرایط زمان و مكان تحریم شده و در حدیثى از امام سجاد، على‏بن‏الحسین علیهما السلام مى‏خوانیم «وصوم الصمت‏حرام; روزه سكوت حرام است!»

همین معنى در حدیث دیگرى در وصایاى پیامبر صلى الله علیه و آله به على علیه السلام نیز آمده است

در حدیث دیگرى نیز از امام صادق علیه السلام مى‏خوانیم: «ولاصمت‏یوما الى اللیل; روزه سكوت از صبح تا به شب در اسلام وجود ندارد!»

البته یكى از آداب صوم كامل در اسلام این است كه انسان هنگام روزه گرفتن زبان خود را از آلودگى به گناه و سخنان باطل حفظ كند همان‏گونه كه چشم و گوش را باید از آلودگى به گناه محافظت كرد. امام صادق علیه السلام در حدیثى مى‏فرماید: «ان الصوم لیس من الطعام و الشراب وحده ان مریم قالت انى نذرت للرحمان صوما اى صمتا فاحفظوا السنتكم و غضوا ابصاركم ... ; روزه تنها از غذا و نوشیدنیها نیست (مگر نمى‏بیند كه) مریم گفت: من براى خداوند رحمان روزه‏اى نذر كرده‏ام; یعنى، سكوت را، بنابراین هنگامى كه روزه هستید زبانهاى خود را حفظ كنید و چشمان خود را (از گناه) ببندید!»

به هر حال، از مجموع آیه و روایاتى كه در تفسیر آن آمده اهمیت‏سكوت و ارزش آن ظاهر مى‏شود.

در آیه‏10 همین سوره (مریم) اشاره دیگرى به اهمیت‏سكوت دیده مى‏شود آنجا كه در داستان «زكریا» علیه السلام مى‏خوانیم: «هنگامى كه مژده تولد حضرت «یحیى‏» علیه السلام در آینده نزدیك به او داده شد در حالى كه هم خودش پیر و ناتوان بود و هم همسرش نازا، از خداوند تقاضاى نشانه‏اى كرد، (قال رب اجعل لى آیة) و به او وحى شد كه: نشانه تو آن است كه سه شبانه روز تمام در حالى كه زبانت‏سالم است قدرت سخن گفتن با مردم را نخواهى داشت (تنها زبانت‏به ذكر خدا و مناجات با او گردش مى‏كند) (قال آیتك الا تكلم الناس ثلاث لیال سویا).

درست است كه در این آیه تحسین یا مذمتى از سكوت نیست، ولى همین اندازه كه آن‏را به‏عنوان یك آیت الهى براى «زكریا» قرار داد دلیل بر این است كه ارزش‏الهى دارد.

همین معنى در سوره آل عمران، آیه‏41 نیز آمده است كه «زكریا» پس از شنیدن این مژده‏بزرگ (مژده‏صاحب فرزند شدن، آن هم فرزند صالح و بسیار برجسته‏اى همچون یحیى علیه السلام) تقاضاى آیت و نشانه‏اى از پروردگارش كرد، در پاسخ به او فرمود: آیت و نشانه تو آن است كه سه روز جز با اشاره و رمز با مردم سخن نخواهى گفت (قال آیتك الا تكلم الناس ثلاثة ایام الا رمزا).

بعضى از مفسران احتمال داده‏اند كه خود دارى زكریا از سخن گفتن با مردم جنبه اختیارى داشته نه این‏كه زبان او بى‏اختیار جز با ذكر خدا باز نمى‏شده; و به تعبیر دیگر، او مامور به روزه سكوت در آن سه روز بود.

«فخر رازى‏» این قول را از «ابومسلم‏» نقل مى‏كند و آن را تفسیر زیبا و معقولى مى‏شمرد، ولى این تفسیر با محتواى آیه چندان سازگار نیست; زیرا زكریا درخواست آیه و نشانه‏اى براى آن بشارت الهى كرده بود و سكوت اختیارى نمى‏تواند دلیل بر این معنى باشد جز با تكلف.

به هر حال، این گفتگوها درباره تفسیر آیه در آنچه ما به دنبال آن هستیم یعنى ارزش سكوت از نظر قرآن تاثیر چندانى ندارد; زیرا از آیات بالا بخوبى استفاده مى‏شود كه سكوت یك ارزش والا داشته كه به عنوان یك آیت الهى ارائه شده است.

سكوت در روایات اسلامى

اهمیت «صمت‏» (سكوت) در روایات اسلامى بازتاب بسیار گسترده‏اى دارد، و نكته‏هاى دقیق و ظریفى درباره آن بیان شده، و آثار و ثمرات آن با تعبیرات جالبى تشریح شده است، كه به بخشى از آن ذیلا اشاره مى‏شود.

1- در زمینه تاثیر سكوت در تعمیق تفكر و استوارى عقل، از رسول‏خدا صلى الله علیه و آله نقل شده كه فرمود: «اذا رایتم المؤمن صموتا فادنوا منه فانه یلقى‏الحكمة و المؤمن قلیل الكلام كثیر العمل و المنافق كثیر الكلام قلیل العمل; هنگامى كه مؤمن را خاموش ببینید به او نزدیك شوید كه دانش و حكمت‏به شما القا مى‏كند، و مؤمن كمتر سخن مى‏گوید و بسیار عمل مى‏كند، و منافق بسیار سخن مى‏گوید و كمتر عمل مى‏كند.»

2- در حدیث دیگرى در همین زمینه از امام صادق علیه السلام مى‏خوانیم كه فرمود: «دلیل العاقل التفكر و دلیل التفكر الصمت; نشانه عاقل فكر كردن و نشانه فكر كردن، سكوت نمودن است.»

3- در حدیث دیگرى از امام امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است: «اكثر صمتك یتوفر فكرك و یستنر قلبك و یسلم الناس من یدك; بسیار خاموشى برگزین تا فكرت زیاد شود، و عقلت نورانى گردد، و مردم از دست (و زبان) تو سالم بمانند!»

از این روایات بخوبى استفاده مى‏شود كه رابطه دقیق میان بارور شدن فكر و اندیشه، با سكوت وجود دارد; دلیل آن هم روشن است، زیرا قسمت مهمى از نیروهاى فكرى انسان در فضول كلام و سخنان بیهوده از میان مى‏رود; هنگامى كه انسان سكوت را پیشه مى‏كند، این نیروها متمركز مى‏گردد، و فكر و اندیشه را به كار مى‏اندازد، و ابواب حكمت را به روى انسان مى‏گشاید; به همین دلیل، مردم سخن گفتن بسیار را دلیل كم عقلى مى‏شمرند و افراد كم عقل سخنان بیهوده بسیار مى‏گویند.

4- از بعضى از روایات استفاده مى‏شود كه یكى از مهمترین عبادت سكوت است; از جمله، در مواعظ پیامبراكرم صلى الله علیه و آله به ابوذر مى‏خوانیم: «اربع لایصیبهن الا مؤمن، الصمت و هو اول العبادة ...; چهار چیز است كه تنها نصیب مؤمن مى‏شود، نخست‏سكوت است كه سرآغاز عبادت مى‏باشد ...»

5- از بعضى از احادیث استفاده مى‏شود كه پرگویى مایه قساوت و سنگدلى است، در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى‏خوانیم: «كان المسیح علیه السلام یقول لا تكثر الكلام فى غیر ذكر الله فان الذین یكثرون الكلام فى غیر ذكر الله قاسیة قلوبهم ولكن لا یعلمون; حضرت مسیح علیه السلام مى‏فرمود; جز به ذكر خدا سخن زیاد مگویید، زیرا كسانى كه در غیر ذكر خدا سخن بسیار مى‏گویند دلهایى پر قساوت دارند ولى نمى‏دانند!»

6- در حدیث دیگرى از امام على‏بن‏موسى‏الرضا علیهما السلام مى‏خوانیم: سكوت نه تنها از اسباب علم و دانش است، بلكه راهنما به سوى هرخیر و نیكى است; فرمود: «ان الصمت‏باب من ابوااب الحكمة، ان الصمت‏یكسب المحبة انه دلیل على كل خیر; سكوت درى از درهاى دانش است، سكوت محبت مى‏آورد، و دلیل و راهنماى همه خیرات است.»

این كه مى‏فرماید: سكوت محبت مى‏آورد به خاطر این است كه بسیارى از رنجشها و عداوتها از نیش زبان زدن و تعبیرات نامناسب درباره اشخاص حاصل مى‏شود، و سكوت انسان را از آن نجات مى‏دهد.»

7- سكوت سبب نجات از بسیارى از گناهان مى‏شود و در نتیجه كلید ورود در بهشت است. چنان‏كه در حدیثى از پیامبراكرم صلى الله علیه و آله مى‏خوانیم: كه مردى نزد آن حضرت آمد (و طالب سعادت و نجات بود) پیغمبر صلى الله علیه و آله فرمود: آیا تو را به چیزى راهنمایى كنم كه خدا به وسیله آن تو را وارد بهشت مى‏سازد، عرض كرد آرى اى رسول‏خدا! سپس دستور به انفاق و یارى مظلوم و كمك از طریق مشورت فرمود، و بعد دستور به سكوت داد و فرمود: «فاصمت لسانك الا من خیر; سكوت اختیار كن جز از نیكیها» و در پایان افزود: «هرگاه یكى از این صفات در تو باشد، تو را به سوى بهشت مى‏برد.»

8- بى شك یكى از آثار مثبت‏سكوت، آراسته شدن به زیور و قار است. همان‏گونه كه در حدیثى از امیرمؤمنان على علیه السلام مى‏خوانیم: «الصمت‏یكسیك الوقار، و یكفیك مئونة الاعتذار;سكوت لباس وقار برتو مى‏پوشاند و مشكل عذر خواهى را از تو بر مى‏دارد!»

شخصى كه زیاد سخن مى‏گوید; اشتباهات فراوانى دارد كه هم از ابهت او مى‏كاهد، و هم او را وادار به عذر خواهى مكرر مى‏كند.

9- همین معنى به شكل گویاترى در حدیث دیگرى از همان حضرت آمده است، فرمود: «ان كان فى الكلام بلاغة ففى الصمت السلامة من العثار; اگر در سخن گفتن، بلاغت‏بوده باشد، در سكوت سلامت از لغزشهاست!»

از این حدیث استفاده مى‏شود كه سكوت حتى بر سخنان بلیغ گاهى برترى دارد!

10- این بحث را با حدیث دیگرى از امام حسن علیه السلام پایان مى‏دهیم هرچند در این زمینه احادیث فراوان دیگرى باقى مانده كه ذكر همه آنها ما را از روشى كه در این مباحث داریم درو سازد; فرمود: «نعم العون الصمت فى مواطن كثیرة و ان كنت فصیحا; سكوت یاور خوبى است در بسیارى از موارد، هرچند سخن گویى فصیح باشى!»

رفع یك اشتباه

آنچه در بالا درباره اهمیت‏سكوت و آثار سازنده و مثبت آن در تعمیق تفكر آدمى و جلوگیرى از اشتباهات و مصون ماندن از انواع گناهان و حفظ شخصیت و ابهت و وقار، و عدم نیاز به عذر خواهى‏هاى مكرر و مانند آن آمد، به این معنى نیست كه سخن گفتن همه جا نكوهیده و مذموم باشد، و انسان از همه چیز لب فرو بندد، چرا كه این خود آفت‏بزرگ دیگرى است.

هدف از ستایش سكوت در آیات و روایات اسلامى، باز داشتن از پرگویى و سخنان لغو و بیهوده و گفتارهاى اضافى و غیر لازم است وگرنه در بسیارى از موارد، سخن گفتن، واجب و لب فرو بستن و سكوت، حرام مسلم است.

مگر نه این است كه نعمت‏بیان به صورت بزرگترین نعمت در سوره الرحمن بعد از نعمت آفرینش انسان شمرده شده است، و یكى از بزرگترین افتخارات نوع بشر داشتن زبان گویا و قدرت بر تكلم است.

بسیارى از عبادات بزرگ مانند نماز، مراسمى از حج، تلاوت قرآن و اذكار، به‏وسیله زبان انجام مى‏شود:

امر به معروف و نهى از منكر، تعلیم علوم واجبه، ارشاد جاهل، تنبیه غافل، و راهنمایى به سوى حق و عدالت، و بسیارى از شؤون تعلیم و تربیت‏به وسیله زبان انجام مى‏گیرد; هیچ دانشمند و صاحب فكرى نمى‏گوید در این گونه موارد باید سكوت كرد. آنچه مایه بدبختى انسان و بازداشتن او از تهذیب نفس و سیر و سلوك الى الله است‏سخنان اضافى و به اصطلاح «فضول‏الكلام‏» است; بنابراین، باید از هرگونه افراط و تفریط در این مساله شدیدا پرهیز كرد.

امام سجاد على‏بن‏الحسین علیهما السلام در این باره سخنى دارد، كه سخن آخر و قول فصل است و حق مطلب را بخوبى ادا فرموده است.

كسى از آن حضرت پرسید: آیا سخن گفتن افضل است‏یا سكوت؟ امام علیه السلام در جواب فرمود:

«لكل واحد منهما آفات فاذا سلما من الافات فالكلام افضل من السكوت. قیل كیف ذلك یا بن رسول الله علیه السلام؟ قال: لان الله عزوجل ما بعث الانبیاء و الاوصیاء بالسكوت، انما بعث-هم بالكلام، و لا استحقت الجنة بالسكوت و لا استوجبت ولایة بالس-كوت و لا توقیت النار بالسكوت انما ذلك كله بالكلام، ما كنت لاعدل القمر بالشمس انك تصف فضل السكوت بالكلام و لست تصف فضل الكلام بالسكوت‏»; هركدام از این دو آفاتى دارد، هرگاه هر دو از آفت در امان باشد، سخن گفتن از سكوت افضل است، عرض شد اى پسر رسول‏خدا چگونه است این مطلب؟ فرمود: این به خاطر آن است كه خداوند متعال، پیامبران و اوصیاى آنها را به سكوت مبعوث و مامور نكرد، بلكه آنها را به سخن گفتن مبعوث كرد،هرگز بهشت‏با سكوت به دست نمى‏آید، و ولایت الهى با سكوت حاصل نمى‏شود، و از آتش دوزخ با سكوت رهایى حاصل نمى‏شود، همه اینها به وسیله كلام و سخن به دست مى‏آید، من هرگز ماه را با خورشید یكسان نمى‏كنم، حتى هنگامى كه مى‏خواهى فضیلت‏سكوت را بگویى با كلام آن را بیان مى‏كنى و هرگز فضیلت كلام را با سكوت شرح نمى‏دهى!»

بى‏شك «سكوت‏» و «سخن گفتن‏» هر كدام جائى و مقامى دارد و هر یك از آنها داراى جنبه‏هاى مثبت و جنبه‏هاى منفى است، و بى شك جنبه‏هاى مثبت‏سخن گفتن فزونتر از جنبه‏هاى منفى آن است; ولى از آنجا كه جنبه‏هاى مثبت‏سخن گفتن هنگامى آشكار مى‏شود كه انسان در مراحل تهذیب نفس توفیق كافى یافته باشد; به همین دلیل كسانى را كه در آغاز راهند بیشتر توصیه به سكوت مى‏كنند، و بعد از كسب سلطه بر هواى نفس و به اصطلاح مالك زبان شدن، مامور به سخن گفتن و هدایت مردم مى‏شوند.

در اینجا معیار روشنى داریم، هرگاه ما سخنانى را كه در شبانه روز مى‏گوییم روى یك نوار ضبط كنیم و بعد با دقت و سختگیرى و خالى از تعصب به بررسى آن بپردازیم مشاهده مى‏كنیم كه از میان صدها یا هزاران كلمه كه در طول یك شبانه روز از ما صادر شده، مقدار كمى از آن مربوط به اهداف الهى یا حوائج زندگى و ضروریات حیات مى‏باشد و بقیه فضول كلام و سخنان اضافى است كه در لابه‏لاى آن احیانا مطالب ناروا و گناه آلود یا سخنان مشكوك و مشتبه مى‏باشد.

هدف از سكوت مبارزه با انبوه فضول كلام و سخنان اضافى و بى‏هدف، و احیانا بى‏معنى یا گناه آلود است.

این نكته نیز شایان توجه است كه «صمت‏» و «سكوت‏» هر چند در منابع اصلى لغت تقریبا به یك معنى تفسیر شده است، ولى در كلمات بعضى از علماى اخلاق تفاوتى در میان آن دو دیده مى‏شود; به این معنى كه، سكوت ترك كلام بطور مطلق است، ولى «صمت‏» به معنى ترك سخن گفتن در امورى است كه هدف صحیحى را تعقیب نمى‏كند (ترك ما لا یعنیه) و آنچه براى سالكان الى الله و راهیان راه خدا و علاقه‏مندان به تهذیب نفس ضرورت دارد، بیشتر «صمت‏» است نه «سكوت‏».



نوشته شده توسط امیر گروسی در یکشنبه 19 شهریور 1385 و ساعت 06:09 ق.ظ [+] | نظرات ()





Powered by WebGozar

در یکروز چه مقدار قرآن می خوانید؟ •