تبلیغات
پژوهشی در قرآن - دختر بازی ممنوع

ما پیام عید رهبر را چو مصحف می کنیم مثل دستورالعمل همواره مصرف می کنیم کوری چشم سران فتنه و بیگانگان چشم آقا ، کار و همت را مضاعف می کنیم



تعداد کلیه مطالب ارسالی :
تعداد نویسندگان وبلاگ :
تاریخ آخرین بروزرسانی :
تعداد بازدید امروز :
تعداد بازدید دیروز :
تعداد کل بازدید این ماه :
تعداد کل بازدید ماه گذشته :
تعداد کل بازدیدها :
تاریخ آخرین بازدید از وبلاگ :

  


متأسفانه یک مشکل اخلاقی که در کشور ما بسیار شدید در بطن جامعه افتاده و در همین زمینه بسیاری از جوانان و گاها نوجوانان را به ورطه سقوط اخلاقی کشانده رابطه با نامحرم و به قول خودمون دختر بازی(و بر عکس) است.همیشه دوست داشتم ببینم که قران در این مورد چی میگه؟

اما در مورد رابطه با نامحرم کتابهای زیادی نوشته شده و قرآن هم بسیار اشاره کرده ولی امروز من چیزی را می خوام بگم که شاید هرگز نشنیده باشید:

« زمانی که حضرت رسول اعظم(ص) در مدینه بودند و برای نماز به مسجد می رفتند. پس از تمام شدن نماز یک عده ای از جوانان کوردل در بیرون از مسجد می ایستادند و برای زنان و دخترانی که از مسجد بیرون می آمدند مزاحمت ایجاد می کردند (به قول خودمون متلک می گفتند) برای همین آیه ای نازل شد (آیه60 سوره احزاب) و اشاره کرد که اگر اونا دست از کارشون بر ندارند غیرت پیامبر را بر می انگیزانیم و بر علیه شان می شورانیم.»

حالا فکر کنم همین درد در جامعه ما هم هست و یک عده جوان و نوجوان در بعضی جاها مثل مدارس و سر کوچه و تو معابر عمومی تجمع می کنند و برای مردم مزاحمت ایجاد می کنند. این آیه دقیقا جوابی برای این عده است.پس اگر دوست دارید در مورد این آیه بیشتر بدانید به ادامه این مطلب توجه کنید.

 

 لَئِن لَّمْ یَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا یُجَاوِرُونَكَ فِیهَا إِلَّا قَلِیلًا

è اگر منافقان و کسانی که در دلهایشان مرضی است و آنها که در مدینه شایعه می پراکنند از کار خود باز نایستند ، تو را بر آنها مسلطمی گردانیم تااز آن پس جز اندکی با تو در شهر همسایه نباشند

شأن نزول:

در تفسیر على بن ابراهیم در شان نزول آیه نخست چنین آمده است : آن ایام زنان مسلمان به مسجد مى رفتند و پشت سر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نماز مى گذاردند، هنگام شب موقعى كه براى نماز مغرب و عشا مى رفتند بعضى از جوانان هرزه و اوباش بر سر راه آنها مى نشستند و با مزاح و سخنان ناروا آنها را آزار مى دادند و مزاحم آنان مى شدند، آیه فوق نازل شد و به آنها دستور داد حجاب خود را بطور كامل رعایت كنند تا به خوبى شناخته شوند و كسى بهانه مزاحمت پیدا نكند.

در همان كتاب در شان نزول آیه دوم چنین مى خوانیم : گروهى از منافقین در مدینه بودند و انواع شایعات را پیرامون پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) به هنگامى كه به بعضى از غزوات مى رفت در میان مردم منتشر مى ساختند، گاه مى گفتند: پیامبر كشته شده ، و گاه مى گفتند: اسیر شده ، مسلمانانى كه توانائى جنگ را نداشتند و در مدینه مانده بودند سخت ناراحت مى شدند، شكایت نزد پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) آوردند، این آیه نازل شد و سخت این شایعه پراكنان را تهدید كرد.

 

 

 

 

تفسیر:

اخطار شدید به مزاحمان و شایعه پراكنان !

به دنبال نهى از ایذاء رسولخدا (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) و مؤ منان در آیات گذشته ، در اینجا روى یكى از موارد ایذاء تكیه كرده و براى پیشگیرى از آن از دو طریق اقدام مى كند:

نخست به زنان با ایمان دستور مى دهد كه هر گونه بهانه و مستمسكى را از دست مفسده جویان بگیرند، سپس با شدیدترین تهدیدى كه در آیات قرآن كم نظیر است منافقان و مزاحمان و شایعه پراكنان را مورد حمله قرار مى دهد.

در قسمت اول مى گوید: ((اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤ منین بگو روسریهاى بلند خود را بر خویش فرو افكنند تا شناخته نشوند و مورد آزار قرار نگیرند)) (یا ایها النبى قل لازواجك و بناتك و نساء المؤ منین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلك ادنى ان یعرفن فلا یؤ ذین ).

در اینكه منظور از شناخته شدن چیست ؟ دو نظر در میان مفسران وجود دارد كه منافاتى با هم ندارند.

نخست اینكه در آن زمان معمول بوده است كه كنیزان بدون پوشیدن سر و گردن از منزل بیرون مى آمدند، و از آنجا كه از نظر اخلاقى وضع خوبى نداشتند گاهى بعضى از جوانان هرزه مزاحم آنها مى شدند، در اینجا به زنان آزاد مسلمان دستور داده شد كه حجاب اسلامى را كاملا رعایت كنند تا از كنیزان شناخته شوند و بهانه اى براى مزاحمت به دست هرزگان ندهند.

بدیهى است مفهوم این سخن آن نیست كه اوباش حق داشتند مزاحم كنیزان شوند، بلكه منظور این است كه بهانه را از دست افراد فاسد بگیرند.

دیگر اینكه هدف این است كه زنان مسلمان در پوشیدن حجاب سهل انگار

و بى اعتنا نباشند مثل بعضى از زنان بى بند و بار كه در عین داشتن حجاب آنچنان بى پروا و لاابالى هستند كه غالبا قسمتهائى از بدنهاى آنان نمایان است و همین معنى توجه افراد هرزه را به آنها جلب مى كند.

در اینكه منظور از ((جلبات )) چیست مفسران و ارباب لغت چند معنى براى آن ذكر كرده اند:

1 - ملحفه (چادر) و پارچه بزرگى كه از روسرى بلندتر است و سر و گردن و سینه ها را مى پوشاند.

2 - مقنعه و خمار (روسرى ).

3 - پیراهن گشاد.

گرچه این معانى با هم متفاوتند ولى قدر مشترك همه آنها این است كه بدن را به وسیله آن بپوشاند (ضمنا باید توجه داشت ((جلباب )) به كسر و فتح جیم هر دو قرائت مى شود).

اما بیشتر به نظر مى رسد كه منظور پوششى است كه از روسرى بزرگتر و از چادر كوچكتر است چنانكه نویسنده ((لسان العرب )) روى آن تكیه كرده است .

و منظور از ((یدنین )) (نزدیك كنند) این است كه زنان ((جلباب )) را به بدن خویش نزدیك سازند تا درست آنها را محفوظ دارد، نه اینكه آن را آزاد بگذارند به طورى كه گاه و بیگاه كنار رود و بدن آشكار گردد، و به تعبیر ساده خودمان لباس خود را جمع و جور كنند.

اما اینكه بعضى خواسته اند از این جمله استفاده كنند كه صورت را نیز باید پوشانید هیچ دلالتى بر این معنى ندارد و كمتر كسى از مفسران پوشاندن

صورت را در مفهوم آیه داخل دانسته است .

به هر حال از این آیه استفاده مى شود كه حكم ((حجاب و پوشش )) براى آزاد زنان قبل از این زمان نازل شده بود، ولى بعضى روى ساده اندیشى درست مراقب آن نبودند آیه فوق تاكید مى كند كه در رعایت آن دقیق باشند.

و از آنجا كه نزول این حكم ، جمعى از زنان با ایمان را نسبت به گذشته پریشان مى ساخت ، در پایان آیه مى افزاید: ((خداوند همواره غفور و رحیم است )) (و كان الله غفورا رحیما).

هر گاه از شما تاكنون در این امر كوتاهى شده چون بر اثر جهل و نادانى بوده است خداوند شما را خواهد بخشید، توبه كنید و به سوى او باز گردید، و وظیفه عفت و پوشش را به خوبى انجام دهید.

به دنبال دستورى كه در آیه پیش به زنان با ایمان داده شد به بعد دیگر این مساله یعنى فعالیتهاى موذیانه اراذل و اوباش پرداخته مى گوید: ((اگر منافقان و كسانى كه در قلبشان بیمارى است و نیز كسانى كه اخبار دروغ در مدینه پخش مى كنند دست از كارشان بر ندارند ما تو را بر ضد آنان مى شورانیم ، و بر آنها مسلط خواهیم ساخت ، سپس جز مدت كوتاهى نمى توانند در كنار تو در این شهر بمانند))! (لئن لم ینته المنافقون و الذینهم فى قلوبهم مرض و المرجفون فى المدینه لنغرینك بهم ثم لا یجاورونك فیها الا قلیلا).

((مرجفون )) از ماده ((ارجاف )) به معنى اشاعه اباطیل به منظور غمگین

ساختن دیگران است ، و اصل ((ارجاف )) به معنى اضطراب و تزلزل است و از آنجا كه شایعات باطل ایجاد اضطراب عمومى مى كند این واژه به آن اطلاق شده است .

((نغرینك )) از ماده ((اغراء)) به معنى دعوت به انجام كار یاد گرفتن چیزى تواءم با تشویق و تحریض است .

از لحن آیه چنین استفاده مى شود كه سه گروه در مدینه مشغول خرابكارى بودند، هر كدام به نحوى اغراض شوم خود را پیاده مى كردند، و این به صورت یك برنامه و جریان در آمده بود و جنبه شخصى و فردى نداشت .

نخست ((منافقین )) بودند كه با توطئه هاى ضد اسلامى براى براندازى اسلام مى كوشیدند.

دوم اراذل و اوباش كه قرآن از آنها تعبیر به بیماردلان كرده (الذین فى قلوبهم مرض ) همانگونه كه این تعبیر در آیه 32 همین سوره احزاب در مورد افراد هوسباز و شهوتران نیز آمده است فلا تخضعن بالقول فیطمع الذى فى قلبه مرض : ((اى همسران پیامبر هنگامى كه سخن مى گوئید با نرمش سخن مگوئید مبادا بیماردلان در شما طمع كنند)).

گروه سوم كسانى بودند كه پخش شایعات در مدینه مخصوصا به هنگامى كه پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) و ارتش اسلام به غزوات مى رفتند به تضعیف روحیه بازماندگان مى پرداختند، و خبرهاى دروغین از شكست پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) و مؤ منین مى دادند، و به گفته بعضى از مفسران این گروه همان یهود بودند.

و به این ترتیب هر سه گروه را قرآن مورد تهدید شدید قرار داده است .

این احتمال نیز در تفسیر آیه وجود دارد كه برنامه هاى تخریبى سه گانه فوق همگى كار منافقان بوده و جدا ساختن آنها از یكدیگر جداسازى اوصاف است نه اشخاص .

به هر حال قرآن مى گوید: اگر اینها به اعمال زشت و ننگین خود ادامه دهند دستور حمله عمومى و یورش به آنها را صادر خواهیم كرد، تا با یك حركت مردمى مؤ منان ، همه را از مدینه ریشه كن سازیم ، و آنها نتوانند دیگر در این شهر بمانند.

و هنگامى كه از این شهر رانده شدند و از تحت حمایت حكومت اسلامى طرد گشتند ((هر كجا یافته شوند گرفته خواهند شد و به قتل خواهند رسید))! (ملعونین اینما ثقفوا اخذوا و قتلوا تقتیلا).

((ثقفوا)) از ماده ((ثقف )) و ((ثقافت )) به معنى دست یافتن بر چیزى با دقت و مهارت است ، و اگر به علم و فرهنگ ، ثقافت گفته مى شود نیز به همین جهت است .

اشاره به اینكه بعد از این حمله عمومى در هیچ جا در امان نخواهند بود، و آنها را با دقت جستجو و پیدا مى كنند و به دیار عدم فرستاده مى شوند.

در اینكه آیا منظور از این آیه این است كه آنها را در بیرون مدینه جستجو مى كنند و به قتل مى رسانند؟ یا اگر در داخل مدینه بعد از حكم تبعید عمومى بمانند گرفتار چنین سرنوشتى مى شوند؟ دو احتمال وجود دارد، و در عین حال منافاتى بین این دو نیست ، به این معنى كه پس از سلب مصونیت از این توطئه - گران بیمار دل شایعه ساز و مخرب و حكم اخراج آنها از مدینه ، چه آنجا بمانند و چه بیرون روند از دست مسلمانان شجاع و جان بر كف در امان نخواهند بود!

سپس در آخرین آیه مورد بحث مى افزاید این دستور تازه اى نیست ، ((این سنتى است الهى و همیشگى كه در اقوام پیشین بوده است )) كه هر گاه گروههاى خرابكار بى شرمى و توطئه را از حد بگذرانند فرمان حمله عمومى به آنها صادر

مى شود (سنة الله فى الذین خلوا من قبل ).

و چون این حكم یك سنت الهى است هرگز دگرگون نخواهد شد چرا كه ((براى سنت خداوند تبدیل و تغییرى نمى یابى )) (و لن تجد لسنة الله تبدیلا).

این تعبیر در حقیقت جدى بودن این تهدید را مشخص مى كند كه بدانند مطلب كاملا قطعى و ریشه دار است و تغییر و تبدیل در آن راه ندارد، یا باید به اعمال ننگین خود پایان دهند و یا در انتظار چنین سرنوشت دردناكى باشند.

 

نکات:

 

1 - از خود شروع كن !

در دستورى كه در آیات مورد بحث در زمینه رعایت حجاب اسلامى به طور كامل آمده است و به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) مى فرماید: این دستور را ابلاغ كن ، نخست همسران پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) مطرح شده اند، سپس دختران او، و بعد زنان با ایمان ، اشاره به اینكه هر گونه اصلاحى را باید از خود و خانواده خود شروع كنى و این برنامه اى است براى همه اصلاحگران بشرى .

و در میان همسران و دختران نخست همسران را عنوان مى كند، چرا كه آنها به مرد نزدیكترند، زیرا دختران همسر مى گیرند و به خانه هاى همسران خود منتقل مى شوند.

2 - پیشگیرى از دو راه

مفاسد اجتماعى چون غالبا تك علتى نیست باید مبارزه با آن را از همه جوانب شروع كرد، و جالب اینكه در آیات فوق براى جلوگیرى از مزاحمتهاى افراد هرزه ، نخست به زنان با ایمان دستور مى دهد كه بهانه اى به دست آنها ندهند، سپس مزاحمین را با شدیدترین تهدید بر سر جاى خود مى نشاند.

و این نیز برنامه اى است براى همیشه و همگان ، هم دوست را باید اصلاح كرد، و هم دشمن را با قدرت بر سر جاى خود نشانید.

3 - موضع نیرومند مسلمین

از تهدیدهاى شدید و پر قدرت آیات فوق به خوبى استفاده مى شود كه بعد از خاتمه یافتن ماجراى ((بنى قریظه )) و ریشه كن شدن این گروه از دشمنان خطرناك داخلى موقعیت مسلمانان در مدینه كاملا تثبیت شد، تنها مخالفتها از ناحیه منافقانى انجام مى گرفت كه به صورت ناشناس در صفوف مسلمین بودند، و یا جمعى از اوباش و هرزگان ، و شایعه پراكنان ، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نیز از موضع قدرت با آنها برخورد كرد، و به آنان شدیدا اخطار نمود كه اگر دست از سمپاشیها و توطئه ها بر ندارند با یك هجوم و حمله حسابشان یكسره خواهد شد، و همین برخورد قاطعانه و كاملا جدى و حساب شده اثر خود را كرد.

4 - ریشه كن كردن ماده فساد

آیا آنچه در آیات فوق براى ریشه كن كردن مفاسدى همچون توطئه هاى منافقان و مزاحمت مستمر نسبت به نوامیس مسلمانان و مفسده جوئى شایعه پراكنان آمده است در سایر اعصار و قرون و براى حكومتهاى اسلامى نیز مجاز است ؟

كمتر كسى از مفسران در این زمینه بحثى به میان آورده است ، ولى به نظر مى رسد كه این حكم مانند سایر احكام اسلامى اختصاص به زمان و مكان و اشخاصى نداشته باشد.

اگر به راستى سمپاشى و توطئه از حد بگذرد و به صورت یك جریان در آید، و جامعه اسلامى را با خطرات جدى روبرو سازد چه مانعى دارد كه حكومت

اسلامى دستور آیات فوق را كه به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) داده شده است به اجرا در آورد، و مردم را براى در هم كوبیدن ریشه هاى فساد بسیج كند؟!،

ولى بدون شك این گونه كارها و مانند آن ، به خصوص اینكه آن را یك سنت تغییر ناپذیر معرفى مى كند، بطور خودسرانه مجاز نیست ، و تنها باید به اذن ولى امر مسلمین و حكام شرع صورت گیرد.

5 - سنتهاى تغییر ناپذیر الهى

در آیات فوق خواندیم كه قرآن یكى از سنتهاى تغییر ناپذیر الهى را مساله ریشه كن كردن توطئه گران با یك حمله عمومى ذكر مى كند كه در امتهاى پیشین نیز بوده است .

نظیر این تعبیر در مورد دیگرى از قرآن نیز آمده است .

از جمله در همین سوره احزاب آیه 38 بعد از آنكه اجازه شكستن سنت غلط جاهلى را در مورد تحریم همسر مطلقه پسر خوانده صادر مى كند، مى فرماید: براى پیامبر گناه و جرمى نیست كه اوامر الهى را هر چه باشد اجرا كند، سپس مى افزاید: ((سنة الله فى الذین خلوا من قبل و كان امر الله قدرا مقدورا: ((در این سنت پروردگار است كه در اقوام پیشین و انبیاء سلف نیز بوده است و فرمان خدا بر اساس معیارهاى ثابت و تغییرناپذیرى بوده است )).

در سوره فاطر آیه 43 بعد از آنكه اقوام كافر و مجرم را تهدید به هلاكت مى كند مى فرماید: فهل ینظرون الا سنة الاولین فلن تجد لسنة الله تبدیلا و لن تجد لسنة الله تحویلا: ((آیا آنها انتظار همان سرنوشت شومى را مى كشند كه اقوام نخستین را در برگرفت ؟ اما هرگز براى سنت الهى تبدیلى نمى یابى و هیچگاه براى سنت الهى دگرگونى نمى بینى بر سر اینان همان فرود مى آید كه بر سر آنان آمد))!.

در آیه 85 سوره غافر بعد از آنكه تصریح مى كند كه ایمان آوردن كفار لجوج از اقوام پیشین به هنگام مشاهده عذاب استیصال مفید واقع نشد، اضافه مى كند: سنة الله التى قد خلت فى عباده و خسر هنالك الكافرون : ((این سنت الهى است كه در گذشته نیز در بندگانش اجرا مى شد، و در آنجا كافران گرفتار زیان و خسران شدند)).

و در سوره فتح آیه 23 بعد از آنكه پیروزى مؤ منان و شكست كفار و عدم وجود یار و یاور براى آنها را در جنگها مطرح مى كند مى افزاید: سنة الله التى قد خلت من قبل و لن تجد لسنة الله تبدیلا: ((این سنت پروردگار است كه در گذشته نیز بوده ، و هرگز سنت الهى تغییر نمى پذیرد.

و نیز در سوره اسراء آیه 77 هنگامى كه توطئه تبعید یا نابودى پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) را بیان مى فرماید اضافه مى كند: ((اگر آنها این كار خود را عملى مى كردند بعد از تو جز مدت كوتاهى باقى نمى ماندند)): سنة من ارسلنا قبلك من رسلنا و لا تجد لسنتنا تحویلا: ((این سنت پیامبرانى است كه قبل از تو فرستادیم و هرگز دگرگونى در سنت نمى بینى )).

از مجموع این آیات به خوبى استفاده مى شود كه منظور از ((سنت )) در اینگونه موارد قوانین ثابت و اساسى ((تكوینى )) یا ((تشریعى )) الهى است كه هرگز دگرگونى در آن روى نمى دهد، و به تعبیر دیگر خداوند در عالم تكوین و تشریع اصول و قوانینى دارد كه همانند قوانین اساسى مرسوم در میان مردم جهان دستخوش دگرگونى و تغییر نمى شود، این قوانین هم بر اقوام گذشته حاكم بوده است ، و هم بر اقوام امروز و آینده حكومت خواهد كرد.

یارى پیامبران ، شكست كفار، لزوم عمل به فرمانهاى الهى هر چند ناخوشایند محیط باشد، عدم فایده توبه به هنگام نزول عذاب الهى ، و مانند اینها جزء این سنتهاى جاودانى مى باشد.

این تعبیرات از یكسو به همه رهروان راه حق دلگرمى و آرامش مى بخشد و از سوى دیگر انسجام و وحدت دعوت انبیاء و یكپارچگى قوانین حاكم بر نظام آفرینش و نظام زندگى انسانها را روشن مى سازد، و در حقیقت شاخه اى است از شاخه هاى توحید.



نوشته شده توسط امیر گروسی در چهارشنبه 25 مرداد 1385 و ساعت 02:08 ق.ظ [+] | نظرات ()





Powered by WebGozar

در یکروز چه مقدار قرآن می خوانید؟ •