تبلیغات
پژوهشی در قرآن - احسان مادی و معنوی به والدین از منظر قرآن و حدیث

ما پیام عید رهبر را چو مصحف می کنیم مثل دستورالعمل همواره مصرف می کنیم کوری چشم سران فتنه و بیگانگان چشم آقا ، کار و همت را مضاعف می کنیم



تعداد کلیه مطالب ارسالی :
تعداد نویسندگان وبلاگ :
تاریخ آخرین بروزرسانی :
تعداد بازدید امروز :
تعداد بازدید دیروز :
تعداد کل بازدید این ماه :
تعداد کل بازدید ماه گذشته :
تعداد کل بازدیدها :
تاریخ آخرین بازدید از وبلاگ :

  


بسم الله الرحمن الرحیم

بالاخره تونستم یه کتابخانه و یک قسمت برای ارسال نامه به خودم را در وبلاگم راه اندازی کنم. اگر خواستید می تونید از این قسمتها که کنا ایمیل جایگزین شده استفاده کنید.

در زیر هم در مورد حقوق مادی و معنوی والدین مقاله ای را آوردم که فکر کنم مورد استفادتون قرار بگیره:

 

احسان مادی به والدین:

«یَسْئلُونَكَ مَاذَا یُنفِقُونَ قُلْ مَآ أَنفَقْتُم مِّنْ خَیْرٍ فَلِلْوَلِدَیْنِ...»(بقره 215)

از تو مى پرسند: "چه چیزى انفاق كنند {و به چه كسى بدهند}؟" بگو: "هر مالى انفاق كنید، به پدر و مادر و..."

 این قسم از احسان و نیكى كه در كتب فقهى از آن به انفاق والدین یاد مى شود، تحت شرایطى واجب مى شود. فرزندانى كه از قدرت مالى بر خوردارند. لازم است در امر تأمین خوراك، پوشاك و مسكن به والدین، آنها را همراهى كنند.

 شهید اول در لمعه مى فرماید: "و تجب النفقة على الابوین فصاعدا"

 نفقه پدر و مادر هر چه بالا روند واجب است.

در دارلروضة البهیة آمده است كه "و الواجب منها قدر الكفایة للمنفَق علیه من الاطعام و الكسوة و المسكین بحسب زفانة و مكانة".

مقدار واجب از نفقه كه شامل خوراك، پوشاك و مسكن است آن مقدارى است كه به تناسب زمان و مكان براى پدر و مادر كافى باشد.

 و نیز گفته شده كه اگر فرزندى ثروتمند بوده و پدر و مادرش فقیر باشند نفقه آنها بر عهد فرزندان مى‏باشد. به این معنا كه پدر و مادر مى‏تواند جهت خرجهاى لازم خود از مال فرزند استفاده كنند. و نیز گفته شده كه اگر فرزندى ثروتمند بوده و پدر.و مادرش فقیر باشند نفقه آن‏ها بر عهده فرزندان مى‏باشد. به این معنا كه پدر و مادر مى‏توانند جهت خرج‏هاى لازم خود از مال فرزند استفاده كنند.

قرآن در پاسخ كسانى كه گفتند چه چیزى را انفاق كنند، هم نوع انفاق را مشخص ساخته و هم كسانى كه باید از این انفاق بهره‏مند گردند را بیان نموده‏اند. در نوع انفاق كلمه "خیر" را آورده كه شامل هر نوع عمل، گفتار، كردار، و... كه مقید به حال منفق علیه باشد را مى شود، اعم از انفاق معنوى و انفاق مادى. هر حركتى كه موجب خوشحالى و شادى و رضایت منفق علیه شود. انفاق به پدر و مادر و نیز فرزندان موجب سرور و شادى متقابل مى شود.

در مورد نفقه پدر و مادر كافر و فاسق در كتاب جواهر الكلام آمده كه:

 "و تجب النفقة بلا خلاف اجده فیه لمن عرفت من الاصول و الفروع و لوكان فاسقا او كافرا بلا خلاف اجده فیه بل عن جماعة الاجماع علیه لاطلاق الادلّة"

نفقه پدر و مادرى كه فاسق و كافر هستند، نیز بر فرزندان واجب است و من هیچ مخالفتى در این حكم نیافتم. بلكه عده‏اى ادعاى اجماع بر آن نمودند و این نیز اطلاق ادله‏اى است كه دستور به احسان و نیكى به والدین مى نماید"

 البته ممكن است كسانى مناقشه كنند و دلیل آنها نمى باشد كه در این آیه آمده است كه مى فرمایدلَّاتَجِدُ قَوْمًا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْأَخِرِ یُوَآدُّونَ مَنْ حَآدَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ‏و وَلَوْ كَانُواْ ءَابَآءَهُمْ أَوْ أَبْنَآءَهُمْ أَوْ إِخْوَنَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ..(.

قومى را نیابى كه به خدا و روز باز پسین ایمان داشته باشند]و[ كسانى را كه با خدا و رسولش مخالفت كرده‏اند - هر چند پدرانشان با پسرانشان با برادرانشان یا عشیره آنان باشند -..."

 لذا مى گویم حكم به مصاحبت و نیكى به والدین اگر فاسق و كافر باشند با این آیه ساقط و از طرفى اصل عدم و وجوب مى باشد. ولكن صاحب جواهر مى فرماید: این مناقشه و دعوى رد مى شود به اینكه

 اولا: مصاحبت با والدین حتى اگر كافر باشند را اجماع بر آن دارند. و از طریق اجماع ما به آن واقف شدیم و فتوى فقهاء نیز كمك به آن مى كند.

 ثانیا: احتمال دارد معنى كه در مورد با والدین كافر آمده، بعد از امر به مصاحبت همراهى نیز وارد شده است. لذا این خاص را حمل بر اولاد مى كنیم بخصوص اینكه در خاص تفصیلى بین اولاد و والدین قائل نشده است.

احسان معنوى به والدین:

وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّاتَعْبُدُواْ إِلَّآ إِیَّاهُ وَبِالْوَلِدَیْنِ إِحْسَانًا...

و پروردگارت مقرر كرد كه جز او را مپرستید و به پدر و مادر ]خود[ احسان كنید..."

 براى روشن شدن معنى و مقصود احسان و نیكى لازم است كه حدیثى را كه شخصى از امام صادق  از قول خداى عزّوجل "و بالوالدین احسانا" پرسیدم. مقصود از احسان چیست؟

 فرمودند: احسان این است كه همدم خوبى براى پدر و مادر باشى و با خوشروئى و تواضع و دلسوزى با آنان رفتار كنى، و در خواست آنان را قبل از اینكه آنها از تو بخواهند، بجا آورى. هر چند در انجام آن توانا باشند. نیازمندیهاى آنها را نگفته شده فراهم كن.

آنگاه در این آیه فرمودند: (لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ..(.

هرگز به نیكوكارى نخواهید رسید تا آنچه دوست دارید انفاق كنید..."

 پس روشن مى شود كه مراد از این آیه انفاق مالى است كه: مورد محبت و رغبت انسانى است. از اینكه "انفاق" علّت وصول و رسیدن به "بّر" و نیكویى قرار داده شده، فهمیده مى شود كه به خصوص این جزء عنایت و اهتمام بیشترى داده شده است، زیرا آدمى مالى را كه خود تحصیل كرده و جمع نموده، آن را مانند جزء وجودى خود مى پندارد، و به قدرى تعلّق قلبى به او دارد، كه جدا شدن و مفقود شدن آن را جدا شدن جزئى از حیات و زندگى اش مى شمرد. بر خلاف سایر عبادات و اعمال، كه در نبودن آنها چندان فقدان و زوالى در ناحیه خود حس نمى كند.

و همچنین در آیه مى فرماید:

 )...إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَآ أَوْ كِلَاهُمَا فَلَاتَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلَاتَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلًا كَرِیمًا( .

اگر یكى از آن دو، در كنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها {حتى} "اوف" مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شایسته بگو.

 این سفارش بدان جهت است كه انسان با رسیدن به كهنسالى از جهاتى بسا كودك مى شود. و نیاز به یارى و حمایت پیدا مى كند. و با اینكه رعایت احترام پدر و مادر در سراسر زندگى شان لازم است، بدان جهت در آیه شریفه تنها به دوران پیرى آنها اشاره كرده است. كه انسان در مرحله سالخوردگى نیاز بیشترى به خدمت و یارى پیدا مى كند. چون پدر و مادر در این دوران سخت‏ترین حالات را دارند.

پس آیه شریفه نمى خواهد حكم را منحصر در دوران پیرى پدر و مادر كند، بلكه مى خواهد وجوب احترام پدر و مادر و رعایت ادب كامل در معاشرت و سخن گفتن با ایشان را بفهماند، حال چه در هنگام احتیاجشان به مساعدات فرزند و چه در حال دیگر.

  و در آیه دیگر مى فرمایند: ( وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّیَانِى صَغِیرًا)

و از سر مهربانى، بال فروتنى بر آنان بگستر و بگو: "پروردگارا، آن دو را رحمت كن چنانكه مرا در خُردى پروردند.

 معناى آیه این است كه در معاشرت و گفتگو با پدر و مادر طورى با ایشان رو به رو شوید كه تواضع و خضوع تو را احساس كنند. و بفهمند كه تو خود را در برابر ایشان خوار میدارى، و نسبت به ایشان مهر و محبت دارى. و اینكه فرموده: "و بگو پروردگارا ایشان را رحم كن به این دلیل است كه ایشان مرا در خُردیم تربیت كردند" دوران خردى و بیچارگى فرزند را بیاد او مى آورد، و به او مى فهماند كه، در این دوره كه پدر و مادر ناتوان شده تو بیاد دوره ناتوانى خود باش و از خدا بخواه كه خداى سبحان ایشان را رحم كند، همچنان كه ایشان تو را در خردیت رحم كردند. و تربیت كردند.

در حقیقت در آیاتى كه ذكر شد قسمتى از جزئیات و نحوه بر خورد مؤدبانه و فوق العاده احترام‏آمیز فرزندان را نسبت به پدران و مادران باز گو مى كند.

 - از یك سو، بر روى حالات پیرى پدران و مادران انگشت گذاشته، حالتى كه والدین از هر زمان دیگر بیشتر نیاز به محبت و احترام و دلجوئى دارند. ممكن است در این سن والدین به جایى برسند كه نتوانند، حتى از جاى خود بر خیزند. لذا به مراقبت بیشترى نیاز دارند.

 - از طرف دیگر به علت بالا رفتن سن و كم حوصلگى ممكن است اوقات تلخى كنند و حرفى بزنند كه مقتضاى سن آنها است لذا نباید بر سر آنها داد بكشیم بلكه باید كریمانه و بزرگوارانه با آنها بر خورد كنیم و زمانى‏كه روى به درگاه حضرت حق تعالى مى آورى آنها را دعا كنیم و نكته مهم در این دعا این است كه ما متوجه مى‏شویم كه یك روزى خودمان بچه بودیم نیاز به كمك داشتیم همین پدر و مادر كه الآن به علت ضعف قادر به حركت نیستند نیازهاى ما را بر آورده كرده‏اند. و با تمام توان، را در جهت سعادت و موفقیت ما تلاشى كردند.

پس محبتهاى پدر و مادر هیچ وقت پایان نمى پذیرند، به همین جهت بزرگ داشت و احترام آنان در زندگى از هر چیز دیگر ضرورى‏تر است، و انسان تا زنده است. این دو فرشته زمینى را باید دوست بدارد، و هیچگاه از اندرزهاى ایشان دریغ نكند.

 و از این آیه استفاده مى كنیم كه ما همگى باید در خدمت پدر و مادر كوشا باشیم. و به یاد آوریم روزهائى را كه هیچ‏گونه قدرتى نداشتیم و والدین با تمام دوستى و محبت از خود گذشتگى نموده، و براى مصالح ما هر ناراحتى و رنج را بر خود آسان و گوارا ساخته‏اند. و حالا زمان پاداش رسیده. وقت است كه باید آنان را مثل كودكى نوزاد اداره و نوازش كنیم. در واقع ما هر چه كنیم نمى توانیم كوچكترین جزئى از كردار و رفتار ایشان را نسبت به خودمان تلافى كنیم.

 پس احسان و نیكى معنوى فرزندان نسبت به والدین مى تواند تمام حركات و اعمال و گفتارها را كه موجب خوشحالى والدین مى شود. شامل شود. كه این مى‏تواند از دلجوئى پدر و مادر گرفته تا صحبت آرام، و كلام زیبا و طّیب گفتن، به آنان را شامل مى شود. گاه رسیدگى به امر یكى از دوستان والدین مى تواند گل خنده بر لبان والدین به وجود آورد. كه این از مصادیق نیكى به والدین است.



نوشته شده توسط امیر گروسی در پنجشنبه 31 فروردین 1385 و ساعت 02:04 ق.ظ [+] | نظرات ()





Powered by WebGozar

در یکروز چه مقدار قرآن می خوانید؟ •