تبلیغات
پژوهشی در قرآن - گزارش من از جشنواره

ما پیام عید رهبر را چو مصحف می کنیم مثل دستورالعمل همواره مصرف می کنیم کوری چشم سران فتنه و بیگانگان چشم آقا ، کار و همت را مضاعف می کنیم



تعداد کلیه مطالب ارسالی :
تعداد نویسندگان وبلاگ :
تاریخ آخرین بروزرسانی :
تعداد بازدید امروز :
تعداد بازدید دیروز :
تعداد کل بازدید این ماه :
تعداد کل بازدید ماه گذشته :
تعداد کل بازدیدها :
تاریخ آخرین بازدید از وبلاگ :

  


                                               بسم الله الرحمن الرحیم

دیروز من با دوستم از قم رفتیم تهران که تو جشنواره کاغذهای شیشه ای شرکت کنیم. متأسفانه یا خوشبختانه ما در آخرین ساعات از کارگاههای وبلاگ نویسی رسیدیم. اما آخرین کلاسی که ما رسیدیم دوستان داشتند در مورد تبدیل کردن فضای مجازی به حقیقی و مشکلاتی که دارند بحث می کردند. این الان سومین جشنواره وبلاگ نویسی که من شرکت می کنم. با مقایسه ای که می شد کرد با جشنواره ای قبلی که من رفته بودم، این جشنواره خیلی به هم ریخته تر و بی نظم تر بود. و تقریبا مثل یک طبل تو خالی برای تبلیغات بود. جشنواره هم که ساعت 5/2 برگزار شد به دلیل بی برنامگی، به صورت طنز اجرا می شد. چند تا مشکل پشت سر هم برای برنامه ها بوجود آمده بود. مثل: موقع پخش برنامه ها حضار ساکت نبودند، حضار هر چند وقت یک بار صدای گربه و دیگر حیوانات را در می آوردند، کلیپی که درست کرده بودند افتضاح بود، موقع تشویق یک عده ای دست می زدند و یک عده ای صلوات می فرستادند، یک چیز برای من بسیار ناراحت کننده بود اون هم این بود که وبلاگ نویسهایی که اسمشون را گذاشته بودند بچه مذهبی برای هر موضوعی که اونجا صحبت می شد شروع می کردند به فلسفه چیدند و مثل یک آدمهای که تازه بازی با الفاظ را یاد گرفتند داشتند حرفهای قلمبه سلمبه تحویل دیگران می دادند و فکر می کردند که دارند حرفهای خوب می زنند. و به نظر من و چند نفر دیگر که پیش من نشسته بودند اونها آدمهایی کا ملا بی منطق بودند که فقط اومده بودند حرفهای بیخودی بزنند. من واقعا تأسف خوردم از رفتار برخی ها. ولی کلا دستشون درد نکنه که این جشنواره را راه انداخته بودند(با اینکه حقش بود خیلی بیشتر از اینها روی جشنواره کار بشه). راستی مدعوین جلسه هم که اومده بودند آقای سید جواد هاشمی(بازیگر)، آقای دکتر صفار هرندی(وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی )، آقای عسگری (معاونت فرهنگی شهرداری) بودند. البته من و رفیقم از موقعیت استفاده کردیم و با آقای وزیر هم یک بحث کوچیک داشتیم که خبرهای خوبی بهمون داد.

راستی من اینجا هم دوستان خوبم آقای کارگر و آقا محمد صادق را دیدم و با یکی از دوستان جدید آشنا شدم که کاملا پسر خوب و با اخلاقی بودند. اسمش هم آقای محمد رسولی بود. عکس ایشان را هم زدم این زیر 

                          

راستی وبلاگ من هم در جشنوار فجر به عنوان بهترین وبلاگ فرهنگی انتخاب شده است به اینجا مراجعه کنید.امیدوارم که بتونم واقعا یک فرهنگی برای وبلاگ نویسان باشم.

التماس دعا

 



نوشته شده توسط امیر گروسی در پنجشنبه 27 بهمن 1384 و ساعت 10:02 ق.ظ [+] | نظرات ()





Powered by WebGozar

در یکروز چه مقدار قرآن می خوانید؟ •