تبلیغات
پژوهشی در قرآن - شروع دوباره(غیبت تابلوی ورود ممنوع بهشت)

ما پیام عید رهبر را چو مصحف می کنیم مثل دستورالعمل همواره مصرف می کنیم کوری چشم سران فتنه و بیگانگان چشم آقا ، کار و همت را مضاعف می کنیم



تعداد کلیه مطالب ارسالی :
تعداد نویسندگان وبلاگ :
تاریخ آخرین بروزرسانی :
تعداد بازدید امروز :
تعداد بازدید دیروز :
تعداد کل بازدید این ماه :
تعداد کل بازدید ماه گذشته :
تعداد کل بازدیدها :
تاریخ آخرین بازدید از وبلاگ :

  


سلام

بالاخره دوران آموزشی خدمت سربازی من تمام شد و دوباره وبلاگ نویسی آغاز شد. در این چند وقتی كه در آموزش بودم از فضای مجازی خیلی دور شدم و سعی می كنم كه تو این چند روز فقط وبلاگ گردی كنم. البته برای امروز یك مقاله ای آماده كردم با عنوان «غیبت، تابلوی ورود ممنوع بهشت» این مقاله شامل موارد زیر میشه كه فكر می كنم مورد توجه همه قرار بگیره(برای خواندن مقاله به ادامه مطلب مراجعه كنید):

1-غیبت در اصطلاح و لغت

2- غیبت در آیات قرآن

3- غیبت در احادیث و روایات

4- موارد استثنا غیبت

********

پانوشت:

* البته یك سری مقاله دارم اماده می كنم كه راجع به گناهان قرآنی میشه كه كم كم در وبلاگ قرار می دم

* مسابقه وبلاگ نویسی هم تبیان زنجان برگزار می كنه كه به نظرم بد نیست دوستانی كه مذهبی نویس هستند شركت كنند

* دوران آموزشی سربازی دوران بسیار خوبیه امیدوارم همتون تجربه كنید!!

* از دفعه بعد باز هم در پستهام لینك روزانه خواهم داشت

یكی از گناهان كبیره ای كه انسان با انجام آن باعث می شود كه آبروی مؤمنی به خطر بیفتد و از بین برود غیبت است. افراد عاجز و ناتوان و آلوده، كه به غیبت كردن از مردم عادت نموده اند، مثل كرمهای خزندة زهری، از این خانه به آن خانه، و از این مجلس به آن مجلس، و از این محله به آن محله در میان مردم حركت می كنند و نزد این و آن نشست و برخواست می كنند و با حرف زدن پشت سر دیگران و فرو كردن نیش سمّی خود بر پیكر مردم، به قصد بدنامی دیگران، اعتبار، آبرو و شخصیت ایشان را    لكّه دار می كنند.

انجام این عمل زشت كه نوعی تجاوز و ستمگری به حریم حقوق مردم می باشد، در میان ا فراد یك خانواده و یك اجتماع، آثار نحس و شومی به وجود می آورد. تفرقه و اختلاف، فتنه و آشوب، قهر و جدایی، كینه و دشمنی، تجاوز به احترام و شخصیت مردم، و بدنام كردن و از همه مهمتر ریختن آبروی دیگران از یك طرف، و فساد و تباهی در دین، ایمان، دنیا و آخرت غیبت كننده از آثار بد غیبت و بدگویی كرده از دیگران است. اگر كسی كه غیبت می كند می دانست كه با این كار خود چه آثار شومی را هم برای خود و هم برای دیگران به بار می آورد هرگز گرد چنین عمل زشتی نمی گشت. اگر حقیقت و نفس عمل خویش را درك می كرد هرگز مرتكب چنین عملی نمی شد. می توان گفت كسی كه مرتكب چنین عملی می شود در واقع به دین خدا كه به وسیلة پیامبر خدا( صلی الله علیه و آله ) آورده شده است ضرر می زند. البته مواردی كه گفته شد در صورتی است كه سخن و گفتار غیبت كننده راست و صحیح باشد، ولی اگر غیبت كننده چیزی را كه پشت سر دیگران می گوید راست نباشد، در واقع با یك حرف، مرتكب سه گناه كبیره شده است، به این معنا كه هم « غیبت » كرده، و هم « دروغ » گفته، و هم « تهمت » زده است، كه در نتیجه به سبب ارتكاب چنین عمل زشتی، سه كیفر و مجازات خواهد داشت كه در متن آیات و روایات به این موضوع اشاره شده است.

لذا با كمال تأسف باید گفت، در بیشتر اوقات مردم گمان می كنند وقتی دور هم می نشینند و پشت سر دیگران حرف می زنند، و بدگویی و حرف زدن پشت سر دیگران را نقل مجالس خود قرار می دهند، فقط غیبت كرده اند كه ای كاش فقط غیبت كردن بود و تحمل عذابی كه برای این گناه مقرر شده است، اما نمی دانند كه با این عمل زشت، در واقع مرتكب سه گناه شده، و به كیفر آن، آتش خانمانسوزی را در دنیا و آخرت برای خود مهیّا می كنند.

غیــبت در لـغت و اصطلاح

از لحاظ لغوی غیبت به معنای بدگویی آمده است.1

از لحاظ اصطلاحی غیبت به معنای این است كه دربارة كسی چیزی گفته شود كه اگر به گوش وی برسد، خوشش نیاید و ناراحت شود، خواه آن سخن راجع به نقص در بدن او، یا دربارة ظاهر دنیایی او، از قبیل صورت و شكل ظاهری، و یا لباس، خانه، مال و اموال و یا در گفتار و رفتار او باشد.2

غیبت در آیات قرآن

در این قسمت به بررسی تعدادی از آیات قرآن كریم كه در رابطه با غیبت سخن به میان آورده است، می پردازیم.

            ـ « وَ لاتَقفُ مَا لَیسَ لَكَ بِهِ عِلمٌ اِنَّ السَّمعَ وَ البَصَرَ وَ الفُؤَادَ كلُّ اُولئِكَ كانَ عَنهُ  مَسئُولاً ».3

            « و چیزی را كه بدان علم نداری پیروی مكن، همانا گوش و چشم و قلب، همة آنها مورد سؤال واقع خواهند شد ».

در این آیه خداوند سخن از لزوم تحقیق در مورد همه چیز به میان آورده،می فرماید: « از آنچه به آن علم نداری پیروی مكن » و بی تحقیق در پی هر سخنی مرو و كسی را نیك و بد مخوان و از احدی نكوهش و ستایش روا مدار و به كسی ظنّ بد مبر، زیرا وقتی كه نسبت به كسی ظنّ بد برد و نتوانست با آن مبارزه كند، خواه ناخواه مجبور می شود كه پشت سر او غیبت كند. در این آیه می فرماید كه نه در عمل شخصی خود از غیر علم پیروی كن، و نه به هنگام قضاوت دربارة دیگران، نه شهادت به غیر علم بده و نه به غیر علم اعتقاد پیدا كن. به این ترتیب، نهی از پیروی از غیر علم معنی وسیعی دارد كه مسائل اعتقادی و گفتار و شهادت و قضاوت و عمل را شامل می شود. در نتیجه الگوی شناخت در همه چیز، علم و یقین است، و غیر آن خواه « ظن و گمان »‌ باشد یا « حدس و تخمین » یا «‌ شك و احتمال » هیچ كدام قابل اعتماد نیست. در این آیه خداوند صریحاً   می فرماید در مورد چیزی كه نمی دانی حرفی نزن، یعنی اینكه در مورد كسی چیزی را نمی دانی ولی براساس حدس و گمان و ظن خود سخنی را پشت سر او می گویی كه منجر به ریختن آبروی وی می شود. براساس تعلیمات اسلامی حتی انسان اگر حقیقتی را در مورد شخصی می داند كه با بیان آن موجب آبروریزی او می شود نباید آن را بیان كند حال چه برسد به اینكه ندانسته سخنی را دربارة او شایع سازد. و موجب هتك آبروی او بشود. آن كسانی كه براساس ظن و گمان یا حدس و شك اعتقادی پیدا        می كنند، یا به قضاوت و داوری می نشینند، یا شهادت دروغ می دهند، و یا حتی در عمل شخصی خود طبق آن رفتار می كنند برخلاف دستورصریح اسلام گام برداشته اند.

در پایان آیه می خوانیم كه خداوند دلیل نهی را چنین بیان می فرماید: زیرا كه گوش و چشم و دل همگی مسئولند و در برابر كارهایی كه انجام داده اند از آنها سؤال می شود. و مورد بازخواست قرار می گیرند. این مسئولیتها به خاطر آن است كه سخنانی را كه انسان بدون علم و یقین می گوید یا به این طریق است كه از افراد غیرموثّق شنیده، و یا می گوید دیده ام در حالی كه ندیده، و یا در تفكّر خود دچار قضاوت بی مأخذ و    بی پایه ای شده است كه با واقعیّت منطبق نبوده است، و به همین دلیل از چشم و گوش و فكر و عقل او سؤال می شود كه آیا شما واقعاً به این مسائل ایمان داشتید كه شهادت دادید، یا قضاوت كردید، یا به آن معتقد شدید و عمل خود را بر آن منطبق نمودید. و یا این كه در مورد دیگران حرفی را پشت سر آنها زدید.1

در آیه ای كه مورد بررسی قرار گرفت به یكی از مهمترین اصول زندگی اجتماعی اشاره شده است كه نادیده گرفتن آن نتیجه ای جز هرج و مرج اجتماعی و از بین رفتن روابط انسانی و پیوند های عاطفی نخواهد داشت. و اگر به راستی این برنامة قرآنی در كل جامعة‌ انسانی و همة‌ جوامع بشری به طور دقیق اجرا شود بسیاری از نابسامانیها كه از شایعه سازی و جو سازی و قضاوتهای عجولانه و گمانهای بی اساس و اخبار مشكوك و دروغ سرچشمه می گیرد، برچیده خواهد شد. در غیر این صورت، هرج و مرج در روابط اجتماعی همه جا را فرا خواهد گرفت، هیچ كس از گمان بد دیگری در امان نخواهد بود، هیچ كس به دیگری اطمینان پیدا نخواهد كرد، و آبرو و حیثیت افراد همواره در مخاطره قرار خواهد گرفت.

ـ « وَ لایَغتَب بَعضُكُم بَعضاً اَیُحِبُّ اَحَدُكُم اَن یأكُلَ لَحمَ اَخیهِ مَیتاً فَكَرِهتُموه ».1

« و كسی از شما غیبت دیگری نكند؛ آیا از شما كسی دوست دارد گوشت برادر مرده اش را بخورد؟ بی شك همة شما از آن كراهت دارید ».

این آیه با زبانی كاملاً قاطع می گوید كه پشت سر دیگران غیبت نكنید. خداوند در این آیه برای اینكه قبح و زشتی این عمل را كاملاً مجسّم كند آن را به صورت یك مثال گویا آورده می فرماید: آیا هیچ یك از شما دوست دارد كه گوشت برادر مردة خود را بخورد؟! بعد خداوند خود می فرماید: به یقین همة شما از این امر كراهت دارید.

آری آبروی برادر مسلمان همچون خون و گوشت تن او است، و ریختن این آبرو به وسیلة غیبت و افشای اسرار پنهانی همچون خوردن گوشت تن او است، و تعبیر به مرده به خاطر آن است كه « غیبت » در غیاب افراد صورت می گیرد، كه همچون مردگان قادر بر دفاع از خویشتن نیستند. این تشبیه بیانگر زشتی فوق العادة غیبت و گناه بزرگ آن است.2 مفسران در تفسیر این آیة شریفه احتمالاتی را بیان كرده اند: یكی اینكه، این آیه درصدد بیان كیفیت عذاب آخرتی غیبت كننده می باشد. به این ترتیب كه غیبت، در آخرت، به صورت خوردن گوشت مردة غیبت شده مجسّم می شود. و شاهد این احتمال هم، روایت شریفی از پیامبر اكرم( صلی الله علیه و آله ) است كه می فرماید: « در شب معراج، گروهی را در آتش دیدم در حالی كه مردار می خوردند. از جبرئیل پرسیدم اینها چه كسانی هستند؟ گفت: اینها كسانی هستند كه در دنیا، گوشت مردم را می خوردند ».3 یعنی غیبت مردم را می كردند. احتمال دیگری كه بیان شده آن است كه منظور تنزیل حكمی باشد، یعنی غیبت كردن به منزلة خوردن گوشت مردة غیبت كرده شده است در حكم، و همانطور كه خوردن مردار از گناهان كبیره است. غیبت نیز از گناهان كبیره است.4

ـ « وَیلٌ لِكُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَه» .5

« وای بر هر بدگوی كنندة عیبجوی ».

مفسران در تفسیر این آیه گفته اند كه همزه، طعن زننده، و لمزه، غیبت كننده است. بعضی از مفسران بر عكس این سخن را گفته اند و بعضی هم گفته اند كه همزه، كسی كه روبرو بدگویی كند و لمزه، كسی است كه در غیاب شخص از او غیبت كند. ویل هم نام دركه ای است از دركات جهنّم، یا نام چاهی است در جهنّم. همچنین به معنی شدت عذاب هم استعمال شده است. بنابراین غیبت گناهی است كه در قرآن كریم، در جاهای متعدد وعدة عذاب بر آن داده شده است. در تفسیر مجمع البیان می نویسد: این جمله، وعده عذابی است از طرف خداوند برای هر غیبت كننده و نمامی كننده كه بین دوستان را جدایی می اندازد.1   

ـ « لا یُحِبُّ اللهُ الجَهرَ بِالسّوءِ مِنَ القَولِ الاّ مَن ظُلِم و كانَ اللهُ سَمیعاً عَلیماً ».2

« خداوند علنی كردن سخن دربارة بدی دیگران را دوست ندارد مگر كسی كه بر او ستم رفته باشد، و خداوند شنوای داناست ».

این آیه می فرماید: خدا دوست نمی دارد كه بدگویی شود و یا عیوب و اعمال زشت اشخاص با سخن برملا شود. در قسمت اوّل این آیه خداوند دستوری اخلاقی داده است. و آن اینكه چون خداوند خود ستّارالعیوب است یعنی پوشانندة عیبها است بدین لحاظ دوست ندارد كه افراد بشر پرده دری كنند و عیوب مردم را فاش سازند و آبروی آنها را ببرنند. به علاوه می دانیم هر انسانی معمولاً نقاط ضعف پنهانی دارد كه اگر بنا شود این عیوب اظهار گردد یك روح بدبینی عجیب بر سراسر جامعه سایه می افكند و همكاری انسانها را با یكدیگر مشكل می سازد. اگر به بطن این آیه توجه شود و در آن تدبیر گردد مشخّص می شود كه در این آیه دستوری اجتماعی نیز نهفته است. بنابرین به خاطر استحكام پیوندهای اجتماعی و هم به خاطر رعایت جهات انسانی، لازم است بدون در نظر گرفتن یك هدف صحیح پرده دری نشود. ضمناً باید توجه داشت كه منظور از كلمة « سوء » در آیه هر گونه بدی وزشتی است و منظور از « جهر... مِنَ القول » هرگونه ابراز و اظهار لفظی است، خواه به صورت شكایت باشد یا حكایت، یانفرین، یامذمّت، و یا غیبت، و به همین جهت از جمله آیاتی كه در بحث تحریم غیبت به آن استدلال شده همین آیه است، ولی مفهوم آیه منحصر به غیبت نیست وهر نوع بدگویی را شامل می شود.

در قسمت بعد این آیه به بعضی از امور كه مجوّز این گونه بدگوئیها و پرده دری ها می شود اشاره كرده می فرماید: « الاّ مَن ظُلم » « مگر كسی كه مظلوم واقع شده »، چنین افرادی برای دفاع از خویشتن در برابر ظلم ظالم حق دارند اقدام به شكایت كنند و یا از مظالم و ستمگریها مذمّت و انتقاد و غیبت نمایند و تا حقّ خود را نگیرند و دفع ستم ننمایند از پای ننشینند.

در حقیقت ذكر این استثنا به خاطر آن است كه حكم اخلاقی فوق مورد سوء استفادة ظالمان وستمگران واقع نشود، و آنها روز به روز بر ستم خود نسبت به مظلوم نیافزایند و ظالم، ضالم تر و مظلوم، مظلوم تر نگردد و یا اینكه بهانه ای برای تن در دادن به ستم نشود. روشن است در این گونه موارد نیز تنها به آن قسمت كه مربوط به ظلم ظالم و دفاع از مظلوم است باید قناعت كرد. و پا فراتر نهاده نشود كه این خود نیز باعث هتك آبرو می شود. و گناهی بس عظیم است.

و در پایان آیه ـ همانطور كه روش قرآن است ـ راه را بر افراد سودجو، غرض ورز و حسود می بندد و برای اینكه افرادی از این استثنا نیز سوء استفاده نكنند و به بهانة اینكه مظلوم واقع شده اند عیوب مردم را بدون جهت آشكار نسازند می فرماید: « وكانَ اللهُ سمیعاً علیماً » « خداوند سخنان را می شنود و از نیات آگاه است ». گاهی موارد مشاهده می شود كه افرادی غرض ورز و سود جو به بهانة اینكه مظلوم واقع شده اند یا به این بهانه كه این كار آنها امر به معروف و نهی از منكر است و یا به این بهانه كه شرع و دستورات شرعی اسلام در خطر است دست به كارهایی می زنند كه نتیجة آنها ریختن آبروی انسان مؤمن است. ولی می فرماید: خداوند سخنان را می شنود و از نیات آگاه است، یعنی هر چند در ظاهر این كار مظلوم نمایی ویا امر به معروف ونهی از منكر است ولی در باطن چیز دیگری است كه خداوند از آن آگاه است و حق پوشیده نیست  وخورشید همیشه پشت ابر نمی ماند و بالاخره روزی این نیت آنها آشكار می گردد. خواه در این دنیا و خواه روزی كه از اسرار پرده برداشته می شود.

در آیة 149 سوره نساء خداوند می فرماید: « اِن تُبدوا خَیراً اَو تُخفوهُ اَو تَعفوا عَن سوءٍ فَاِ نَّ اللهَ كانَ عَفُوّاً قَدیراً ». « اگر نیكی های افراد را اظهار كنید و یا مخفی نمائید مانعی          ندارد » ( به خلاف بدی ها كه مطلقاً جز در مواقع استثنایی باید كتمان شود ) و نیز اگر در برابر بدی هایی كه افراد به شما كرده اند راه عفو و بخشش را پیش گیرید بهتر است. زیرا این كار در حقیقت یك نوع كار الهی است كه با داشتن قدرت بر هر گونه انتقام، بندگان شایستة خود را مورد عفو قرار می دهد. آنچه از این آیه برمی آید بیانگر آن است كه خداوند ستّار العیوب است و با وجود داشتن توان هر نوع انتقام، عیب بندگان شایستة خود را پوشانده و آنان را می بخشد و از ریختن آبروی آنها جلوگیری می كند. حال آیا نباید بندگان این صفت را از خالق و معبود خود یاد بگیرند، و با پوشاندن عیوب برادر مؤمن خود آبروی وی را حفظ كنند و از كوچكترین كاری كه موجب ریختن آبروی برادر مؤمن آنها می شود جلوگیری كنند.1 

ــ « انَّ الَّذینَ یُحِبّونَ اَن تَشیعَ الفاحِشَه فِی الَّذینَ امَنوا لَهُم عَذابٌ اَلیمُ فِی الدُّنیا والاخِرَهِ وَ اللهُ یَعلَمُ وَ اَنتُم لاتَعلَمونَ ».2

« كسانی كه دوست دارند زشتكاری در حقّ مؤمنان شایع شود، برای آنها در دنیا و آخرت عذابی پر درد خواهد بود، و خدا می داند و شما نمی دانید ».

این آیه در مورد اشاعة فحشا كه خود از مصادیق غیبت است سخن به میان آورده است. در این آیه خداوند یك قانون كلّی و جامع را بیان نموده است. قابل توجّه وتأمّل است كه نمی گوید كسانی كه اشاعة فحشا نمایند، بلكه می گوید كسانی كه دوست دارند كه چنین كاری را انجام دهند لیكن هنوز به مرحلة عمل نرسیده است و این نهایت تأكید در این زمینه است.

باید توجّه داشت كه اشاعة فحشا منحصر به این نیست كه انسان غیبت،‌ تهمت،‌ و یا دروغ بی اساس را در مورد زن و مرد باایمانی نشر دهد، و آنها را به عمل منافی عفّت متّهم سازد، این یكی از مصادیق آن است، اما منحصر به آن نیست، این تعبیر مفهوم وسیعی دارد كه هرگونه نشر فساد و اشاعة زشتیها و قبائح و كمك به توسعة آن را شامل می شود. در ادامة آیه می فرماید كه آنها عذاب دردناكی در دنیا دارند. ممكن است اشاره به حدود و تعزیرات شرعیه، و عكس العملهای اجتماعی، و آثار شوم فردی آنها باشد كه در همین دنیا دامنگیر مرتكبین این اعمال می شود. علاوه بر این، محرومیت آنها از حقّ شهادت، و محكوم بودنشان به فسق و رسوایی نیز از آثار دنیوی آن است كه دستور قرآن است.3 در روایتی از امام علی بن موسی الرضا( علیه السلام ) می خوانیم:   « المَذیع بِالسَّیّئَهِ مَخذولٌ وَ المُستَتِرُّ بِالسَّیّئَهِ مَغفورٌ لَه: آن كس كه گناه را نشر دهد مخذول و مطرود است و آن كس كه گناه را پنهان می دارد مشمول آمرزش الهی است ».4

غیبت در احادیث و روایات

در این قسمت به بعضی از روایات و احادیثی كه از پیامبر اكرم( صلی الله علیه و آله ) و امامان معصوم( علیهم السلام ) دربارة غیبت رسیده است می پردازیم و برخی از آنها را مورد بررسی قرار می دهیم.

ـ رسول الله( صلی الله علیه و آله ): « ـ فی خطبه حجه الوداع ـ اَیُّها النّاس، اِنَّ دِماءَكُم وَ اَموالَكُم وَ اعراضَكُم عَلَیكُم حَرامٌ، كَحُرمَهِ هذا فی بَلَدِكُم هذا، اِنَّ اللهَ حَرَّمَ الغیبهَ كما حرَّمَ المالَ و الدَّمَ ».1

پیامبر خدا( صلی الله علیه و آله ): « ـ در خطبة حجه الوداع ـ فرمود: ای مردم! همانا خونها و اموال و اعراض شما بر شما حرام ( و محترم ) است، همچون حرمت این روز شما در این ماه شما و در این شهر شما. هر آئینه خداوند غیبت را حرام كرد، همچنان كه مال و خون را حرام گردانید ».

           ـ الامام علی( علیه السلام ): « الغیبهُ جُهدُ العاجِزِ ».2

           امام علی( علیه السلام ): « غیبت كردن كار شخص ناتوان است ».

           امام صادق( علیه السلام ): « غیبت نكن كه از تو غیبت می شود، و برای برادرت چاه مكن كه خود در آن می افتی، زیرا به هر دست بدهی با همان دست پس می گیری ».

           ـ الامام الحسین( علیه السلام ): « ـ لِرَجُلٍ اغتابَ عِندَهُ رَجُلاً ـ یا هذا، كُفَّ عَنِ الغیبَهِ؛ فَاِنَّها إدامُ كِلابِ النّارِ ».2

           امام حسین( علیه السلام ): « ـ به مردی كه در حضور ایشان غیبت كرد ـ فرمود: ای مرد! دست از غیبت بردار، زیرا غیبت نوالة سگهای دوزخ است ».

           ـ الامام صادق( علیه السلام ): « مَن قالَ فی مُؤمِنٍ ما رَأتهُ عَیناهُ وَ سَمِعَتهُ اُذُناهُ، فَهُوَ مِن الَّذینَ قالَ اللهُ عَزَّوجلَّ ( اِنَّ الَّذینَ یُحِبّونَ أن تَشیعَ الفاحِشَهُ ) ».3

           ـ رسول الله( صلی الله علیه و آله ):‌ « مَنِ اغتابَ مُسلِماً اَو مُسلِمَهً لَم یَقبَلِ الله صَلاتَهُ وَ لا صیامَهُ اَربَعینَ یَوماً وَ لَیلَهً، اِلّا اَن یَغفِرَ لَهُ صاحِبُهُ ».5

           پیامبر خدا( صلی الله علیه و آله ): « هر كس از مرد یا زن مسلمانی غیبت كند، خداوند تا چهل شبانه روز نماز و روزة او را نپذیرد مگر این كه غیبت شونده او را ببخشد ».

           ـ الامام صادق(‌علیه السلام ): « اِنَّ مِنَ الغیبَهِ اَن تَقولَ فی اَخیكَ ما سَتَرَهُ اللهُ عَلَیه ».6

           امام صادق( علیه السلام ): « از نمونه های غیبت آن است كه دربارة برادرت چیزی بگویی، كه خدا نسبت به او پرده پوشی كرده است ».

           ـ رسول الله( صلی الله علیه و آله ):‌‌ « مَن تَطوَّلَ عَلی اَخیهِ فی غیبَهٍ سَمِعَها فیه فی مَجلِسٍ فَرَدَّها عَنه، رَدَّ اللهُ عَنهُ الفَ‌ بابٍ مِن السُّوءِ فی الدُّنیا وَ الآخِرَهِ ».3

           پیامبر خدا( صلی الله علیه و آله ): « هر كس در مجلسی بشنود كه از برادرش غیبت می شود و آن را از او دفع كند، خداوند هزار باب بدی را در دنیا و آخرت از او دفع كند ».

           ـ رسول الله( صلی الله علیه و آله ): « مَن ذَبَّ عَن عِرضِ اَخیهِ بالغیبَهِ كانَ حَقّاً عَلَی اللهِ اَن یُعتِقَهُ مِنَ النّارِ ».5

           پیامبر خدا( صلی الله علیه و آله ): « هر كس در پشت سر برادرش از آبروی او دفاع كند، بر خدا است كه او را از آتش برهاند ».

           ـ رسول الله( صلی الله علیه و آله ): « مَن رَدَّ عَن اَخیهِ غیبَهَ سَمِعَها فی مَجلِسٍ، رَدَّ اللهُ عَزَّوَجَلَّ عَنهُ اَلف بابٍ مِن الشَّر فی الدُّنیا وَ الآخِرَهِ، فَاِن لَم یَرُدَّ عَنهُ وَ اَعجَبَهُ كانَ عَلَیهِ كَوِزرِ مَنِ اغتابَ ».6

           پیامبر خدا( صلی الله علیه و آله ): « هر كس در مجلسی غیبتی راجع به برادر خود بشنود و آن را از او دفع كند، خداوند عزوجلّ هزار باب شر و بدی را در دنیا و آخرت از او دفع سازد. و اگر غیبت را از او دفع نگرداند و خوشحال هم بشود، گناهش همچون گناه كسی است كه غیبت كرده است ».

           ـ رسول الله( صلی الله علیه و آله ): « كَفّارَهُ الاغتیابِ اَن تَستَغفِرَ لِمَن اغتَبتَهُ ».1

           پیامبر خدا( صلی الله علیه وآله ): « كفّارة غیبت این است كه برای شخصی كه از او غیبت كرده ای آمرزش بطلبی ».

رسول اكرم( صلی الله علیه وآله ) فرمود: در قیامت، اهل جهنّم با تمام شكنجه و عذابی كه دارند، از آزار و اذیت چهار گروه از مردم، در رنج و عذاب به سر می برند،

           از جمله گروهی كه گوشت بدن خود را می جوند و می خورند، اهل جهنم         می پرسند: اینها چه معصیتی مرتكب شده، كه از كیفر و مجازات او ما هم در رنج و مشقّت هستیم؟ در پاسخ ایشان گفته می شود جرم و گناه این شخص این است كه با غیبت كردن، گوشت بدن مردم را می خورد « و با این عمل زشتش، حیثیت و آبروی ایشان را لكه دار می نمود » و همچنین در میان مردم به راه می افتاد و از این و آن نمّامی و سخن چینی می كرد.2                                  

 گوشت مردار خوراك غیبت كنندگان است

در شب معراج، هنگامی كه رسول خدا( صلی الله علیه وآله ) همراه جبرئیل( علیه السلام ) به آسمانها عروج كرد، حضرت در این سفر روحانی وقایع و صحنه های بسیار دردناكی را در رابطه با مردم به چشم مبارك مشاهده نمود. یكی از آن صحنه ها این است كه حضرت فرمود: در شب معراج از كنار عده ای از مردم می گذشتم كه دیدم با ناخن های خود پوست و گوشت صورت خویش را چنگ می زدند و می خراشیدند. از جبرئیل سؤال كردم: این افراد چه كسانی هستند؟ جبرئیل گفت: این ها كسانی هستند كه در دنیا غیبت كرده و با حیثیت و آبروی مردم بازی می كردند. 3

در روایات دیگری نقل شده است كه حضرت فرمودند: « در شب معراج در آتش جهنم نگاه كردم، عده ای از مردم را دیدم كه از لاشة گندیدة مرداری می خورند. از جبرئیل پرسیدم این ها چه كسانی هستند؟ جبرئیل گفت: این ها كسانی هستند كه به وسیلة غیبت كردن گوشت بدن مردم را می خوردند ».1 نتیجة غیبت كردن از مردم موجب انواع شكنجه ها، كیفرها و مجازات های اخروی است. و آنچه ذكر شد نمونه ای از صورت این صفت زشت نفسانی و عذاب های مختلف است.

در صفحات قبل روایاتی با این مضمون از حضرت سیدالشهدا اباعبدالله الحسین   ( علیه السلام ) آوردیم كه زبان خود را از غییبت نگه دار زیرا غیبت كردن خوراك سگهای دوزخ است.2 اكنون می خواهیم دو تعبیری را كه می توان گفت تمثیل و تجسم غیبت و غیبت كننده به سگهای دوزخ است را در اینجا بیاوریم:

تعبیر اوّل: اینكه شخص غیبت كننده در روز قیامت مانند سگ محشور می شود، و نان و خورش و غذایش، گوشت مردار متعفّن است، همان گونه كه در دنیا با بدگویی و غیبت كردن، و لكّه دار نمودن شخصیت، حیثیت و آبروی مردم، گوشت بدن ایشان را می خورد، و مثل سگ، دامن آسایش و آرامش و زندگی آنان را به دندان می گرفت. لذا به یك تعبیر كیفر و مجازات غیبت كردن در روز رستاخیز به این صورت است كه شخص غیبت كننده، مثل سگ محشور شده، از گوشت مردار لقمه لقمه تغذیه می كند.

تعبیر دوم: این است كه همان گونه كه او در دنیا با غیبت كردن، گوشت بدن مردم را می خورد و حیثیت و آبروی ایشان را در مخاطره قرار می داد، اكنون باید خود با تمام اعضای بدنش، خوراك سگ های دوزخ شود، یعنی مكرّر به دندان سگهای جهنم پاره پاره شده، می میرد و زنده می گردد. به این صورت كه وقتی خوراك سگهای دوزخ شد، دوباره به امر پروردگار زنده شده، مجدداً سگهای دوزخ بدن او را قطعه قطعه كرده، لقمه لقمه می خورند، و این عذاب و شكنجه مكافات شدید و همیشگی  شخص غیبت كننده است، با این دو تعبیر حال تو خود می دانی با آن زبان سركش و افسار     گسیخته ای كه هر لحظه، به گونه ای بر شرف و آبروی مردم نیش می زند، ‌زیرا هر كس پادشاه جسم و تن خویش است، ‌و ابزار حكومتش به نیكی یا بدی، از طریق استفادة صحیح و یا ناصحیح از آن اعضای بدن است كه زبان یكی از آن ابزار و اعضای سرنوشت ساز است.1

روایت شده است كه امام صادق( علیه السلام ) در یك مجلس در حضور عده ای فرمود: « الغیبَهُ كُفرٌ وَ المُستَمِعُ لَها وَ الرّاضی بِها مُشرِكٌ. غیبت كردن كفر است، و كسی كه غیبت را گوش دهد و به آن راضی باشد، مشرك است. قُلتُ: فاِن قالَ ما لَیسَ فیه؟ راوی می گوید، عرض كردم: اگر چیزی را به كسی نسبت دهند كه در او وجود نداشته باشد، آیا این غیبت است؟‌ فَقالَ: ذاكَ بُهتانٌ: حضرت فرمودند این بهتان است ».2 كه گناهی بزرگتر از غیبت است. زیرا شامل سه گناه می شود 1ـ دروغ 2ـ غیبت 3ـ تهمت و متعاقباً عذاب آن نیز برای شخصی كه مرتكب این گناه می شود چندین برابر است.

ملعون است كسی كه غیبت كند

عبد المؤمن انصاری گفت: روزی به حضور امام موسی بن جعفر( علیه السلام ) رفتم، دیدم محمد بن عبدالله جعفری هم نزد امام است، ( وقتی كه وارد شدم ) من با چهرة باز به روی او تبسّم كرده، لبخند زدم. امام كاظم( علیه السلام  وقتی این صحنة ملاقات ما را دید به من فرمود: به راستی كه برادر تو است، زیرا مؤمن برادر پدر و مادری مؤمن است، اگرچه زادة پدر و مادری او نیست، و از یك پدر و مادر نباشد سپس فرمود:

« مَلعونٌ مَنِ اتَّهَمَ اَخاهُ، مَلعونٌ مَن غَشَّ اَخاهُ، مَلعونٌ مَنِ اغتابَ اَخاهُ، مَلعونٌ مَن لَم تَنصَح              اَخاهُ ».3

« ملعون است كسی كه به برادرش تهمت بزند، ملعون است كسی كه با برادرش با غل و غش رفتار كند، ملعون است كسی كه از برادرش غیبت كند، ملعون است كسی كه برادر خود را ارشاد و راهنمایی و نصیحت نكند ».

سعدی شیرازی می گوید:

                         رفیقـی كه غـایب شـد ای نیـك نام

                          دو چیز است از او بر رفیقان حرام

                        

                                 

 

  یـكی آنـكه مـالش به باطـل خورند

                          دگـر آنـكه نـامش به زشتـی بـرند1

 

موارد استثناء غیبـت

ابتداء بحث را با آیه ای از قرآن كریم شروع می كنیم كه در این آیه در مورد جواز هتك آبرو سخن به میان آمده است. و سپس بحث را در موارد دیگر ادامه می دهیم.

خداوند در قرآن كریم می فرماید:

« لایُحِبُّ اللهُ الجَهرَ بِالسّوءِ مِنَ القَولِ الّا مَن ظُلِم وَ كانَ اللهُ سَمیعاً عَلیماً ».2

« خداوند علنی كردن سخن دربارة بدی دیگران را دوست ندارد مگر كسی كه بر او ستم رفته باشد، و خداوند شنوای دانا است ».

در قسمت اول این آیه می فرماید: خدا دوست نمی دارد كه بدگویی شود و یا عیوب و اعمال زشت اشخاص با سخن برملا شود. در قسمت بعد این آیه به بعضی از امور كه مجوز این گونه بدگوئیها و پرده دری ها می شود اشاره كرده می فرماید: « اِلّا مَن ظُلِم ». « مگر كسی كه مظلوم واقع شده »، چنین افرادی برای دفاع از خویشتن در برابر ظلم ظالم حق دارند اقدام به شكایت كنند و یا از مظالم و ستمگریها، آشكارا مذمت و انتقاد نمایند و تا حق خود را نگیرند و دفع ذستم ننمایند از پای ننشینند3

فقها و علمای اخلاق بر این مطلب اتفاق نظر دارند كه مواردی پیش می آید كه غیبت كردن در آن موارد جایز است ولی در ذكر موارد آن با هم اختلاف نظر دارند، این اختلاف گاهی فقط در ذكر امثله و مصادیق است بدون این كه در اساس مطلب اختلافی باشد، ولی گاهی جنبة معنوی و واقعی دارد.

اما آنچه از ادله و مدارك مختلف برمی آید می توان موارد استثناء غیبت را به طور كلی به دو دسته تقسیم كرد و سپس برای آنها مصادیقی را ذكر نمود.

الف) در مواردی كه پای مصلحت مهمتری در میان باشد كه در آنجا غیبت ( با حفظ موضوع ) جائز می گردد و مصداق آن متعدد است:1

1 ـ راهنمای مشورت كننده به حقیقت و راستگویی در مشورت و برحذر داشتن مسلمان از افتادن در ورطة خطر و بدی.

هرگاه مسلمانی با كسی مشورت كند، كسی كه مورد مشورت قرار می گیرد، برای دفع ضرر و زیان از مشورت كننده، آنچه را كه لازم و واجب است، و به حقیقت در مورد چیزی و یا كسی می داند، بگوید و در مشورت خیانت نكند.2 مثلاً اگر دیدی كسی با فردی فاسق و نابكار اما ظاهرالصلاح رفت و آمد دارد و تو بیم آن داری كه به سبب همنشینی با او به كارهای خلاف شرع كشیده شود، می توانی فاسق بودن آن شخص را به او گوشزد كنی به شرط آن كه انگیزة تو ترس از رواج بدعت و سرایت فسق و گناه باشد، چرا كه اینجا، جای فریبكاری و نیرنگ شیطان است. چون ممكن است انگیزة تو از این كار حسادت كردن به مقام و منزلت او باشد، ولی شیطان امر را بر تو مشتبه و چنین وانمود كند كه قصد خیرخواهی و دلسوزی برای مردم را داری، در ذكر عیب باید به گفتن همان عیبی كه به موضوع مربوط می شود بسنده كنی. مثلاً اگر كسی در زمینة ازدواج با تو مشورت كرد، عیبی را كه به كار مشاركت یا مضاربه یا سفر لطمه می زند نگویی بلكه در هر امری عیب مربوط به همان موضوع را بیان كنی و ار آن فراتر نروی و قصدت راهنمایی مشورت كننده باشد نه بدگویی از طرف. اگر بدانی كه مشورت كننده به صرف این كه بگویی: این ازدواج به صلاح تو نیست، از آن ازدواج دست می كشد، در همین حد واجب است به او بگویی، و اگر بدانی كه فقط در صورتی از ازدواج صرف نظر می كند كه عیب طرف را تصریح كنی، حق  داری این كار را انجام دهی.3 و یا مشورت در امر معامله و خرید و فروش، برای كسب اطلاعات دربارة بها و ارزش كالا، و كیفیت خوب و بد اجناس.4

پیامبر اكرم( صلی الله علیه و آله ) به فاطمه دختر قیس كه در امر خواستگاری خود با حضرت مشورت كرد فرمود: معاویه آدم درویش و ناداری است و ابوجهم چوبش را از دوشش فرو نمی گذارد.1

2 ـ در مورد امر به معروف و نهی از منكر.

غیبت كردن به قصد امر به معروف و نهی از منكر، و جلوگیری از گناهان، و بازگرداندن گناهكار از راه گناه، با توجه به تمام شرایط آن منعی ندارد. به این معنا كه هرگاه منكری را از مسلمانی ببیند و بداند با بیان زشتی های شخص در حضور و یا غیاب او به قصد پند و اندرز، و انجام تكلیف امر به معروف و نهی از منكر، آن را ترك می كند، مانعی ندارد، ولی اگر غیر از این باشد، حرام است، مثلاً باعث تحقیر یا بدنامی او گردد.2 پس مبنا در این كار همان قصد و نیت است درست است و اگر مقصود این نباشد، غیبت كردن حرام است.3

3 ـ در مورد دفع بدعت شخص بدعتگذار.

غیبت كردن از منحرفان، گمراهان و بدعتگذاران در دین به قصد این كه مردم فریب ایشان را نخورند و در دام آنها گرفتار نشوند، اشكال ندارد.4


نوشته شده توسط امیر گروسی در سه شنبه 10 اردیبهشت 1387 و ساعت 11:04 ق.ظ [+] | نظرات ()





Powered by WebGozar

در یکروز چه مقدار قرآن می خوانید؟ •