تبلیغات
پژوهشی در قرآن - حفظ آبروی مومنین

ما پیام عید رهبر را چو مصحف می کنیم مثل دستورالعمل همواره مصرف می کنیم کوری چشم سران فتنه و بیگانگان چشم آقا ، کار و همت را مضاعف می کنیم



تعداد کلیه مطالب ارسالی :
تعداد نویسندگان وبلاگ :
تاریخ آخرین بروزرسانی :
تعداد بازدید امروز :
تعداد بازدید دیروز :
تعداد کل بازدید این ماه :
تعداد کل بازدید ماه گذشته :
تعداد کل بازدیدها :
تاریخ آخرین بازدید از وبلاگ :

  


بسم الله الرحمن الرحیم

گاهی برای ما هم پیش میاد كه شوخی های زیادی می كنیم كه باعث ریختن ابروی یكی میشیم. شاید بعدا پشیمان بشیم ولی دیگه كار از كار گذشته و با آبروی كسی بازی كردیم. و اصلا چرا راه دور بریم! بعضی وقتا اونقدر شوخی های ما زیاد از حد میشه كه باعث دعواهای لفظی میشه و باعث میشه كه دیگه هر چی از دهنمون در بیاد بلغور كنیم . این وسط هم آبروی یكی دیگه رو بردیم و هم آبروی خودمون رو بردیم. شاید ما ندونیم كه آبروی مؤمن چه قدر ارزش داره این مقاله داره سعی می كنه مقدار كمی از لزوم حفظ آبروی مؤمنین را بیان بكنه

پس در ادامه بخونید...

اسلام برای حفظ آبرو و حرمت و شخصیّت مؤمنان اهمیّت زیادی قائل است. و همانطور كه گفتیم آبروی مؤمن را برابر با خون وی می داند. تا آنجا كه هم به خود مؤمنان دستور می دهد كه آبروی خود را حفظ كنند و هم به دیگران می فرماید كه آبروی مؤمنان را حفظ نمایند. در حدیثی از پیامبر اكرم( صلی الله علیه و آله ) آمده است: « قُوا بِاَموالِكُم عَن اَعراضِكُم ».1 « یعنی، آبرویتان را به وسیلة اموالتان حفظ كنید ».

همچنین در حدیث دیگری از آن حضرت می خوانیم كه: « لا تَخرِقَنَّ عَلی اَحَدٍ      سِتراً ».2 « یعنی، پردة هیچ كس را مدر ».  

 هیچ كس حق ندارد خود را برتر از دیگران ببیند و خود را صاحب آبروی مردم بداند تا هر وقت خواست آبروی آنها را مورد تعّرض قرار دهد، زیرا فقط خداوند است كه صاحب جان و مال و آبروی مردم است. همة انسانها از یك زن و مرد آفریده شده و از این جهت با هم برابرند و هیچ كس به دلیل تعلّق داشتن به قوم یا ملّیت و نژاد خاص یا رنگ و زبان ویژه، نمی تواند و نباید از منزلت ویژة‌ اجتماعی برخوردار باشد. فقط تقوا و نزدیكی به خداوند است كه ملاك ارزشمندی است،‌ قرآن كریم در این باره می فرماید: « یا اَیُّهَا النّاسُ اِنّا خَلَقناكُم مِن ذَكَرٍ وَ اُنثی وَ جَعَلناكم شُعوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفوا اِنَّ اَكرَمَكُم عَندَاللهِ اَتقاكُم ».3     « ای مردم! ما شما را از یك زن و مرد آفریدیم، و شما را تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یكدیگر را بشناسید و اینها ملاك امتیاز نیست، قطعاً ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شما است ». اگر به این آیه دقیق توجّه كنیم می بینیم كه فرموده است ارجمندترین شما نزد خدا و نه خلق خدا، با تقواترین شما است. البتّه فراموش نشود كه اگر كسی نـزد خـداوند عـزیز و ارجـمند شد، خـداوند او را نزد خلقش نیز عزیز و ارجمند

می گرداند.

         همانطور كه آب مایة‌ حیات است آبروی انسان نیز مایة حیات شخصیّت او است، مؤمن نزد خداوند مقام و منزلت ویژه ای دارد تا آنجا كه می فرماید: « اِنَّ اللهَ یُدافِعُ عَنِ الَّذینَ ءامَنوا ».4 پس كسی را كه خداوند مدافع او است چگونه انسان به خود جرأت می دهد كه پرده اش را بدرد، و رازش را فاش كند یا عیبش را آشكار سازد، و یا بی دلیل به او تهمت وارد نموده و آبروی او را بریزد و به حیثیّتش صدمه برساند.

         می دانیم كه در عصر جاهلیّت اعراب شبه جزیرة عربستان داشتن فرزند را در عرف جامعه عار تلقّی می كردند و افراد تحت تأثیر این فرهنگ نادرست، برای حفظ جایگاه خود دختران را زنده به گور می كردند تا بدین وسیله آبرویشان حفظ شود. قرآن كریم آنان را سرزنش و اعمالشان را محكوم می كند،‌ می فرماید: « وَاِذا بُشِّرَ اَحَدُهُم بِالاُنثی ظَلَّ وَجهُه مُسوَدّاً وَ هُوَ كَظیمٌ، یَتَواری مِنَ القَومِ مِن سوءِ ما بُشِّرَ بِهِ اَیُمسِكُهُ عَلی هونٍ اَم یَدُسُّه فی التُّرابِ اَلا سَآءَ ما یَحكُمُونَ »1 « و هر گاه یكی شان به دختر مژده یابد رویش سیاه می گردد در حالی كه خشم و اندوه را فرو می خورد،‌ از ناگواری خبری كه بشارتش داده اند از قوم خود متواری می شود كه آیا او را به خواری نگاه دارد یا در خاك پنهانش كند؟ وه، چه بد داوری می كنند ».

         همچنین آنجا كه در نظر مردم، برخورداری از مظاهر مادّی زندگی، عاملی برای كسب منزلت اجتماعی برتر به شمار می رود و داشتن آن را آرزو می كنند، قرآن كریم این اندیشه را محكوم می كند، و می فرماید: « فَخَرَجَ عَلی قَومِهِ فی زینَتِه قالَ الَّذینَ یُریدونَ الحَیاه الدُّنیا یا لَیتَ لَنا مِثلَ ما اوتِِیَ قارونُ اِنَّه لَذو حَظٍّ عَظیمٍ ... وَیكَاَنَّه لا یُفلِحُ الكافرون ».2 « پس قارون با تجمّلات خود بر قومش برآمد. كسانی كه طالب زندگی مادّی بودند، گفتند: ای كاش، مثل آنچه به قارون داده شده است به ما داده می شد، واقعاً او صاحب بهره ای عظیم است... عجبا، گویی كه كافران هرگز رستگار نمی شوند ».

         آری با توجّه به این آیه می توان دریافت كه پست و مقام و منزلت اجتماعی و داشتن ثروت نمی تواند بهانه ای برای این شود كه انسان خود را برتر از دیگران ببیند و هر وقت خواست به آبروی آنها تعرّض كند.

         در جاهای مختلفی از قرآن كریم آیاتی را مشاهده می كنیم كه به حفظ آبروی انسانهای بی گناه و مؤمنان اشاره دارد، به عنوان نمونه در سورة نساء می فرماید: « وَ مَن یَكسِب خَطیئهً اَو اِثماً ثُمَّ بِهِ بَریـئاً فَقَدِ احتَمَلَ بُهتاناً وَ اِثماً مُبیناً ».3 در این آیه اشاره به اهمیّت گناه تهمت زدن نسبت به افراد بی گناه كرده، می فرماید: « هر كس خطا یا گناهی را مرتكب شود و آن را به گردن بی گناهی بیفكند بهتان و گناه آشكاری را انجام داده       است ». در این آیه از آبروی انسانهای بی گناه دفاع كرده و كسانی را كه گناه خود را به گردن آنها می افكنند مورد نكوهش قرار داده و می فرماید: آنها گناه آشكاری انجام           داده اند و واضح است كه نتیجة گناه، آن هم چنین گناهی كه حقّ الناس در آن دخیل است، چیزی جز خشم خداوند، و عذاب، و خواری و ذلّت نیست.

         خداوند در آیه شریفة دیگری می فرماید:

         « اِنَّ الَّذینَ جاءو بِالاِفكِ عُصبَهٌ مِنكُم لا تَحسَبوهُ شَرّاً لَكُم بَل هُوَ خَیرٌ لَكُم لِكُلِّ امرِئٍ مِنهُم ما اكتَسَبَ مِنَ الاِثمِ وَ الَّذی تَوَلّی كِبَرهُ مِنهُم لَهُ عَذابٌ عَظیمٌ ».1

         « همانا كسانی كه آن تهمت عظیم را دربارة یكی از زنان پیامبر به میان آوردند، دسته ای از شما بودند. آن تهمت را برای خود شرّ مپندارید، بلكه آن برای شما خیر و مصلحت است. بر عهدة هر فردی از آنها سهمی از گناه است، و آن كه بخش عمدة‌ آن دروغ سازی را بر عهده داشته عذاب بزرگی دارد ».

         شأن نزول این آیه مربوط به داستان افك است. برای روشن شدن مطلب ابتدا یك توضیح كلّی در مورد داستان افك می آوریم و سپس به بیان مفاد آیه می پردازیم.

         این داستان در مورد عایشه همسر پیامبر( صلی الله علیه و آله )‌ است در سفری كه همراه پیامبر( صلی الله علیه و آله ) بود. در آن زمان چون آیة حجاب نازل شده بود، عایشه داخل هودجی پوشیده بود. هنگام برگشت به مدینه برای انجام حاجتی كمی از لشكرگاه دور می شود، هنگام بازگشت متوجّه می شود كه گردنبندی كه از مهره های یمانی داشته، پاره شده است، به دنبال آن باز می گردد و وقتی كه می خواهد دوباره پیش لشكرگاه برود، می بیند هودج او را بر شتر گذاشته و رفته اند و او جا مانده است. به هر حال یكی از اصحاب پیامبر( صلی الله علیه و آله ) به نام صفوان كه او نیز از لشكر جا مانده، عایشه را می بیند و بدون اینكه با او صحبتی بكند سوار بر شترش كرده و به مدینه می آورد، مردم مدینه آنها را می بینند و در مورد عایشه به شایعه سازی          می پردازند و بیش از همه عبدالله بن ابی كه از منافقان مدینه بود به این حادثه دامن               می زند. شایعه در مدینه می پیچد و زبان به زبان نقل می شود تا اینكه آیه ای را كه بیان نمودیم نازل می گردد.2 

         آیه، نخست، بی آنكه اصل حادثه را بیان كند می گوید: كسانی كه آن تهمت عظیم را مطرح كردند گروهی از شما بودند. ( منظور ماجرای افك )

         اوّلین درس زیبایی كه قرآن در این آیه به ما می دهد شناسایی دوست از دشمن و منافق است، چه بسا كسانی كه در ظاهر داعیة دوستی با ما را دارند ولی منافقانه از پشت سر خنجر می زنند. این گونه موارد محك خوبی برای شناسایی دوست از دشمن و منافق است. دوستان كسانی هستند كه عیوب انسان را می پوشانند و از انسان در مقابل این گونه شایعات بی اساس دفاع می كنند و یا حداقل، قلباً از بروز چنین شایعاتی ناراحت هستند و خود به پخش آن كمك نمی كنند.

          و دشمنان انسان هر چند در ظاهر داعیة دوستی دارند به هر طریق كه باشد به این شایعات دامن می زنند. نكتة جالبی كه می توان در اینجا مطرح كرد این است كه گاهی این افراد كار خود را در قالب دلسوزی جای می دهند و وانمود می كنند كه این كارشان از سر دلسوزی است. به عنوان مثال،‌ پیش كسی كه از ماجرا بی اطّلاع است می روند و می گویند بیچاره فلانی، خیلی برایش ناراحت هستم كه چنین كاری را انجام داده است. (مثلاً زنا و ...) یا، او كه اهل این حرفها نبود، ‌یا، بالاخره انسان است و انسان خطا می كند و حرفهایی از این قبیل.

         در حدیثی از مولای متّقیان حضرت علی( علیه السلام ) آمده است كه فرمودند:          « ما ألاكَ جُهداً فی النَّصیحَهِ مَن دَلَّكَ عَلی عَیبِكَ وَ حَفِظَ غَیبِكَ ».1 « یعنی، كسی كه عیبت را به تو نشان دهد و پشت سر آبرویت را حفظ كند، در خیر خواهی و یكرنگی از هیچ كوششی فروگذار نكرده است ».

 در این آیه،‌ ابتدا، به مسلمانانی كه از این ماجرا ناراحت بودند دلداری می دهد كه گمان نكنید این ماجرا برای شما شرّ است، بلكه برای شما خیر بود چرا كه پرده از روی نیّات پلید جمعی از دشمنان شكست خورده و منافقان كوردل برداشت و این بدسیرتان خوش ظاهر را رسوا ساخت و چه خوب است كه محك تجربه به میان آید تا آنان كه غش دارند، سیه رو شوند، و چه بسا اگر این حادثه نبود و آنان ناشناخته می ماندند، و در آینده ضربة سختر و خطرناكتری می زدند. آری در برخی از حوادث ناراحت كننده و بدظاهر، خیر كثیری نهفته است.2

         جالب اینكه در این آیه با ذكر ضمیر « لَكُم » همة مؤمنان را در این حادثه سهیم می شمرد و به راستی چنین است،‌ زیرا مؤمنان از نظر  حیثیّت اجتماعی از هم جدایی و بیگانگی ندارند و در غمها و شادی ها شریك و سهیمند.

         سپس در ادامة این آیه به دو نكته اشاره می كند: نخست می گوید: اینهایی كه دست به چنین گناهی زدند،‌ هر كدام سهم خود را از مسئولیت و مجازات آن خواهند داشت. اشاره به اینكه مسئولیت عظیم سردمداران و بنیانگذاران یك گناه هرگز مانع از مسئولیت دیگران نخواهد بود، بلكه هر كس به هر اندازه و به هر مقدار در یك توطئه سهیم و شریك باشد،‌ بار گناه آن را بر دوش می كشد.

         در ادامه روی سخن را به مؤمنانی كه در این حادثه فریب خوردند و تحت تأثیر واقع شدند كرده و آنها را شدیداً مورد سرزنش قرار داده می گوید: چرا هنگامی كه این تهمت را شنیدند، مردان و زنان با ایمان نسبت به خود گمان خیر نبردند،‌ و نگفتند این تهمتی آشكار است؟ « لَولا اِذ سَمِعتُموهُ ظَنَّ المؤمِنونَ وَ المؤمِناتُ بِاَنفُسِهِم خَیراً وَ قالوا هذا اِفكٌ  مُبینٌ ».1 یعنی چرا هنگامی كه سخن منافقان را دربارة افراد مؤمن استماع كردید، با حسن ظن با دیگر مؤمنان كه به منزلة‌ خود شما هستند برخورد نكردید و چرا نگفتید این دروغ بزرگ و آشكار است؟

         با این همه جای ملامت و سرزنش است كه انسان این گونه شایعات دروغین را بشنود و سكوت اختیار كند تا چه رسد به اینكه خود آگاهانه یا ناآگاهانه عامل نشر آن بشود. جالب اینكه در آیة بالا به جای اینكه تعبیر كند شما دربارة متّهم به این تهمت باید حسن ظن داشته باشید، می گوید: ‌شما نسبت به خودتان باید حسن ظن می داشتید، این تعبیر چنانكه گفتیم اشاره به این است كه جان مؤمنان از هم جدا نیست و همه به منزلة نفس واحدند و اگر اتهامی به یكی از آنها متوجّه شود و آبروی او بریزد، گویی به همه متوجّه شده است و آبروی همه از بین رفته است. و اگر عضوی را روزگار به درد آورد قراری برای دیگر عضوها باقی نمی ماند و همانگونه كه هر كس خود را موظّف به دفاع از خویشتن در برابر اتّهامات می داند باید به همان اندازه از دیگر برادران و خواهران دینی خود دفاع كند. و این كه تكیه بر روی ایمان شده اشاره به این است كه ایمان صفتی است كه می تواند مانع و رداع در برابر گمانهای بد باشد.2

        

حال به آیات زیر كه در همین راستا آورده شده است توجّه نمائید:

         « اِذ تَلَقَّونَه بِاَلسِنَتِكُم وَ تَقولونَ بِاَفواهِكُم ما لَیسَ لَكُم بِهِ عِلمٌ وَ تَحسِبونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِندَاللهِ عَظیمٌ، وَ لَو لا اِذ سَمِعتُموهُ قُلتُم ما یَكونُ لَنا اَن نَتَكَلَّمَ بِهذا سُبحانَكَ هذا بُهتانٌ عَظیمٌ ».1

         «‌ آن گاه كه آن بهتان را از زبان یكدیگر می گرفتید و خبری را كه بدان علم نداشتید،‌ دهان به دهان می گفتید و می پنداشتید كه كاری كوچك و ساده است، ‌در حالی كه آن امر نزد خدا بسی بزرگ بود، و گرنه چرا وقتی آن را شنیدید نگفتید: ما را نشاید كه در این باره سخن گوییم، خداوندا منزّهی تو، این تهمتی بزرگ است! ».

         این آیات اشاره به شایعاتی دارد كه دربارة مسلمانان پخش می شود و بازگو كردن این شایعات در حالی كه انسان به آن علم ندارد. در واقع آیة اوّل به سه قسمت از گناهان بزرگ در این رابطه اشاره می كند: نخست به استقبال شایعه رفتن و از زبان یكدیگر گرفتن یعنی پذیرش شایعه. دوّم منتشر ساختن شایعه ای كه هیچگونه علم و یقینی به آن نیست و بازگو كردن آن برای دیگران ، به عبارت دیگر نشر شایعه بدون هیچگونه تحقیق. سوّم آن را عملی ساده و كوچك شمردن در حالی كه نه تنها با حیثیّت دو فرد مسلمان ارتباط داشت،‌ بلكه با حیثیّت و آبروی جامعة اسلامی گره خورده بود. به عبارت دیگر كوچك شمردن شایعه، و به عنوان یك وسیلة سرگرمی از آن استفاده كردن.

         جالب اینكه در یك تعبیر  بِاَلسِنَتِكُم ( با زبانتان ) و در جای دیگر بِاَفواهِكُم (با دهانتان ) آمده است، با اینكه همة سخنان با زبان و از طریق دهان صورت می گیرد، اشاره به اینكه شما نه در پذیرش این شایعه مطالبة دلیل كردید و نه در پخش آن تكیه بر دلیل داشتید، تنها سخنانی كه باد هوا بود و نتیجة گردش زبان و حركات دهان، سرمایة شما در این شایعه سازی علیه دیگران است.

         در آیة بعد دوباره روی این عمل تكیه كرده و می گوید: چرا هنگامی كه این دروغ بزرگ را شنیدید، نگفتید ما مجاز نیستیم از این امر سخن بگوئیم چرا كه تهمتی بدون دلیل است.

         كسانی كه شایعه سازی می كنند در واقع در آیة اوّل یعنی آیة ( اِذ تَلَقَّونَه... ) به خاطر این ملامت شده بودند كه چرا با حسن ظن نسبت به كسانی كه مورد اتّهام واقع شده بودند نگاه نكردند؟ اما در این آیه یعنی آیة ( وَ لَو اِذ سَمِعتُموه... ) می گوید علاوه بر حسن ظن شما می بایست هرگز به خود اجازه ندهید كه لب به تهمت بگشائید تا چه رسد به اینكه عامل نشر آن شوید. شما باید از این تهمت بزرگ غرق تعجّب می شدید، و به یاد پاكی و منزّه بودن پروردگار می افتادید، و از اینكه آلوده به نشر چنین تهمتی شوید به خدا پناه می بردید.1

         در این آیات نیز روش قرآن در دفاع از آبروی مؤمنین و اهمیّتی كه قرآن برای آبروی مؤمنین قائل می شود را مشاهده كردیم.

         در آیة دیگری خداوند می فرماید:

         « اِنَّ الَّذینَ یَرمونَ المُحصَناتِ الغافِلاتِ المؤمِناتِ لُعِنوا فِی الدُّنیا وَ الاخِرَهِ وَ لَهُم عَذابٌ      عَظیمٌ ».2

         « بی گمان كسـانی كه به زنـان پاكـدامن بی خــبر از فـحشا و با ایـمان، ‌نسبت زنا می دهند، در دنیا و آخرت لعنت شده اند و برای آنها عذاب سختی خواهد بود ».

         در این آیة، همانطور كه می بینیم قرآن روش دیگری را برای دفاع از آبروی مؤمنین در پیش گرفته است و آن این است كه برای كسانی كه به دیگران تهمت می زنند و آبروی آنها را مورد هجوم قرار می دهند عذاب دردناك و شدیدی را در نظر گرفته است.

         در این آیه اشاره دارد به زنان پاكدامنی كه به آنها تهمت زده شده است، ‌زنانی كه از گناه و از تهمتی كه به آنها وارد شده است بی اطّلاعند. و همچنین سخن از شایعه سازانی است كه خود را از مجازات و حدّ شرعی پنهان داشته اند، قرآن می فرماید: اینها تصوّر نكنند كه با این عمل می توانند خود را برای همیشه از كیفر الهی دور دارند، خدا آنها را در این دنیا از رحمت خویش دور می كند و در آخرت عذابی عظیم دارند و مورد لعن خداوند هستند و چه بدبختی از این بالاتر كه خداوند انسان را لعنت كند.3

         در روایات معصومین( علیهم السلام ) نیز اهمیّت زیادی به آبروی مؤمنین داده شده است، و گاهی گناه آبروریزی مؤمن را از گناه ربا بدتر می داند، در حدیثی از پیامبر اكرم( صلی الله علیه و آله )‌ می خوانیم كه فرمودند: « الرِّبا ثَلاثَهٌ وَ سَبعونَ باباً اَیسَرُها مِثلُ اَن یَنكِحَ الرَّجُلُ اُمَّهُ وَ اِنَّ اَربَی الرِّبا عِرضُ الرَّجُلِ المُسلِمِ ».4 « یعنی، ربا هفتاد و سه قسم است و آسانتر از همه چنانست كه كسی با مادر خود زنا كند و بدتر از همة رباها تجاوز به آبروی مسلمان است ». در حدیث دیگری از آن حضرت آمده است كه: « اَربَی الرِّبا شَتمُ الاَعراضِ وَ اَشدُّ الشَّتمِ الهِجاءُ وَ الرّاوِیَهُ اَحَدُ الشّاتِمَینِ ».1 « یعنی، بدترین رباها ناسزائی است كه دربارة عرض كسان گویند و سخترین ناسزا هجو است و كسی كه هجو را نقل كند یكی از ناسزا گویان است ».

         همچنین در حدیث دیگری آن حضرت فرموده است: « اَهوَنُ الرِّبا كَالَّذی یَنكِحُ اُمَّهُ وَ اِنَّ اَربَی الرِّبا استِطالَهُ المَرءِ فی عِرضِ اَخیهِ »2 « یعنی، آسانترین رباها آن است كه كسی با مادر خود زنا كند و بدترین رباها آنست كه مرد دربارة عرض برادر خود زبان درازی كند ».

         ریختن آبروی مؤمن از گناهان كبیره و عملی حرام است. در حدیث دیگری از پیامبر اكرم( صلی الله علیه و آله ) می خوانیم كه حضرت فرمودند: « كُلُّ المُسلِمِ عَلَی المُسلِمِ حَرامٌ: دَمُهُ وَ عِرضُهُ وَ مالُهُ ».3 « یعنی، همه چیز مسلمان خون و آبرو و مال مسلمان بر مسلمان حرام است ».

         همچنین در حدیث دیگری از آن حضرت آمده است كه فرمودند: « وقتی پروردگارم عزَّوجلّ مرا بالا برد به قومی گذشتم كه ناخن های مسین داشتند و صورت و سینة‌ خویش را می خراشیدند، گفتم ای جبرئیل این ها كیانند. گفت: اینان آن كسانند كه گوشت مردم خورند و از عرض و آبرویشان سخن كنند ».4 سرانجام كسانی كه دست به آبروی مردم دراز می كنند و به هر طریق كه بتوانند آبروی مردم را می ریزند و حیثیّت آنها را لكّه دار می كنند نمی تواند چیزی جز این باشد.

 قرآن كریم و روایات معصومین( علیهم السلام ) برای حفظ آبروی فقیران جامعه نیز اهمیّت قائل اند.  لذا از یك سو فقیران را به حفظ آبروی خویش تشویق كرده و از سوی دیگر به بقیة افراد جامعه دستور می دهد آبروی این فقیران را حفظ كنند.

         در زمینة اظهار نیازمندی نزد دیگران، قرآن كریم با ستایش از فقیران عفیف، آنان را به حفظ آبروی خود تشویق كرده است و می فرماید: « لِلفُقَراءِ الَّذینَ اُحصِروا فی سَبیلِ اللهِ لا یَستَطیعونَ ضَرباً فِی الاَرضِ یَحسَبُهُمُ الجاهِلُ اَغنیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعرِفُهُم بِسیماهُم لایَسئلونَ النّاسَ اِلحافاً ».5 « این صدقات از آنِ تهیدستانی است كه در راه خدا از كار مانده اند و نمی توانند در زمین برای معاش سفر كنند و به خاطر مناعتی كه دارند، ناآگاه آنها را توانگر         می پندارد. آنان را به سیمایشان می شناسی، از مردم به اصرار چیزی نخواهند ».

         در حدیثی از پیامبر اكرم( صلی الله علیه و آله ) می خوانیم: « اِنَّ اللهَ تَعالی یُحِبُّ عَبدَهُ المؤمِنَ الفَقیرَ المُتَعَفَّفَ أبا العِیالِ ».1 « یعنی، خداوند بندة مؤمن فقیر عفیف عیالمند را دوست دارد ».

         از سویی، خداوند بر اساس آیه ای كه ذكر شد و آیاتی دیگر، برای نیازمندان در دارایی های تونگران حقّی قرار داده كه به صورت الزامی( واجب ) یا ترجیهی( مستحب ) به آنان می پردازند و این خود، ابزاری برای جلوگیری از تحقیر نیازمندان از سوی توانـگـران و حفـظ آبروی آنـان اسـت. مثـلاً در آیـة زیر به صدقة پنهانی اشاره كرده و

می فرماید: 

         « مَثَلُ الَّذینَ یُنفِقونَ اَموالَهُم فی سَبیلِ اللهِ كَمَثَلِ حَبَّهٍ اَنبَتَت سَبعَ سَنابِلَ فی كُلِّ سُنبُلَهٍ مِائَهُ حَبَّهٍ وَ اللهُ یُضاعِفُ لِمَن یَشاءُ وَ اللهُ واسِعٌ عَلیمٌ ».2 « داستان كسانی كه مالشان را در راه خدا           می بخشند چون داستان دانه ای است كه هفت خوشه برویاند كه در هر خوشه صد دانه باشد، و خدا برای هر كس بخواهد پاداشی چند برابر می دهد و خدا وسعت بخش دانا است ».

یا در آیة دیگری در همین رابطه می فرماید: « اِن تُبدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمّا هِیَ وَ اِن تُخفوها وَ تُؤتوهَا الفُقَراءَ فَهُوَ خَیرٌ لَكُم ».3 « اگر صدقه ها را آشكار كنید این كار خوبی است و اگر پنهانش بدارید و به تهیدستان آبرومند بدهید این كار برای شما بهتر است ». در آیات دیگری خداوند مردم را به منّت نگذاشتن در صدقه در جهت حفظ آبروی نیازمندان تشویق می كند و می فرماید: « الَّذینَ یُنفِقونَ اَموالَهُم فی سَبیلِ اللهِ ثُمَّ لایُتبِعونَ ما اَنفَقوا مَنًّا وَ لااَذًی لَهُم اَجرُهُم عِندَ رَبِّهِم ... قَولٌ مَعروفٌ وَ مَغفِرَهٌ خَیرٌ مِن صَدَقَهٍ یَتبَعُها اَذًی ... یا اَیُّها الَّذینَ ءامَنـوا لاتُبـطِلـوا صَدَقـاتِكـُم بـِالـمَنِّ وَ الاَذی ».4 « كسـانی كـه مالشان را در راه خدا می بخشند و به دنبال بخشش خود منّت و آزاری نمی آورند، اجرشان نزد پروردگارشان محفوظ است ... سخن خوش با نیازمندان و گذشت، از صدقه ای كه آزاری در پی دارد بهتر است ... ای مؤمنان! صدقات خود را با منّت و آزار باطل نكنید ».

         در حدیثی از رسول اكرم( صلی الله علیه و آله ) می خوانیم: « تَواضَعُوا وَ جالِسُوا المَساكینَ تَكُونُوا مِن كُبَراءِ اللهِ وَ تَخرُجُوا مِنَ الكِبرِ ».1 « یعنی، فروتنی كنید و با فقیران بنشینید تا در پیش خدا بزرگ باشید و از تكبّر بركنار مانید ».

         در حدیثی از حضرت علی( علیه السلام ) می خوانیم كه: « برادران تهیدست خود را تحقیر نكنید، زیرا هر كس مؤمنی را حقیر شمارد، خداوند عزّوجل میان آن دو در بهشت جمع نكند، مگر این كه توبه نماید ».2

همچنین در حدیثی از امام رضا( علیه السلام ) آمده است كه: «‌ هر كس با مسلمانی فقیر روبه رو شود و به او سلامی متفاوت با سلامی كند كه به ثروتمند می كند،‌ روز قیامت خدای عزّوجلّ را دیدار كند در حالی كه خدا از او در خشم است ».3

         از آنچه بیان شد می توان دریافت كه اسلام تا چه اندازه برای آبروی مؤمنان و آبروی فقیران اهمیّت قائل است و در جای جای تعالیم خود،‌ مستقیم و غیر مستقیم ما را به حفظ آن سفارش می كند.



1  ـ رهنمای انسانیت / صفحه 3

2  ـ همان / صفحه 4

3  ـ سوره حجرات / آیه 13

4  ـ سوره حج / آیه 38

1  ـ سوره نحل / آیه 58 و 59

2  ـ سوره قصص / آیه 79 و 82

3  ـ سوره نساء / آیه 112

1  ـ سوره نور / آیه 11

2  ـ تفسیر نمونه / جلد 14 / صفحه 392

1  ـ میزان الحكمه / محمد محمدی ری شهری / ترجمه حمیدرضا شیخی /  قم / موسسه دارالحدیث / چاپ 2 /  جلد 9 / صفحه 4222

2  ـ تفسیر نمونه / جلد 14 / صفحه 395

1  ـ سوره نور / آیه 12

2  ـ تفسیر نمونه / جلد 14 / صفحه 398

1  ـ سوره نور / آیه 15 و 16

1  ـ تفسیر نمونه / جلد 14 / صفحه 399 و 400

2  ـ سوره نور / آیه 23

3  ـ تفسیر نمونه / جلد 14 / صفحه 418

4  ـ رهنمای انسانیت / صفحه 4 

1  ـ رهنمای انسانیت / صفحه 4

2  ـ همان

3  ـ همان / صفحه 3

4  ـ همان / صفحه 4

5  ـ سوره  بقره / آیه 273 

1  ـ رهنمای انسانیت / صفحه 513

2  ـ سوره بقره / آیه 261

3  ـ همان / آیه 271

4  ـ همان / آیه 262 تا 264

1  ـ رهنمای انسانیت / صفحه 514

2  ـ میزان الحكمه / جلد 10 / صفحه 4673

3  ـ همان / صفحه 4675



نوشته شده توسط امیر گروسی در چهارشنبه 24 مرداد 1386 و ساعت 11:08 ق.ظ [+] | نظرات ()





Powered by WebGozar

در یکروز چه مقدار قرآن می خوانید؟ •