تبلیغات
پژوهشی در قرآن - روز مادر

ما پیام عید رهبر را چو مصحف می کنیم مثل دستورالعمل همواره مصرف می کنیم کوری چشم سران فتنه و بیگانگان چشم آقا ، کار و همت را مضاعف می کنیم



تعداد کلیه مطالب ارسالی :
تعداد نویسندگان وبلاگ :
تاریخ آخرین بروزرسانی :
تعداد بازدید امروز :
تعداد بازدید دیروز :
تعداد کل بازدید این ماه :
تعداد کل بازدید ماه گذشته :
تعداد کل بازدیدها :
تاریخ آخرین بازدید از وبلاگ :

  


سلام

در ابتدا روز مادر را به تمام مادران عزیز تبریك عرض می كنم و میلاد پر بركت بی بی دو عالم را به تمام شیعیان و دوستداران آن حضرت نیز تبریك می گویم.

پس یك تاخیر طولانی به مناسبت روز مادر یه مطلبی را در مقام مادران عزیز آماده كردم كه می تونید تو ادامه مطلب بخونید و سعی دارم كه از این به بعد هفته ای یك مطلب زیبا از قرآن برای استفاده تو وبلاگ قرار بدم.در ضمن كار گرافیكی زیر هم كار خودمه و هدیه ای است از طرف من به تمام مادران وبلاگ نویس دنیا!!!

گرافیك از خودم(روز مادر)

مقدمه

 قول تعالى مادر یعنى از:

  وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوهَا إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِیمٌ (١٨)(نحل)

اگر نعمت‏هاى خدا را شماره كنید آن را نمى‏توانید بشمارید.قطعاً خدا آمرزنده مهربان است.

 اسلام براى تجلیل مادر، تنها به توصیه و سفارش و گفتن یك سلسله الفاظ اكتفا نكرده در مقام قانون گذارى و نهى مادر را در بعضى موارد واجب الاجراء دانسته.

 مثلاً در جایى كه یك امر مستحبى خداوند با نهى‏مادر مواجه شود، فرزندان وظیفه دارند فرمان مادر را بپذیرند امر استحابى خدا را اجرا نكند. اگر فرزند بخواهد براى درك ثواب و فضیلت روزه استحابى بگیرد یا به یك مسافرت استحابى برود و مادر او را از آن نهى كند،  و بر فرزند واجب است كه دستور مادر را اطاعت كند، و در صورتى كه از امر او تخلف كند نه تنها ثوابى نبرده بلكه مرتكب گناه نیز شده است.

 مورد دیگرى كه فرمان مادر حتى در برابر امر خداوند محترم شمرده شده، هنگامى است كه امر واجب الهى با نهى مادر رو به رو شود ولى آن عمل واجب عینى (مانند نماز یومیه، روزه ماه رمضان،...) نباشد، در این جا اطاعت مادر بر اطاعت امر خداوند مقدم است[1].

1-  برترى مقام مادر

 مادر، در فرهنگ اسلام از جایگاه ویژه‏اى برخوردار است. پیامبر اكرم در یك جمله زیبا مقام و منزلت حقیقى مادر را چنین بیان مى‏كنند"الجنة تحت اقدام الامهات".

بهشت زیر پاى مادران است و در جاى دیگر مى‏فرمایند:"تحت اقدام الا مهات روضه من ریاض الجنة" زیر پاى مادران باغى از باغهاى بهشت است [۲]

این سخنان بزرگ رهبر جهان اسلام، نهایت تكریم مقام مادر است یعنى هر كس بخواهد به عالى‏ترین مقام انسانى دست یابد مادر خود را تكریم كند.

 و در مورد مقام ارجمند مادر مطالب فراوانى در سیره و سخن اهل بیت (ع) مى‏توان یافت.

 و نیز حدیثى در همین مضمون از ام سلمه كه خدمت پیامبر رسید:

 "یا رسول اللَّه ذهب الرجل بكل خیر فأىُّ شى‏ء للنساء المساكین ؟

 فقال: بلى اذا حملت المرأة كانت بمنزلة الصائم القائم المجاهد بنفسه و ما له فى سبیل اللَّه، فاذا وضعت كان لها من الاجر ما لا یدرى أحد ما هو لعظمة فاذا أرضعت كان لها بكل مّصة كعدل عتق، محرِّرمن ولد اسماعیل، فاذا فرغت من رضاعة ضرب ملك كریم على جنبها و قال: أستابقى العمل فقد غفرلك أقول و تقدم ما یدُل على ذلك.

 "عرض كرد یا رسول اللَّه همه افتخارات  نصیب مردان شده، و زنان بیچاره چه سهمى از این افتخارات دارند. پیامبر فرمود: آرى(زنان هم افتخارات فراوانى دارند) هنگامى كه زنان باردار مى‏شود در تمام طول مدت حمل به منزله روزه‏دار و شب زنده‏دار و مجاهد در راه خدا با جان و مال است. هنگامى كه وضع حمل مى‏كند آن قدر خدا به او پاداش مى‏دهد كه هیچ كس حدّ آن را از عظمت نمى‏داند، و هنگامى كه فرزندش را شیر مى‏دهد در برابر هر مكیدنى از سوى كودك خداوند پاداش آزاد كردن برده‏اى از فرزندان اسماعیل را به او مى‏دهد و هنگامى كه دوران شیر خوارگى كودك تمام شد، یكى از فرشتگان بزرگوار خداوند بر پهلوى او مى‏زند و مى‏گوید برنامه اعمال خدا را از نو آغاز كن چرا كه خداوند همه گناهان تو را بخشیده"! گویى نامه عملت از نو آغاز مى‏شود[3].

قال الباقر (ع) قال موسى بن عمران یا رب أوصینى، قال: أوصیك بى، قال: فقال رب أوصینى، قال:أوصیك بى - ثالثاً-، قال: یت رب اوصینى،قال:أوصیك بأمك، قال: یا رب أوصینى، قال أوصیك بأمك قال: یا رب أوصینى قال: أوصیك بأبیك؛

 حضرت امام باقر فرمودند: موسى بن عمران عرض كرد: پروردگارا مرا سفارش فرما. فرمودند: تو را درباره خودم سفارش مى‏كنم. عرض كرد: پروردگارا مرا سفارش فرما. فرمودند: تو را در باره خودم سفارش مى‏كنم. عرض مى‏كرد:پروردگارا مرا سفارش فرما. فرمودند: تو را درباره مادرت سفارش مى‏كنم عرض كرد: پروردگارا مرا سفارش فرما فرمودند تو را درباره پدرت سفارش مى‏كنم"[4].

عمربن‏الخطاب: كنا مع الرسول اللَّه 9على جبلٍ فأشرفنا على وادٍ فرأیتُ شاّباً یَرعى غنماً له أَعجبنى شبابه فقلِتُ یا رسول اللَّه رأىُّ شبابً لو كان شبابه فى سبیل اللَّه؟ فقال النبى یا عمر فلعلهُ فى بعض سبیل اللَّه و أنت لا تعلم، ثم دَعاهُ النبى 9فقال: یا شبابُّ، هل لك من تعؤلُ؟قال:نعم، قال من؟ قال امى، فقال النبى الزمها فأن عند رجلیها الجنة[5]

عمر بن الخطاب: ما با رسول خدا روى كوهى بودیم و بر درهّ‏اى مشرف شدیم، جوانى را دیدم كه گوسفندانش را مى‏چرانید و برنایى او مرا گرفت عرض كردم: اى رسول خدا عجب جوانى است كاش جوانى او در راه خدا صرف مى‏شد. پیامبر آن جوان را صدا زد و فرمود: اى جوان آیا كسى هست كه تو خرجى او را بدهى؟ عرض كرد: آرى. فرمود: چه كسى؟ عرض كرد: مادرم. پیامبر فرمود:او را داشته باش! زیرا بهشت پیش پاى اوست".

 و نیز در مكارم اخلاق در مورد همین بحث چنین آمده است.

 و قیل لعلى بن الحسین علیهما السلام أنت أبرّ الناس بأمّك و لانراك و تاكل معها قال أخاف أن تسبق یدى الى ما سبقت عینها الیه فا كون قد عققتها.

و به حضرت زین العابدین 7عرضه داشتند كه: تو از هر كس به مادر نیكوترى پس چرا دیده نشده كه با او در یك سفره غذا بخورى. فرمود: مى‏ترسم دستم به لقمه‏اى برود كه چشم مادر به آن بوده و عاق او شوم.

 و نیز رسول خدا (ص) درباره مقام مادر چنین مى‏فرمایند:

 "ان اللَّه تعالى یوصیكم بامهاتكم ثلاثاً، ان اللَّه تعالى یوصیكم بابائكم مرتیّن ان اللَّه تعالى یوصیكم بالا قرب فالأ قرب .

  رسول خدا فرمود: خداوند شما را سه بار سفارش مى‏نماید كه به مادران احترام بكذارید و خداوند دو بار سفارش پدران داده آنگاه سفارش هر كس كه از حیثیت نسب نزدیكتر است سفارش آنها را داده.

 و در حدیث دیگرى مى‏فرمایند:

 "اذا كنت فى صلوة التطوع فان دعاك و الدك فلا تقطعها و ان دعتك والدتك فاقطعها"[6].

رسول خدا فرمودند: به هنگامى كه در نماز مستحبى هستى اگر پدرت ترا صدا زند نماز را قطع مكن و اگر مادر ترا صدا زند نماز را قطع كن".

 و در حدیثى دیگر از پیامبر كه در مورد آثار نیكى به مادر مى‏فرمایند:

 "من قبل بین عینى أمة كان له سترا من النار" هر كه پیشانى مادر خویش را ببوسد از آتش جهنم مصون شود.

ابراهیم بن مهزمٍ: خرجت من عند أبى عبداللَّه لیلة ممسیاً فأتیت منزلى بالمدینة و كانت امى معى، فواقع بیتى و بیتها كلام فاغلظت لها فلما أن كان من الغد صیلت الغداة و أتیت أبا عبداللَّه(ع) فلما دخلت علیه فقال لى مبتدئاً: یا أبا مهزمٍ مالك و للوالدد أغلظت فى كلامها البارحة؟!

 أما علمت أن بطنها منزلٍ قد سكتة و أن حجرها مهد قد غمزتة، ثدیها و یماء قد شربتة؟! قال: قلت: بلى قال: فلا تغلظ لها؛

 ابراهیم بن مهزم: شبى دیر وقت از حضور امام صادق (ع) به منزل خود در مدینه رفتم مادرم با من زندگى مى‏كرد. میان من و او بگو و مگویى شد و من نسبت به او تندى كردم. صبح كه شد نماز را خواندم و خدمت حضرت صادق (ع) رفتم، چون وارد شدم بى مقدمه به من فرمودند:اى ابا مهزم چرا دیشب به مادرت درشت‏گویى كردى؟ مگر نمى‏دانى كه شكم او منزلى بود كه در آن آرام گرفته بودى و دامنش گهواره‏اى بود كه در آن مى‏نوشیدى؟ عرض كردم چرا، فرمود: پس با او درشتى مكن "

 حدیثى در این مورد از پیامبر كه مى‏فرمایند:

ملعون من سب أمةُ" هر كسى به مادرش ناسزا گوید ملعون است".

در حدیثى دیگر از پیامبر در رابطه با همین بحث مى‏فرمایند:

 "لرجلٍ یرید الجهاد و أمة تمنعُهُ: عند أُمك فرّ و أن لك من الاجر عندها مثل ما لك فى الجهاد؛"

پیامبر (ص) به مردى كه مى‏خواست در جهاد شركت كند اما مادرش مانع او مى‏شد، فرمود: پیش مادرت بمان با بودن در نزد او مانند همان اجرى را دارى كه با شركت در جهاد به دست مى‏آورى؟

 و در حدیثى دیگر از امام صادق 7مى‏خوانیم كه مردى نزد پیامبر (ص) آمد و عرض كرد من جوان با نشاط و ورزیده‏اى هستم و جهاد را دوست دارم ولى مادرى دارم كه از این موضوع نارحت مى‏شود.

 پیامبر فرمود:"ارجع فكن مع والدتك فوالذى بعثنى بالحق لا نسما بك لیلة خیر من جهاد فى سبیل اللَّه سنة".

برگرد و با مادر خویش باش قسم به آن خدایى كه مرا به حق مبعوث ساخته است یك شب مادر با تو مأنوس گردد، از یك سال جهاد در راه خدا بهتر است ولى هنگامى كه جهاد جنبه وجوب عین پیدا كند و كشور اسلامى در خطر قرار گیرد حضور همگان لازم است، هیچ عذرى پذیرفته نیست حتى نارضایتى والدین.

 

  2- حق مادر

 امام سجاد درباره حق مادر چنین مى‏فرماید:

 فحقّ أمك أن تعلم أنّها حملتك حیث لا یحمل أحد أحداً و أطمعتك من ثمرة قلبها ما لا یطعم أحد أحداً و أنها و قتك بسمعها و بصیرها و یدها و رجلهاو شعرها و بشرها و جمیع جوارحها مستبشرة بذلك فرحة موابلة محتملةًلما فیه مكروهها و ألمها و ثقلها و غمها حتى دفعتها عند ید القدرة و أخرجتك الى الارض فرضیت أن تشبع و تجوع هى و تكسوك و تعدى و ترویك و تظمأ و تظملك و تضحى و تنعمك ببوسها و تلذذك بالنوم بأرقها و كان بطنها لك و عاءً و حجرها لك حواءً وثدیها لك سیقاء و نفسها لك و قاءً تباشر حر الدنیا و بردها لك و دونك فتشكرها على قدر ذلك و لا تقدر علیه الا بعون اللَّه و توفیقه".

پس آن جمله، حق مادر بر تو این است كه بدانى او مدت زمانى تو را تحمل كرده كه هیچ فردى، فرد دیگرى را تحمل ننموده است و از شیره جانش به تو غذا داد كه هیچ كس براى دیگرى چنین كارى نمى‏كند. پیوسته مادر تمام وقتش را با تمام وجود با چشم و گوش و دست و پا و مو پوست و بالاخره با تمام اعضاء و صرف تو نموده، در حالیكه با نشاط بدین كار خوشحال و مسرور بود، پیوسته مادر متحمل زحمات و رنج‏ها و ناراحتى‏ها و سنگینى آن شد تا دست قدرت پروردگار تو را از او جدا ساخت و به زمین فرودت آورد.

 راضى شد بر این كه تو سیر باشى او گرسنه. برهنه بودن را بر خود خرید كه تو را بپوشاند. خود تشنه ماند تا تو را سیراب نماید گرما و آفتاب را تحمل نمود تا تو را در سایه نگهدارد. در نارحتیهاى او، تو در نعمت و خوشى زیستى با زحمت بى‏خوابى و شب زنده‏دارى، لذت خوابیدن را براى تو آماده ساخت. شكم مادر ظرف پرورش وجود تو، و خانه‏اش محل، نگهدارى و حفظ تو بود سینه‏اش چشمه نوشیدن شیر براى تو و جان شیرین او سبب حفظ و نگهبانى از تو بود.

 مادر، سردى و گرمى روزگار را به خاطر تو تحمل نمود پس از او سپاسگزارى كن در مقابل تمام این زحمات و خدمات اما مادر در بر تشكر و سپاس مادر نیستى مگر بإے؛"؟سؤ استعانت و كمك خواستن از خداوند بزرگ و در این راه باید توفیق پروردگار یار تو باشد تا بتوانى خدمات او را جبران نمایى.

 قال الرسول اللَّه:9

- و قد جاءه رجل كان فى لطواف حاملاً أمه یطوف بها، فسأله : هل أدیت حقها؟ فأجابه:"لا و لا بزفرة واحدة.[7]

و در حدیثى آمده كه مردى مادر پیر و ناتوان خود را بر دوش گرفته بود و به طواف مشغول بوده و در همین هنگام خدمت پیامبر (ص) رسید و عرض كرد "آیا حق مادرم را ادا كرده‏ام؟!"

 پیامبر (ص) فرمودند:"نه حتى یك نفس او را جبران نكردى".

 قال الصادق 7الامن وجد برد جنا على قبلة فلیكثر الدعاء لائمه فانها لم تحن اباه.

امام صادق (ع) فرمودند:

 هر كس محبت ما را در دل دارد مادرش را زیاد دعا كند، چون آن مادر به پدر و این بچه خیانت نكرده است ]یعنى محب ما حلال زاده است[.

 و در حدیثى دیگر در این مورد آمده كه:

 "عَن سعد بن عِباده أنّ أمّهُ ماتت فقال: یا رسول اللَّه (ص) انَّ امى ماتت فاتصَّدق عنها قال نعم فاىّ الصدقه افضل. قال سقى الماء.

مادر سعد بن عباده فوت كرد به نزد رسول خدا (ص) آمد و گفت: مادرم فوت كرده، آیا برایش صدقه بدهم؟ فرمود: بلى، مى‏توانى برایش صدقه بدهى عرض كرد: كدام صدقه از هر صدقه‏اى بهتر است؟ فرمود: صدقه آب دادن محتاجان."

 

3- نیكى به مادر

 زمانى كه عیسى (ع) متولد شد مریم او را در آغوش گرفته، نزد قومش آمد. مردم زبان به شماتت گشودند كه چگونه بدون شوى داراى فرزند شده است؟ مریم در پاسخ به آنها اشاره به فرزندش كرد و گفت: از او بپرسید آنها بر آشفتند كه چگونه فرزند خردسال سخن مى‏گوید. در این جا بود كه عیسى مسیح لب به سخن گشود تا آن جا كه فرمود:

وَبَرًّا بِوَالِدَتِی وَلَمْ یَجْعَلْنِی جَبَّارًا شَقِیًّا (٣٢)(مریم)

و مرا نسبت به مادرم نیكوكار كرده و زورگو و نافرمانم نگردانیده است".

 "جبار" به كسى مى‏گویند كه براى خود نزد هر گونه حقوق بر مردم قائل است ولى هیچ حقى براى كسى نسبت به خود قائل نیست و همچنین به كسى كه از روى خشم و غضب افراد را مى‏زند و نابود مى‏كند و پیرو فرمان عقل نیست و یاد مى‏خواهد نقص و كمبود خود را با ادعاى عظمت و تكبر بر طرف سازد كه همه اینها صفات بارز طاغوتیان در هر زمان است.

 "شقى" هم به كسى گفته مى‏شود كه اسباب گرفتارى و بلاء و مجازات براى خود فراهم سازد و بعضى آن را به كسى كه قبول نصیحت نمى‏كند تفسیر كرده‏اند.[8]

گرچه حضرت مسیح به فرمان نافذ پروردگار از مادر بدون پدر، تولد یافت ولى همین مى‏دانیم كه در مقام برشمردن افتخارات، خود نیكوكارى نسبت به مادر را ذكر مى‏كند دلیل روشن بر اهمیت مقام مادر است. به هر حال گر چه در جهان امروز درباره مقام مادر سخن بسیار گفته مى‏شود حتى روزى را به نام "روز مادر" اختصاص داده‏اند اما متأسفانه وضع تمدن ماشینى چنان است كه رابطه پدران و مادران را از فرزندان خیلى زود قطع مى‏كند.

 آن چنان كه كمتر روابط عاطفى بعد از بزرگ شدن در میان آنها دیده مى‏شود. بدون شك اگر زحمات فراوانى را كه مادر از هنگام حمل تا وضع حمل و دوران شیرخوارگى و تا زمان بزرگ شدن او تحمل مى‏كند، رنجها و تعب‏ها و بیدارى‏ها و بیمارى‏ها و پرستارى‏ها را كه او با آغوش باز در راه فرزند خود پذیرا مى‏گردد در نظر بگیریم، خواهیم دید كه هر قدر انسان در این راه بكوشد باز هم در برابر مادر بدهكار است.

عن على ابن الحسین (ع) قال: "جاء رجل الى النبى (ص) فقال: یا رسول اللَّه ما من عمل قبیح الا قد عملته، فهل لى من توبة؟

 فقال رسول اللَّه (ص) فهل من الوالدیك أحدحى؟ قال: أبى قال: فاذهب فبره، قال: فلما ولى قال رسول اللَّه : لو كانت أمة.

از امام سجاد(ع)  روایت شد كه فرمودند: مردى به حضور پیامبر اكرم آمد و اظهار داشت: اى رسول خدا من مردى معصیت كار هستم و از انجام هیچ گناهى فروگذارى نكرده‏ام آیا امید آمرزش برایم هست؟ رسول خداپرسید:آیا پدر و مادرت زنده هستند؟

 مرد گفت: فقط پدرم زنده است، پیامبر فرمود: برو با او خوش رفتارى كن آن مرد رفت و پیامبر زیر لب زمزمه كرد:اى كاش مادرش زنده بود".

 "و كان رّجل من النساك یقبل كل یوم قدم امه فابطا یوماً على اخوته فسألواه فقال:

 كنت أتمرّغ فى ریاض الجنة فقد بلغنا أن الجنة تحت أقدام الأمهات".

شخصى با فضیلت كه از بندگان خالص حق بود هر روز پاى مادر خود را مى‏بوسید روزى دیرتر از موقع معین نزد در برادران خود رفت، گفتند چه كردى كه دیر آمدى؟

 جواب داد در باغ‏هاى بهشت غلطان بودم؛ زیرا به ما رسیده است كه بهشت زیر پاى مادران است".

 

نمونه‏هایى از نیكى به مادر

 شیخ مرتضى انصارى مجتهد بزرگ وقتى كه به مقام اجتهاد و ریاست شیعه نائل آمد، مردم به مادر شیخ تبریك و تهنیت مى‏گفتند، كه فرزندت به مقام شامخ اجتهاد و مرجعیت رسیده است آن مادر لایق مى‏گفت: زحمتى كه من در تربیت فرزندم متحمل شدم اگر به مقام نبوت مى‏رسید تعجب نمى‏كردم چه رسد به مقام اجتهاد و مردم از شنیدن به این سخن تعجب مى‏كردند و از آن علت این كار را پرسیدند.

 گفت: در تمام مدت دوران رضاع و شیرخوارگى فرزندم بدون وضو به او شیر نداده‏ام!

آنگاه كه مادر والامقام مرحوم شیخ مرتضى انصارى از دنیا رفت، مرحوم شیخ انصارى به بالین مادر آمد و شدیداً گریه كرد. یكى از شاگردان به منظور دلجویى و تسلیت به ایشان عرض كرد: شما با این مقام علمى و عظمتى كه دارید سزاوار نیست بر بالین پیرزنى اشك بریزید؟شیخ فرمود: گویا شما هنوز به عظمت مقام مادر واقف نیستید. تربیت صحیح و زحمات فراوان این مادر بود كه مرا شیخ انصارى كرد، ریشه بنیان وجود مرا این مادر با دست توانایى خویش بنا نهاد و بدان تربیت اولیه این مادر زمینه را براى رسیدن من به این مقام شامخ علمى و عملى فراهم نمود و فرمود: گریه‏ام براى این است كه از نعمت بسیار مهمى چون خدمت به مادر محروم شدم.

اویس قرنى و اطاعت از مادر

 اویس قرنى كه در اخبار اهل بیت: او تمجید و تعریف شد و رسول خدا(ص) درباره او فرمود:"یفوح روائح الجنة من قبل القرن و الشوقاه الیك یا اویس القرن"

 یعنى، مى‏وزد بوى بهشت از جانب قرن پس اظهار شوق مى‏فرمود به اویس قرنى و فرمودند: هر كه او را ملاقات كرد از جانب من به او سلام برساند و موحدین از عرفا او را "سید التابعین" مى‏گویند، نقل است كه كارش شتربانى بود واز اجرت و دستمزد آن خرج خود و مادر را تأمین مى‏كرد و چون بى‏اندازه مشتاق لقاء نبى اكرم بود. روزى قصد ملاقات و دیدار آن حضرت كرده در ضمن نخواست

نوشته شده توسط امیر گروسی در چهارشنبه 13 تیر 1386 و ساعت 12:07 ب.ظ [+] | نظرات ()





Powered by WebGozar

در یکروز چه مقدار قرآن می خوانید؟ •