تبلیغات
پژوهشی در قرآن - زن برتر است یا مرد

ما پیام عید رهبر را چو مصحف می کنیم مثل دستورالعمل همواره مصرف می کنیم کوری چشم سران فتنه و بیگانگان چشم آقا ، کار و همت را مضاعف می کنیم



تعداد کلیه مطالب ارسالی :
تعداد نویسندگان وبلاگ :
تاریخ آخرین بروزرسانی :
تعداد بازدید امروز :
تعداد بازدید دیروز :
تعداد کل بازدید این ماه :
تعداد کل بازدید ماه گذشته :
تعداد کل بازدیدها :
تاریخ آخرین بازدید از وبلاگ :

  


با سلام

دوستان عزیز

یكی از دوستان سوالی در قسمت نظرات در مورد آیه 34 سوره نساء كرده بود كه برای من هم جالب توجه بود. برای همین به یكی دو تا از تفاسیر نگاه كردم خواستم كه مقایسه ای هم در مورد این تفاسیر بكنم و به صورت مقاله در وبلاگ قرارش بدم كه تو ایمیلم دیدم كه یكی دیگه از دوستان برای من جواب این سوال را قرار داده است برای همین به نظرم اومد كه این مطالب را بدون تحلیل در وبلاگ قرار بدم تا شما روی این مطالب نظردهی كنید و باهم جوابی منطقی و عاقلانه بدست بیاریم. كه این به صورت یك تحقیق دسته جمعی میشه

البته چون مطلب زیاده در ادامه مطلب قرار دادمش ولی دوست دارم همه ببینید و نظر بدید

یاعلی

 

آیه: الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُن َّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِیًّا كَبِیرًا

 

معنی: مردان داراى ولایت بر زنانند از آن جهت كه خدا بعضى از ایشان (مردان) را بر بعضى (زنان) برترى داده (قدرت بدنى، تولیدى واراده بیشترى دارند) و از آن جهت كه از اموال خود نفقه مى‏دهند، پس زنانِ شایسته، فرمان بردارند و نگهدار آنچه خدا (براى آنان) حفظ كرده، (حقو ق واسرار شوهر،) در غیاب اویند. و(امّا) زنانى كه از سرپیچى آنان بیم دارید، پس (نخست) آنان را موعظه كنید و(اگر مؤثّر نشد) در خوابگاه از آنان دورى كنید و(اگر پند وقهر اثر نكرد،) آنان را بزنید (وتنبیه بدنى كنید)، پس اگر اطاعت شما را كردند، بهانه‏اى بر آنان ( براى ستم وآزار) مجویید. همانا خداوند بزرگوار و بزرگ مرتبه است.

 

 

تفسیر نور:

نكات:

«قَوّام» به كسى گفته مى‏شود كه تدبیر و اصلاح دیگرى را بر عهده دارد.
«نشوز» از «نشز» به‏معناى زمین بلند وبه سركشى وبلندپروازى نیز گفته مى‏شود.
شرط سرپرستى و مدیریّت، لیاقت تأمین و اداره زندگى است و به این جهت، مردان نه تنها در امور خانواده، بلكه در امور اجتماعى، قضاوت و جنگ نیز بر زنان مقدّمند، «بما فضّل‏اللّه... و بما انفقوا» و به این خاطر نفرمود: «قوّامون على ازواجهم»، زیرا كه مسئله‏ى زوجیّت مخصوص زناشویى است و خدا این برترى را مخصوص خانه قرار نداده است.
گرچه برخى زنان، در توان بدنى یا درآمد مالى برترند، ولى در قانون و برنامه، باید عموم را مراعات كرد، نه افراد نادر را.
براى جمله «حافظات للغیب بما حفظ اللَّه» معانى گوناگونى است:
الف: زنان، آنچه را خدا خواهان حفظ آن است، حفظ نمایند.
ب: زنان، حقوق شوهران را حفظ كنند، همان‏گونه كه خدا حقوق زنان را در سایه تكالیفى كه بر مرد نهاده، حفظ كرده است.
ج: زنان حافظ هستند، ولى این توفیق را از حفظ الهى دارند.
وقتى راههاى مسالمت آمیز سود نبخشید، یا باید دست از انجام وظیفه كشید، یا باید در صورت تأثیر نداشتن موعظه و قهر، خشونت به خرج داد. به گفته‏ى روانشناسان، بعضى افراد، حالت مازوشیسم (آزاد طلبى) پیدا مى‏كنند كه تنبیه مختصر بدنى، برایشان همچون مرهم است. در تن بیهات بدنى هم، اسلام سفارش كرده كه نباید به مرحله‏ى كبودى جسم یا زخمى شدن بدن برسد. به علاوه، مرد متخلّف هم گاهى توسط قاضى تنبیه بدنى مى‏شود.
رسول خداصلى الله علیه وآله فرمود: كتك شما نباید به نحوى باشد كه اثر آن در جسم زن نمودى داشته باشد، یا كتك نشانه خودنمایى و اظهار قدرت مرد باشد كه زهره چشمى بگیرد. «ضرباً غیر مبرّج»

امام صادق‏علیه السلام فرمودند: نشوز زن آن است كه در فراش (همبستر شدن) از شوهر تبعیت نكند و مقصود از «اضربوهنّ»، زدن با چوب مسواك و شبیه آن است، زدنى كه از روى رفق و دوستى باشد.

 

پیامها:

 

1- در یك اجتماع دو نفرى هم، یكى باید مسئول و سرپرست باشد. مدیر خانه مرد است. «الرّجال قوّامون على‏النساء»
2- در اداره امور زندگى، باید تعقّل و تدبیر، بر احساسات و عواطف حاكم باشد. «الرّجال قوّامون على‏النساء»
3- نظام حقوقى اسلام با نظام تكوین و آفرینش هماهنگ است. حقّ مدیریّت مرد، به خاطر ساختار جسمى و روحى اوست. «الرّجال قوّامون على‏النساء»
4- برترى‏هاى طبیعى فضل الهى است. «بما فضّل اللَّه»
5 - هزینه زندگى، بر عهده مرد است. «بما انفقوا»
6- قانونگذار باید در وضع قانون، به تفاوت‏هاى طبیعىِ زن و مرد در آفرینش، توجه داشته باشد. «الرّجال قوّامون... بما فضّل اللّه»
7- نشانه شایستگى زن اطاعت و تواضع او نسبت به شوهر است. «قانتات»
8 - نشانه همسر شایسته، حفظ خود در غیاب شوهر است. «حافظات للغیب»
9- اطاعت زن از شوهر و حفظ حقوق وى، مشروط به تأمین زندگى او از سوى مرد است. «بما انفقوا...فالصالحات قانتات حافظات»
10- علاج واقعه را قبل از وقوع باید كرد. پیش از آنكه زن ناشزه شود، چاره‏اى بیندیشید. «تخافون نشوزهنّ»
11- مرد هیچ حقّى در آزار همسر مطیع خود ندارد. «فان اطعنكم فلاتبغوا علیهنّ سبیلاً»
12- سه مرحله موعظه، ترك هم‏خوابى وتنبیه، براى مطیع كردن زن است. پس اگر از راه دیگرى زن مطیع مى‏شود، مرد حقّ برخورد ندارد. جمله‏ى «فان اطعنكم» نشانه آن است كه هدف اطاعت است، گرچه از طریق دیگرى باشد.
13- تواضع زن، ضعف نیست، ارزش است. «فالصالحات قانتات»
14- نشانه‏ى همسر شایسته، رازدارى، حفظ مال و آبرو و ناموس شوهر در غیاب اوست. «فالصالحات ... حافظات للغیب»
15- برخورد با منكرات باید گام به گام و مرحله به مرحله باشد. موعظه، قهر تنبیه. «فعظوهنّ واهجروهنّ...»
16- تا موعظه مؤثر باشد، قهر و خشونت ممنوع و تا قهر و جدایى موقت اثر كند، تنبیه بدنى ممنوع است. «فعظوهنّ واهجروهنّ... واضربوهنّ»
17- برخورد خشن و تنبیه، تنها براى انجام وظیفه است، نه انتقام و كینه و بهانه. «فان اطعنكم فلاتبغوا علیهن»
18- برترى مردان، نباید سبب غرور شود، چون خدا از همه برتر است. «ان اللّه كان علیاً كبیراً»
19- توجّه به برترى خداوند، كلید تقوى و پرهیز از ستم بر همسران است. «ان اللَّه كان علیاً»

 

 

جواب دوست عزیزمون:

 

قرآن برپایه توحید نازل شده و باید آن را با دیدی توحیدی خواند. من آیه 34 سوره نساء را که تشریح کرده ام را برایتان می فرستم. شاید برای مراجعین شما جالب باشد. از هادی قدسی تفسیر آیه 34 سوره نساء

توضیح : ابتدا باید به این مطلب توجه داشت که تمام آیه عموم مردم را مخاطب قرار نمی دهد و محدود است به زوج ها. وبازهم محدوداست به آن دسته اززوجها که گرفتار مسئله خاصی درروابط زناشوئیشان هستند. ابتدای آیه اما عمومی است(الرِّجَالُ قَوَّمُونَ عَلى النِّساءِ بِمَا فَضلَ اللَّهُ بَعْضهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِمَا أَنفَقُوا مِنْ أَمْوَلِهِمْ فـَالصلِحَت قَنِتَتٌ حَفِظتٌ لِّلْغَیْبِ بِمَا حَفِظ اللَّهُ). کلمه (قیم) به معنای آن کسی است که مسئول قیام به امر شخص دیگراست، وکلمه(قوام) ونیز(قیام) مبالغه درهمین قیام است (1). پس درابتدای آیه، مسئولیت مردان را دربرابر زنان یادآورمیشود. وآن قیام به امورات منجمله مالی زنان درجامعه است. و زنان را به سازگاری با همسر و حفظ اسرار خانوادگی فرامی خواند(زنان صالح). در پی آن می فرماید(وَ الَّتى تخَافُونَ نُشوزَهُنَّ فَعِظوهُنَّ وَ اهـْجـُرُوهُنَّ فى الْمَضاجِع وَ اضرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطعْنَكمْ فَلا تَبْغُوا عَلَیهِنَّ سبِیلاً إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِیًّا كبِیراً) در اینجا آن دسته ازمردان را مورد خطاب قرارمیدهد که دردل آنها هراس هست از سرپیچی همسرانشان در برابر آن وظائف زناشوئی . نشوز در اصل از ماده (نشز) به معنى (زمین مرتفع ) مى باشد(2). یعنی ناهمواری درزمین. مصرف آن برای انسان به معناى سرپیچی و ناهمراهی است که در مورد یک زوج، به عدم تفاهم و نارضایتی در جریان زندگی و در رابطه جنسی به ناهمراهی در امر آمیزش اطلاق میشود. در کلمه (فعظوهن ) فاى تفریع آمده، و موعظه را نتیجه ترس از نشوز قرار داده، نه از خود نشوز(3). ترس از نشوز این واقعیت را نیز باز می گوید که قرﺁن خشونت طلبی زن را سرشت او نمی داند و هرگاه زنی در روابط زناشوئی خشونت طلب باشد، او را گرفتار عارضه می شناسد. پس مبنای رهنمود آیه خوف(ترس وواهمه)از سست شدن اساس خانواده است. درحقیقت، این آیه در مورد مردی است که درپی اظهار بی مسئولیتی یا عدم دلبستگی در روابط خانوادگی و یا بی میلی همسرش درروابط جنسی، برای ادامه زندگی مشترک دچار هراس و ترس میشود. مسلم است که بهترین سرنوشت اینگونه رابطه زناشوئی، ازطرفی ناسازگاری زن و ازسوی دیگر، ترس شوهر، جدائی خواهدبود. برای بهبود بخشیدن به این رابطه ناسالم و رفع ترس ایجاد شده، از شوهر میخواهد ابتدا با همسرش دراین مورد به گفتگو بنشیند. بدیهی است که در جریان گفتگو در باره این روابط ناسالم، حقایقی برای طرفین روشن میشوند. چنانچه کمبودهائی از نظر روانی یا جسمی و یا مادی درکار باشند، درجریان گفتگو، یارفع میشوند یا تصمیماتی برای مرتفع کردن آنها گرفته می شوند. دراین گفتگوها معلوم میشود، زن همواره علاقه به ادامه زندگی با همسرش دارد یا ندارد. اگر علاقه به ادامه زندگی نبود، بدیهی است متارکه میکنند(4)، این آیه برای پیشگیری ازهمین متارکه است. اما اگر زن اظهار علاقه و تمایل به شوهر و خانواده نشان داد و در نگهداری کانون خانواده اصرار ورزید، اما همچنان در روابط زناشوئی بی میلی نشان داد، وجود بیماری محرز میشود. با توجه به اینکه دراین آیه نافرمانی زن (نشوز) مورد سرزنش و تقبیح مستقیم قرارنگرفته و مجازاتی الهی برای آن درنظر گرفته نشده است، خود دلیلی بر پیش بینی وجود بیماری میباشد. اما اول آیه به شوهر هشدار داده است و او را به عنوان مرد، موظف گردانده به انجام مسئولیتش در قبال زن(قوامون علی النساء). پس ترک همسر بیمارازسوی مرد را مجاز نمی داند. بدین قرار قرآن مرحله دیگری راپیشنهاد می کند وآن دادن ابتکار عمل بدست شوهر، بااجتناب از هم خوابگی با همسرش است. تا ازطرفی با ایجاد اعتماد به نفس در خود بتواند بر عارضه ترس مسلط شود و ازسوی دیگر ممکن است در اثر این جدائی نسبی و موقتی، همسرش میل به ادامه زندگی و یا روابط جنسی را بازیابد . درصورتیکه این مرحله هم جواب نداد، راه حل سوم را تجویز میکند،( وَ اضرِبُوهُنَّ). این راه حل بنابرتوضیحات بالا مربوط میشود به عارضه ای روانی(مازوخیسم یا مازوشیسم) ، که در جامعه و به خصوص دربین زنان شیوع قابل ملاحظه ای دارد. (5) همانگونه که گفته شد، این قسمت آیه به قشر محدودی از جامعه مربوط میشود: الف- مربوط به زوجی است که مسئله دارند. یعنی تمام زنها و مردان را دربرنمی گیرد. ب- مربوط به زوجی است که درآن زن خودرابا روند کانون خانواده هماهنگ نمی داند (اعتراض دارد). یعنی بازهم تمام زوجهائی که مسئله دارند را دربر نمی گیرد. د- پس این آیه مربوط میشود به مردی که زنی بیمار دارد و به دلیل آن بیماری درروابط زناشوئی ناسازگاری نشان میدهد: 1- یا شوهر از اعمال خشونت پرهیز دارد اما در برابر وضعیت ناسالم موجود و تحکیم خانواده عاجز می باشد، 2- ویا با دست زدن به خشونت و تجاوز به حقوق خویش و همسرش، در صدد بهبود و ساماندهی کانون خانوادگی برمی آید. اما قرآن در آیه های فراوانی اعمال خشونت را نهی کرده است. در همین آیه می فرماید "تعدی" نکنید. زیرا تعدی که خود اعمال خشونت است را ظلم به خود تلقی میکند(6) و آن را نهی می کند. مرد و زن بنا بر قاعده قرآن باید بر سر حق بایستند . پس رفتارشان باید بی ضرر باشد : نه زیان بینند و نه زیان برسانند . بلکه فایده رسانند و فایده برند . پس اگر قرﺁن ، رهنمودی بدهد مغایر اصل راهنمای عمومی، تناقض ببار می ﺁورد . و باز چون، تکلیف جز عمل به حق نیست ، مرد را مکلف به تکلیفی نمی کند که حق نباشد و به او زیان رساند(6) . بنا بر این ،به مرد اجازه تنبیه کردن زن را نمی دهد . اجازه تجاوز به حقوق زن را نمی دهد . بلکه وظیفه او می داند رعایت حقوق زن و دفاع از این حقوق ( قوامون علی النساء ) را . کلمه "ضرب" در قرآن به مناسبتهای گوناگونی نظیر "اضْرِب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ" (خطاب به موسی ع : با عصایت به سنگ بزن) یا " ضَرَبْتُمْ فِی الأَرْضِ" ( جابجا شدن، مسافرت کردن) یا "ضَرَبْتُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ" (قدم زدن در راه خدا) یا "ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ" (مهر ذلت برآنها زده شد) ویا " كَذَلِكَ یَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ" (مثال زدن) استعمال شده است. اما در دو ﺁیه بمعنای برانگیختن است : در سوره بقره، ﺁیه 72 ، پس از ﺁنکه یادﺁور می شود قتل کسی را که می خواستند مخفی کنند، می فرماید با استخوان گاو به مرده بزنند و چون چنین کردند، خداوند مرده را زنده کرد . در این ﺁیه، ضرب بمعنای زدن در ﺁیه 50 سوره انفال نیست . بلکه عمل برانگیختن به قصد تجدید حیات است . همینطور است در ﺁیه 34 سوره نساء . بجاست یادﺁور شود که در قرﺁن، ضرب به 14 معنی ﺁمده است . می بینیم که "ضرب" اقدام به عملی است برای رسیدن به هدفی مشخص. حال باید دید در این آیه هدف از " وَ اضرِبُوهُنَّ" (آنها را بزنید) چیست؟ همانگونه که دیدیم، هدف به میل آوردن واززندگی لذت بردن زن است همراه با محترم شمردن حقوق زن و حقوق شوهر(اصول قرآنی). اگر منظور از این کلمه، کتک زدن و تنبیه کردن زن باشد، هم حقوق مسلم زن مورد تجاوز قرارگرفته، هم حقوق مرد(6)، که با اصول قرآن در تضاد قرارمیگیرد. پس مقصود از " وَ اضرِبُوهُنَّ" تحرک بخشیدن زن به بازیابی میل به زندگی یا لذت بردن است . وقتی بنا بر این تحرک بخشیدن است، خشونت معنای معمول خود را از دست می دهد و به نوعی فن به شوق ﺁوردن و به شوق ﺁمدن بدل می شود وکامیابی در زندگی مشترک و التذاد جنسی را برای هر دو طرف کاملتر می کند . سپس می فرماید "هنگامی دست دادند ، به آنها تعدی نکنید" . یعنی وقتی آثار "نشوز" (ناهمراهی) برطرف گردید، شوهر نباید مرحله تحرک را ادامه دهد، زیرا ازآن به بعد، از هدف اصلی خارج شده و به خشونت بدل میشود. به دلیل آنکه هدف خشونت تخفیف و تحقیر و تخریب است و این هدف مغایر حق زن و حق مرد است، آن را نهی می کند. پس خشونت در محیط خانواده و در بستر می باید با ابراز عشق و ابراز شوق همراه شود . اگر چنین شد، دو طرف التذاذ کامل می جویند ، بر حق استوار می مانند و زور محل عمل پیدا نمی کند و خشونت زدائی بمعنای صحیح کلمه انجام می گیرد .

 1- ترجمه المیزان- سوره نساء آیه 34 2- تفسیر نمونه- نساء آیه 34 3- ترجمه تفسیرالمیزان همان 4- در آیه بعدی یعنی آیه 35 سوره نساء این پیش بینی درنظر گرفته شده است: وَ إِنْ خـِفـْتـُمْ شـِقـَاقَ بـَیـْنـهـِمـَا فَابْعَثُوا حَكَماً مِّنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِّنْ أَهْلِهَا إِن یُرِیدَا إِصلَحاً یُوَفِّقِ اللَّهُ بَیْنهُمَا إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِیماً خَبِیراً ترجمه -و اگـر از جـدایـى و شـكـاف میان آنها بیم داشته باشید، داورى از خانواده شوهر، و داورى از خـانـواده زن انـتـخـاب كـنـیـد (تـا بـه كار آنان رسیدگى كنند) اگر این دو داور تصمیم به اصلاح داشته باشند خداوند كمك به توافق آنها مى كند، زیرا خداوند دانا و آگاه است و از نیات همه با خبر است. 5- اساس مازوشیسم "لذت بردن از رنج کشیدن است". این بیماری در سطح جوامع بسیار گسترده است. مخصوصا در جوامعی که زندگی را همراه بارنج و سختی می گذرانند بصورت پدیده ای مقدس خود را نشان می دهد. حتی زجرکشیدن و سختی به خود دادن را جزء عبادت می دانند و آن را از راههای رسیدن به بهشت تلقی می کنند. بعضی از روانکاوان، تحمل مادران در بارداری و بزرگ کردن کودک همراه با لذت را از مصادیق مازوشیسم(مثبت) می دانند. آنچه که در جوامع در مورد مازوشیسم متداول است، مازوشیسم جنسی است که بیشتر بین زنان شیوع دارد. به این ترتیب که برای ارضاء شدن، احتیاج به یک عامل تحریک کننده اغلب جسمی دارند که به دلائل مختلف با خشونت همراه میشود و عوارضی جانبی را به همراه می آورد. 6- تجاوز و تعدی به دیگری از نظر قرآن، ظلم به نفس خویش است: به عنوان نمونه آیه زیر را می توان مدنظر داشت. تفسیر نوین: سوره البقرة آیه 231 وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النَّسَاء فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَلاَ تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لَّتَعْتَدُواْ وَمَن یَفْعَلْ ذَلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلاَ تَتَّخِذُوَاْ آیَاتِ اللّهِ هُزُوًا وَاذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْكُمْ وَمَا أَنزَلَ عَلَیْكُمْ مِّنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ یَعِظُكُم بِهِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ و هنگامى كه زنان را طلاق دادید، و به آخرین روزهاى (عدّه‏) رسیدند، یا به طرز صحیحى آنها را نگاه دارید [و آشتى كنید]، و یا به طرز پسندیده‏اى آنها را رها سازید! و هیچ‏گاه به خاطر زیان رساندن و تعدّى كردن‏، آنها را نگاه ندارید! و كسى كه چنین كند، به خویشتن ستم كرده است‏. [و با این اعمال‏، و سوء استفاده از قوانین الهى‏،] آیات خدا را به استهزا نگیرید! و به یاد بیاورید نعمت خدا را بر خود، و كتاب آسمانى و علم و دانشى كه بر شما نازل كرده‏، و شما را با آن‏، پند مى‏دهد! و از خدا بپرهیزید! و بدانید خداوند از هر چیزى آگاه است [و از نیات كسانى كه از قوانین او، سوء استفاده مى‏كنند، با خبر است

 



نوشته شده توسط امیر گروسی در شنبه 15 اردیبهشت 1386 و ساعت 11:05 ق.ظ [+] | نظرات ()





Powered by WebGozar

در یکروز چه مقدار قرآن می خوانید؟ •