تبلیغات
ویژه نامه الکترونیکی شهیده ولایت - شماره 1
 

 

 


                                                                                                                          
                                                           
شماره اول - شنبه 20 خزداد ماه 85 
  
 ویژه نامه الکترونیکی «شهیده ولایت» - بمناسبت ایام فاطمیه  1427                                                      
بسم الله الرحمن الرحیم                                                                                                                                                          

 


 

ویژگیها و فضائل فاطمی

آفرینش زهرا سلام الله علیها قبل از خلقت دیگران، همانند پدر و همسر و فرزندانش، آن انوار مقدّسی كه پیش از آفرینش كلّیه عوالم علوی و سفلی، و خلقت بشر، در پیشگاه عرش عظمت حق تبارك و تعالی، در حال تسبیح و تقدیس و تهلیل و تكبیر خدای یكتا بوده، و در عبادت استاد و آموزگار جبرئیل و سایر فرشتگان بوده اند.

 

 

 

 

 

   شهیده ولایت در کلام ولایت


فاطمه‌ی زهرا (س) قله‌ی بشریت

امروز به‌ نام‌ اسلام‌ سخن‌ می‌گوییم‌ و رسالت‌ اسلام‌ را رسالت‌ برتر می‌دانیم‌ ـ به‌ وجود خانمهایی‌ مثل‌ شما افتخار می‌كنیم‌ و این‌ از آن‌ جاست‌ كه‌ هر تبلیغ‌ و ادعایی‌، هرگاه‌ به‌ مرحله‌ی‌ عمل‌ و تحقق‌ نزدیك‌ شد، ارزش‌ واقعی‌ خود را خواهد یافت‌. ما در مورد مسئله‌ی‌ زن‌ از یك‌ سو و مسئله‌ی‌ دانش‌ و تخصص‌ از سوی‌ دیگر و مسئله‌ی‌ خدمت‌ به‌ افراد بشر هم‌ از جانب‌ دیگر، به‌ نام‌ اسلام‌ ادعاهایی‌ داریم‌. ادعاهای‌ ما، در چارچوب‌ اسلام‌ است‌.
ما معتقدیم‌ زنان‌ در هر جامعه‌ی‌ سالم‌ بشری‌ قادرند و می‌باید فرصت‌ پیدا كنند كه‌ در حد سهم‌ خود، تلاش‌ و مسابقه‌ی‌ خویش‌ را در پیشرفتهای‌ علمی‌ و اجتماعی‌ و سازندگی‌ و اداره‌ی‌ این‌ جهان‌ به‌ عهده‌ بگیرند. از این‌ جهت‌، میان‌ زن‌ و مرد هیچ‌ تفاوتی‌ نیست‌. هدف‌ از آفرینش‌ هر فرد انسان‌، عبارت‌ از همان‌ هدف‌ آفرینش‌ بشریت‌ است؛ یعنی‌ رسیدن‌ به‌ كمال‌ بشری‌ و بهره‌ بردن‌ از بیشترین‌ فضایلی‌ كه‌ یك‌ انسان‌ می‌تواند به‌ آن‌ فضایل‌ آراسته‌ بشود. فرقی‌ هم‌ بین‌ زن‌ و مرد نیست‌. نشانه‌اش‌ در درجه‌ی‌ اول‌، فاطمه‌ی ‌زهرا(سلام‌الله‌علیها) و در درجه‌ی‌ بعد، دیگر زنان‌ بزرگ‌ تاریخ‌ است‌.
فاطمه‌ی‌زهرا(س‌) در قله‌ی‌ بشریت‌ قرار دارد و كسی‌ از او بالاتر نیست‌ و می‌بینیم‌ كه‌ آن‌ بزرگوار به‌عنوان‌ یك‌ بانوی‌ مسلمان‌، این‌ فرصت‌ و قدرت‌ را یافت‌ كه‌ خودش‌ را به‌ این‌ اوج‌ برساند. پس‌، فرقی‌ بین‌ زن‌ و مرد نیست‌ و بخصوص‌ شاید از همین‌ جهت‌ هم‌ است‌ كه‌ خدای‌ متعال‌ در قرآن‌ كریم‌، آن‌ وقتی‌ كه‌ راجع‌ به‌ نمونه‌ی‌ انسانهای‌ خوب‌ و نمونه‌ی‌ انسانهای‌ بد مثال‌ می‌زند، مثال‌ را در هر دو مورد از زن‌ انتخاب‌ می‌كند. یك‌ مورد زن‌ فرعون‌ و در مورد دیگر، همسر نوح‌ و لوط را مثال‌ می‌زند: "و ضرب ‌الله‌ مثلاً للذین‌ امنوا امرات‌ فرعون‌". در مقابل‌ هم‌ در مورد انسان‌ بد و نگونسار و كج‌رفتار و انسانی‌ كه‌ در جهت‌ غلط حركت‌ می‌كند، به‌ زن‌ نوح‌ و لوط مثال‌ می‌زند.

فرازی از بیانات مقام عضمای ولایت حضرت آیت الله خامنه ای
 در دیدار با گروهی‌از زنان ‌پزشك ‌سراسر كشور 26/10/1368
 

   مصائب فاطمی

فراق پدر

وا اَبَتاه! واصَفّیاه! وامُحَمَّداه! وا اَبَالْقاسِماه! وارَبیعَ اْلاَرامل و الْیتامی ...
... رَفَعْتَ قُوَتّی وَخانَنَی جَلدی وَشَمَتْ بی عَدُّوی وَ الْكَمَدُقاتِلی. یا اَبَتاه! بَقیتُ والله وَحیدة و حیرانة فَریدة فَقَدِ انْخَمَد صَوتْی! وَانْقَطَعَ ظَهْری وَ تَنَغَّصَ عَیْشی وَتَكَدَّرَ دَهْری ...
پدر جان! قبله و محراب پس از تو چه خواهد شد؟
بابا! چه كسی به داد دختر عزیز مرده‌ات خواهد رسید؟ پدر جان! توانم رفته است، شكیبایی‌ام تمام شده است.
دشمن شاد شده‌ام پدر! دشمن به شماتتم ایستاده است.
و رنج و اندوهی كشنده، كمر به قتلم بسته است.
پدرجان! یكه و تنها مانده‌ام و در كار خود حیران و سرگردان.
پدر جان! صدایم ته افتاده است و پشتم شكسته است و زندگی‌ام درهم ریخته است و روزگارم سیاه شده است.
پدر جان! پس از تو در این وحشت فراگیر، مونسی نمی‌یابم.
كسی نیست كه گریه‌ام را آرام كند و یاور این ضعف و درماندگی‌ام شود.
پدرجان! پس از تو قرآن محكم و مهبط جبرئیل و مكان میكائیل غریب شد.
پدرجان! پس از تو زمانه میل به ادبار یافت، دنیا دگرگون شد و درهای پشت سرم قفل خورد.
پدرجان! بعد از تو دنیا نفرت برانگیر است و تا نفسم قطع نشود، گریه‌ام بر تو قطع نمی‌شود.
پدرجان! نه شوق مرا نسبت به تو پایانی است و نه در فراق تو حزنم را انجامی.
پدرجان! گذشت زمان و حائل خاك، اندوهم را كم و كهنه نمی‌كند، هر لحظه زخم فراق تو تازه است و غم دوری تو نو، به خدا كه قلب من عاشقی سرسخت است.
این غم غمی است كه هر روز زیادتر می‌شود و هیچگاه از میان نمی‌رود.
این فاجعه همیشه بر من گران است و این گریه همیشه تازه است و آسایش برای همیشه رخت بربسته است. آن دلی كه بتواند در عزا و مصیبت تو صبور باشد، به حق دلی پرطاقت است.
پدر جان! با رفتن تو، نور از دنیا رفته است و گلهای دنیا پژمرده شده‌اند.
پدرجان! اندوه فراق تو تا قیامت خوراك من است.
پدر جان! تو كه رفتی انگار حلم و اغماض هم از وجود من دور شد.
پدرجان! یتیمان و بیوه زنان پس از تو كه را دارند؟
پدرجان! این امت پس از تو تا قیامت به كه دلخوش باشد؟
پدر جان! بعد از تو ما درمانده شدیم.
پدرجان! بعد از تو مردم از ما روی برگرداندند.
پدرجان! ما بواسطة تو محترم بودیم در میان مردم و نه اینچنین خوار و درمانده.
پدرجان! چه اشكی است كه در فراق تو ریخته نمی‌شود؟
و چه حزنی است كه پس از تو استمرار نمی‌یابد؟
پدرجان! بعد از تو كدام مژه با خواب آشنا می‌شود.
تو بهار دین بودی و نور انبیاء.
در شگفتم كه چرا كوهها در غم تو از هم نمی‌پاشند و دریاها در خویش فرو نمی‌روند. و زمین به لرزه در نمی‌آید.
پدرجان! من اینك آماج تیرهای سنگین مصیبت شده‌ام.
مصیبتی كه كم نبود، كوچك نبود، ساده نبود، تحمل كردنی نبود. مصبت طاقت‌سوزی كه آمد و آمد و در خانه مرا كوبید.
پدر جان! مصیبتی كه اشك فرشتگان خدا را درآورد.
و افلاك را از حركت بازداشت.
پدر جان! پس از تو منبرت را وحشت فرا گرفته است.
و محرابت از مناجات تهی شده است.
اما قبر تو خوشحال است كه چون توئی را در خویش جا داده است.
و بهشت در پوست خود نمی‌گنجد كه همیشه مشتاق تو و دعای تو و نماز تو بوده است.
پدر جان! هرجا كه نور حضور تو دامن گسترده بود، اكنون غرق در تاریكی است.
پدر جان! این مصیبت، مصیبتی است كه فقط با رسیدن به تو التیام می‌یابد.
پدر جان! آن علی، آن ابوالحسنی كه محل اعتماد و اطمینان تو بود، پدر حسن و حسین تو بود، برادر تو بود، نزدیكترین یاور و بهترین دوست تو بود، همان كه در كوچكی در دامنت پرورده بودی و در بزرگی برادرش خوانده بودی،
همان كه شیرین‌ترین همدل و همدم و همراه تو بود،
همان كه اولین مؤمن، مهاجر و بهترین یاور تو بود،
او اكنون سخت تنها شده است و در مصیبت جانكاه عزیز از دست رفته‌اش بی‌تاب است.
آری پدر جان! مصیبت، مصیبت از دست دادن عزیز، ما را احاطه كرده است، اشك و آه، قاتل ما شده است و اندوه، گریبانمان را سخت چسبیده است.
 

   معرفت فاطمی

کوثر (1)

مطلبی که پیش روی شماست، پیرامون معارف بانوی عالمین، کوثر قرآن خانم حضرت صدیقه کبری ( سلام الله علیها ) می باشد؛
سخن پیرامون کوثر می باشد. تنها اسمی که در قرآن به صراحت اشاره به نام خانم صدیقه کبری دارد ، کوثر است؛ زیرا در قرآن نه نام زهرا آمده است و نه نام فاطمه و به صورت غیر مستقیم نامهای بسیاری از خانم در قرآن آمده است اما تنها نامی که اشاره مستقیم به خانم دارد نام کوثر است که جامع جمیع همه اسامی می باشد .

کوثر، الخیر الکثیر
کوثر معانی بسیاری را در بر می گیرد , لذا ابتدا در معانی کوثر در تفاسیر صحبت می کنیم.
در تفسیر القمی (ج 2 ص : 445) آمده است: الکوثر , نهر فی الجنه اعطی الله محمدا عوضا عن ابنه ابراهیم
کوثر نهری است در بهشت که خدا آن را به پیامبرش به جای ابراهیم پسرش که از دنیا رفت عطا کرد .
در تفسیر کنز الدقایق ( ج14 ص 460 ) داریم : الکوثر الخیر المفرط الکثیر من العلم و العمل و الشرف الدارین و قیل هو نهر فی الجنه .
کوثر خیر کثیری است از علم و عمل و شرف دو سرا و نهری در بهشت .
معانی کوثر در تفسیر الصافی ( ج 5 ص 382 ) بدین صورت آمده است : الخیر المفرط الکثیر فسّر بالعلم و العمل و النبوه و الکتاب و بشرف الدارین و بالذریه الطیبه .
در اینجا کوثر به علم و عمل و نبوت و قرآن و ذریه طیبه هم اطلاق شده است .
در تفسیر التبیان ( ج 10 ص 417 ) داریم : الشیی الذی من شانه الکثره و الکوثر الخیر الکثیر و هو حوض النبی الذی یکثر الناس علیه یوم القیامه 2

کوثر یعنی خیر کثیر و حوض نبی .
در تفسیر المیزان ( ج 20 ص 521 ) آمده است : الکوثر بر وزن فوعل , الشیی الذی من شانه الکثره و الخیر الکثیر .
علامه طباطبا یی در ذیل معانی لفظ کوثر در جایی دیگر می فرماید : هو الخیر الکثیر و نهر فی الجنه و حوض النبی و اولاده و اصحابه و اشیاعه الی یوم القیامه و علماء امته و النبوه و تفسیر القرآن و الاسلام و التوحید و العلم و الحکمه و المقام المحمود و نور قلبه ... که می گوید 26 معنا در مورد کوثر بیان شده است.
در جایی دیگر هم آورده است : الکوثر ولد فاطمه و ذریته .
همچنین در تفسیر مجمع البیان ( ج10 ص 702 ) می خوانیم : الکوثر بر وزن فوعل الخیر الکثیر .

کوثر ، خیر مطلق
در اصول فقه ، قانونی است به نام عموم و خصوص , یعنی یک عبارت یا لفظی جمیع عبارات و الفاظ دیگر را در بر می گیرد و آن می شود عام و بقیه عبارات می شود خاص و رابطه آن دو عبارات می شود رابطه عموم به خصوص .
حال یکی از این الفاظی که برای معنی کوثر به کار بردیم عام است و بقیه الفاظ را از نظر معنایی در بر می گیرد و آن لفظ خیر کثیر است که همه تفاسیر نام برده شده این لفظ را در معنای کوثر به کار برده اند .
یعنی کوثر به معنای خیر مطلق است و الف و لام , الخیر الف و لام شمول است که همه خیرات را در بر می گیرد و الکوثر با الف و لام یعنی الخیر الکثیر که بر وزن فوعل است , خیری که مطلق است و همه خیرات را در بر می گیرد .
پس در اولین معنای کوثر به دو واژه رسیدیم یک خیر و یکی کثیر .

کوثر، سرچشمه ولایت
کوثر یک معنایش حوض کوثر است و و ماء معین ولایت است و آن عذب فراتی است که در عالم الست در وجودمان ریخته شده است و معنای دیگر آن مشکات فاطمی است که انوار السموات و الارض از مشکات فاطمی ساطع شده است و معنای دیگر ام الایمه و الابرار است و معنای دیگر کوثر نهر ولایت است یعنی سر چشمه ولایت, که انشاء الله در مباحث کوثر به این معانی می پردازیم .
ریشه یابی خیر و روح کوثر
کوثر عدد ابجدش 726 است و در روح کوثر و اولین بسط آن به 816 می رسیم که اگر 816 را قبض دهیم 810 می شود که عدد ابجد خیر است , پس روح کوثر خیر است که با یک بسط و یک قبض از ابجد کوثر که 726 است به ابجد خیر که 810 است می رسیم .

« خیر البریه » چه کسانی هستند؟
در سوره مبارکه بینه آیه 7 داریم : اولیک هم خیر البریه 3 ؛ آنان بهترین بندگانند.
در تفسیر درُالمنثور سیوطی که یکی از متعصبین سنی ها است در وصف بهشتیان آمده که آنها خیر البریه هستند .
نقل می کنند پیامبر اکرم با امیر المومنین در مسجد نشسته بودند یکی از مسلمانان بلند شد و آیه اولیک هم خیر البریه را خواند , پیامبر اکرم اشاره به مولا کردند و فرمودند: ان هذا و شیعته هم خیر البریه .
که گفتیم معنای خیر خانم صدیقه کبری است که از کوثر زاییده شده است .
در سوره مبارکه آل عمران آیه 110 آمده است : کنتم خیر امه اخرجت للناس
شما بهترین امتی هستید که خارج شدید , باز هم لفظ خیر پشت امت است و شنا سنامه امت خیر است .

مهدی مادری است
همچنین در سوره مبارکه هود آیه 86 می خوانیم : بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین 5
اسم خاص ارباب عالم امکان حضرت حجه ابن الحسن المهدی در قرآن بقیه الله است و شناسنامه او خیر لکم است و این است که در عالم عشق می گویند مهدی مادری است که این مطلب یکی از تفاسیر این آیه است .

ولایت فاطمی خاصتر از ولایت حیدری است
فاطمه مختص حصن ولایت است , ولی در حصن ولایت هم باز ولایت فاطمه خاصتر می شود , یعنی اول باید مومن شویم و بعد وارد خیر می شویم , خیر حلقه اش تنگ تر از حصن ولایت است و حلقه ولایت فاطمی تنگ تر از ولایت حیدری است , ولایت فاطمی نه محبت فاطمی زیرا محبت فاطمی عامتر از محبت حیدری است اما ولایت او خاصتر است و این ها بطن در بطن است .

نحن اصل کل خیر
در زیارت جامعه کبیره می خوانیم : ان ذُکر الخیر کنتم اصله و فرعه و معدنه و ماواه و منتهاه . 6
اگر خیر نام برده شود شما اهل بیت اصل و فرع و معدن و پناهگاه و اول و آخر آن خیر هستید , خیر مطلق عالم شما اهل بیت هستید .

نحن اصل کل خیر و من فروعنا کل بر و من البر التوحید و عدونا اصل کل شر و من فروعهم کل قبیح و فاحشه . 7
هر خیری که در عالم است ما اهل بیت اصل و ریشه آن هستیم و خیر به سبب ما تعریف می شود و از فروع ما همه نیکیها سرچشمه میگیرند و ... و اصل هر شری دشمنان ما هستند و همه قبایح از فروع آنان است.

معرفت فاطمی نامحدود است
لذت بهشتی، معرفت فاطمه
کسی در این عالم به معرفت فاطمه نمی تواند برسد و ما هرگز در این عالم به کنه معرفت فاطمه نخواهیم رسید و به اصل حقیقت او دست نمی یابیم و لذت بهشتی این است که حجب معرفت فاطمه در دنیا برداشته می شود و در بهشت بدون حجب می توانیم فاطمه را بشناسیم و معرفت فاطمه در بهشت هم نا محدود است و در بهشت هم کل یوم هو فی شان است . 8

نورانیت بهشت، لبخند علی و فاطمه
مرحوم علامه میر جهانی رحمه الله علیه در کتاب جنه العاصمه خود_ که از نسخ خطی می باشد ومعمولا از احادیث سّر نقل می کنند _روایت می کند:
بینما اهل الجنه فی نعیمهم اذ سطع لهم نور فظنوه شمسا فقالوا ربنا یقول لایرون فیها شمسا ولا زمهریرا و یقول رضوان هذه فاطمه و علی ضحکا فاشرقت الجنان من نور ضحکهما . 9
زمانی که بهشتیان در بهشتهاشان متنعمند ناگاه نوری ساطع می شود که گمان می کنند آفتاب است پس می گویند پروردگار ما گفت در بهشت آفتاب را نمی بینید رضوان خازن بهشت گفت , فاطمه و علی خندیدند و بهشتها از نور خنده آنها روشن شد .

از خودشناسی تا معرفت فاطمی چندان راه نیست!
فاطمه کیست ؟ آیا ما خودمان را شناخته ایم که فاطمه را بشناسیم. ما اگر خودمان را بشناسیم خدایمان را شناخته ایم , من عرف نفسه فقد عرف ربه 10 و در وجود خودمان اثر خدا می بینیم , و نفخت فیه من روحی 11 ، در وجود خودت اثر خدا می بینی.

دل هر ذره که بشکافی آفتابیش در میان بینی
حضرت مولا می فرمایند:
و تحسب انک جرم صغیر و فیک انطوی العالم الاکبر 12
هم درد در وجودت هویداست و هم درمان نزد خودت می باشد.
آسمانهای هفتگانه و زمینهای هفتگانه مثلی است برای وجود ما انسانها و هر نبی و وصی که در طول تاریخ آمد مخاطب کلامش ما انسانها بوده ایم , وجود ما از عوالم مختلف جسم ،روح، نفس و سر و ... تشکیل شده است .

آیا خود را شناخته ایم؟
چرا فضایل خانم را نمی توانیم حمل کنیم ؟
زیرا خودمان را نشناخته ایم و اگر فاطمه را شناختیم خودمان را شناخته ایم و اگر خودمان را شناختیم فاطمه را شناخته ایم و این همان ایمان و عمل صالح است که با هم رابطه مستقیم دارد .

فاطمه، تفاحه الفردوس
بعد از بعثت پیامبر، بزرگترین اتفاقی که در حیات جسمانی پیامبر رخ داد معراج14 پیامبر بود زمانی که پیامبر به معراج رفت بر اریکه ای تکیه زده بود که برای او تحفه ای از بهشت آوردند که آن تحفه سیب بود و چنان رایحه ای داشت که وجود نازنین پیامبر را به تعجب وا داشت و بر تمامی روایح بهشتی غلبه کرده بود به او گفتند این سیب نطفه فاطمه است و پیامبر نیمی از آن سیب را همانجا تناول کرد .

یا محمد ! چهل روز روزه دار باش تا ...
به پیامبری که نور آسمانها و زمین است و از یکی از انوارش عرش آفریده 15 از جانب ذات اقدس الهی امر شد باید چهل شب بیدار و به عبادت مشغول باشی و از خدیجه فاصله بگیری و چهل روز روزه دار باشی تا نطفه فاطمه را در وجودت قرار دهم و بعد از چهل شب به محض اینکه اذان مغرب شد و خورشید غروب کرد جبرییل بر پیامبر نازل شد که ای محمد اول وقت نماز نخوان و نطفه فاطمه را منعقد کن , این مراحل همه و همه مقدمات است تا جسمانیت فاطمه به وجود آید.
مرج البحرین یلتقیان 16 , و در این جا زهره و مشتری قرین هم شدند نطفه فاطمه منعقد شد؛ فاطمه ای که:
« انها لیست کنساء الآدمیین انها حوراء انسیه »

فاطمه در قالب بشر است.
فاطمه حوریه ای است در قالب جسم انسی , فاطمه انسان نیست او در قالب انسانیت ظهور کرده است .
ناتوانی ما در بیان معرفت فاطمه آغاز معرفت اوست.
اینکه در مورد فاطمه هیچ نتوانیم بگوییم اول معرفت او است او حوراء انسیه است.

فاطمه ، بهشت محمد
بعد پیامبر به آن ملعونه دختر اولی ملعون می فرمایند : فکلما اشتقت الی رایحه الجنه شممت رایحه ابنتی فاطمه 18, هرگاه مشتاق بهشت می شوم فاطمه ام را می بویم از او بوی بهشت به مشامم می رسد .
بهشت محمد که از یکی از انوار او عرش خلق شده است نه بهشت ما خاکیان , بهشت محمد که نور آسمانها و زمین است فاطمه است .

تا كی می خواهیم بگوییم...
فاطمه خانمی است که خوب همسر داری می کرد و فاطمه خانمی است که خوب فرزند داری می کرد و خوب خانه داری می کرد ؟! همین حالا هم خیلی از خانمهای ما این اوصاف را دارند .

...هرکسی نمی تواند حمل کند
همانگونه که مظاهر فحشا فساد زیاد شده است در میکده هم باز شده است و معارف اهل بیت همم راحت گفته می شود و هر کسی معارف عشقی را نمی تواند هضم کند زیرا این معارف سنگین است و حمل ولایت مشکل است . إن ا مرنا صعب مستصعب 19 .فاطمه ام الایمه و الابرار است .إنها لیست کنساء الادمیین.

اسرار ماههای حرام
إنَّ عِدَّهَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فی‏ کِتابِ اللَّهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْاَرْضَ مِنْها اَرْبَعَهٌ حُرُمٌ ذلِکَ الدِّینُ الْقَیِّم‏ 20
تعداد ماههای سال دوازده است و از میان دوازده ماه سال چهار ماه حرام داریم , روایت داریم دوازده ماه یعنی دوازده امام و چهار ماه حرام منظور چهار علی است که در میان دوازده امام چهار امام نامشان علی می باشد , 21 علی اول , علی ابن الحسین و علی ابن موسی الرضا و علی ابن محمد الهادی .
میان دوازده امام چهار امام هم شاخص فاطمی دارند که سّر آن در معنای کوثر است تنها حرفی که در نام کوثر نقاط درآن به ظهور رسیده است حرف “ث” است که چهار امام از دوازده امام حرف ث در نامشان متجلی شده است , امام ثانی , امام حسن مجتبی امام ثالث , امام حسین که دو حرف ث در نامش ظاهر شده هم اول و هم آخر که می شود میکده حسین امام ثامن , علی ابن موسی الرضا و امام ثانی عشر , که در این جا بقیه الله خیر لکم معنا می یابد که مهدی مادری است و شاخصه فاطمی دارد .
ساغر هشتم چو گرفتم به دست از می توحید شدم مست مست

اشتراک حضرت علی بن موسی الرضا و حضرت صدیقه:
ما همه طفیلی وجود اربابمان علی ابن موسی الرضا هستیم و خاک پای کبوترهای در خانه اش می باشیم , حضرت علی ابن موسی الرضا با خانممان چند اشتراک دارند که :
پیامبر در مورد علی ابن موسی الرضا فرمودند : ستدفن بضعه منی بخراسان .
و در مورد حضرت خانم هم فرمودند : فاطمه بضعه منی .

سلطان آل رسول
در میان اهل بیت حضرت علی ابن موسی الرضا یک خصلتی دارد وآن این است که چهارامامی که شاخصه علوی دارند و چهار امامی که شاخصه فاطمی دارند در امام رضا مشترک است او هم حرف ث کوثر فاطمی را دارد و هم نامش علی است برای همین در میان اهل بیت او فقط سلطان است , السلطان ابا الحسن علی ابن موسی الرضا , ظهور فاطمه و علی در امام رضا است .

قله قاف ولایت
عدد ابجد سلطان 181 است که برابر است با عدد ابجد قاف که 181 است یعنی قله قاف ولایت علی ابن موسی الرضا است . 24
برای همین است که می گویند اگر امام رضا را قبول داشته باشیم همه اهل بیت را قبول داریم و می گویند زیارت امام رضا افضل زیارات است حتی از زیارت حضرت ابا عبد الله هم افضل است . 25

شمس عصمت و شمس الشموس
اشتراک دیگر خانم صدیقه کبری با علی ابن موسی الرضا این است که امیر عالم در خطبه طارق 26 فرمودند : فهم الکواکب العلویه و الانوار العلویه المشرقه من شمس العصمه الفاطمیه
ایمه دوازده گانه انوار حیدری و علوی هستند و منبعشان شمس عصمت فاطمی است و مرکز مشکاتشان فاطمه است .
و در اوصاف علی ابن موسی الرضا می گوییم : السلام علیک یا شمس الشموس و انیس النفوس یا ابا الحسن یا علی ابن موسی الرضا المرتضی 27 حضرت خانم شمس عصمت است که انوار علوی از آن ساطع می شود وعلی ابن موسی الرضا شمس الشموس است .

طوس، طور سینا
طور سینا می شود طوس که هر کس می خواهد موسایی شود باید به طوس برود تا نور خدا را ببیند .

الگوی مهدی فاطمه است
بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین
حضرت بقیه الله امام ثانی عشر است و آخرین امامی است که در آ ن تجلی فاطمه صورت گرفته است .
نقل است که حضرت بقیه الله در توقیعشان فرمودند : و فی ابنه رسول الله لی اسوه حسنه 28
و در قرآن آمده است : لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه 29
الگوی همه عالم محمد است و الگوی مهدی, فاطمه است و می فرماید در دختر ( فی ابنه رسول الله ) رسول خدا برای من اسوه ای نیکو است .

فاطمه حجت خدا بر اهل بیت
همان گونه که حضرت عسگری فرمودند : نحن حجه الله علی العباد و امنا فاطمه حجه الله علینا , ما حجت خدا بر مردمیم و فاطمه حجت خدا بر ما اهل بیت است . فاطمه لیست کنساء الادمیین.

خیر العمل بر فاطمه
ملعون ولد الزنای ثانی در یکی از بدعت های خود حی علی خیر العمل را از اذان برداشت و به جای آن گذاشت , الصلاه خیر من النوم , و به این علت حی علی خیر العمل را برداشت که در کتاب معانی الاخبار و علل الشرایع در تفسیر آن آمده : اتدری ما تفسیر حی علی خیر العمل ؟ دعاک الی بر فاطمه و ولدها 30 , بهترین عمل محبت به فاطمه و فرزندان او است .
حی علی خیر العمل مقدمه نماز است یعنی به امید برّ فاطمه 31 وارد نماز یعنی معراج می شویم , یعنی با برّ فاطمه به معراج می رویم .

فاطمه کجا در نماز آمده است ؟
حضرت مولا در خطبه نورانیت 32 فرمودند : اولنا محمد (محمد بن عبدالله ) اوسطنا محمد ( محمد بن علی ) آخرنا محمد (محمد بن الحسن المهدی) و کلنا محمد .

اللهم صل علی محمد و آل محمد یعنی چه ؟
در اللهم صل علی محمد همه اهل بیت گفته می شوند زیرا خودشان فرمودند کلنا محمد . و آل محمد کوثر فاطمه هستند و هر کس از کوثر فاطمه زاییده شده باشد و محب فاطمه است شامل صلوات نماز ما می شود و این بطن صلوات است نه ظاهر آن .

مناع للخیر کیست ؟
در قرآن دو جا لفظ منّاع للخیر آمده است یکی سوره قلم و یکی سوره قاف , یعنی منع کننده خیر که بر وزن فعّال است یعنی شر مطلق در عالم الست معرفی شده است و قضایای در و دیوار و کوچه همه و همه ظهور آن اتفاقات الست است .

افضل از روضه عبودیتی نیست.
بزرگترین معنای عبودیت در روضه محقق می شود زیرا سر عبودیت در ولایت است و ظهور ولایت در مصایب فاطمه و حسین است که میدان ولایت است ، جایی است که ولایت عرضه شد و اولین قربانی ولایت فاطمه بود .

ملاک سنجش عمل، ولایت است.
نزد علامه امینی رحمه الله علیه آمدند و به او گفتند شما با این کتابی که نوشته اید حسابرسی اعمالتان بسیار راحت است و دیگر مشکلی ندارید علامه امینی گفت این حرفها چیست که می زنید؛ در روز قیامت هر کسی کاری که در راه ولایت کرده است باید عرضه کند؛ وقتی فاطمه اولین شهید ولایت است و وقتی در میدان می گوید برای ولایت سینه ام را دادم، صورتم را دادم و محسنم را دادم من دیگر حرفی برای گفتن ندارم .
آنگاه که خانم وارد صحرای محشر می شود و جاءَ رَبّک وَ المَلِک صَفاً صَفا 33 ندا می آید غضّوا ابصارکم34 , ای نامحرمان چشمانتان را فرو خوابانید ناموس الهی وارد صحرای محشر می شود .

در راه ولایت خاک شو تا ...
اگر در راه ولایت خاک شدی و هیچ بودن خودت را فهمیدی آنگاه علی برایت ابوتراب می شود . علامه طباطبایی (ره) می فرماید :
من خس بی سر و پایم که به سیل افتادم
او که می رفت مرا هم به دل دریا بود
تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت
از سمک تا به سمایش کشش لیلا بود

محسن فاطمه کیست؟
فاطمه در حسن و حسین و محسن منتشر شد , محسن کیست , قبر محسن کجاست؟ مناع للخیر که بود ؟ خدا گفت حالا که ای فاطمه جانم محسنت را کشتند تا روز قیامت هر کدام از فرزندانت که بیایند نامشان را محسن می گذارم , محسن یعنی کسی که مادرش فاطمه است و در کوثر فاطمی است .محسن قبر ندارد همان طور که فاطمه قبرش معلوم نیست.

مناع للخیر، دومی ملعون است.
جلد های 29 , 30 , 31 بحار الانوار جلدهای مطاعن بحار است که در مورد اولی و دومی و سومی ملعون می باشد و در زمان علامه مجلسی این مجلدات به صورت پنهانی چاپ می شد ولی الان به برکت انقلاب این سه جلد در حد عموم تکثیر شده است .
در جلد 30 بحار الانوار آمده است : المناع الثانی ...هو معتد مریب 35
در سوره مبارکه قلم آیه 12 می خوانیم : وَ لا تُطِعْ کُلَّ حَلاَّفٍ مَهینٍ (10)هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمیمٍ (11)مَنَّاعٍ لِلْخَیْرِ مُعْتَدٍ اَثیمٍ (12)عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِکَ زَنیمٍ (13)
در اوصاف دومی ملعون است که او قسم خورنده پست است و عیب جوی خبر چین است و طغیانگر گناهکار است و کافر ولد الزنا است .

فاطمه ودیعه الهی
و حال در قضایای در و دیوار ظهور خیر مطلق در مقابل شر مطلق است و این دو با هم روبرو شدند. همان خیری که ان فاطمه لیست کنساء الآدمیین .إنها حوراء إنسیه. وقتی برای حمل جسم فاطمه، پیامبر باید چهل روز روزه بگیرد، پس لطافت را ببین. زمانیکه رحلت پیغمبرنزدیک شد ...دست فاطمه اش را گرفت و به مدت طولانی به سینه اش چسباند و... سپس دست علی را گرفت و دست فاطمه اش دردست او قرار داد و فرمود : هذه ودیعه الله و ودیعه رسوله 37 . علی جان این امانت مرا نگهدار... .
 

 

 

 

کلام فاطمی

قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء ( سلام الله علیها) :
نَحْنُ وَسیلَتُهُ فى خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَیْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَةُ أنْبیائِهِ.

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمود: ما أهل بیت پیامبر، وسیله ارتباط خداوند با خلق او هستیم، ما برگزیدگان پاك و مقدّس پروردگار مى باشیم، ما حجّت و راهنما خواهیم بود; و ما وارثان پیامبران الهى هستیم.

شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج 16، ص 211. 

 

 

 

 

 

 

 

   تقدیم به خاکپای مادر مظلومیت، فاطمه زهرا سلام الله علیها
 برای ارسال نظرات و پیشنهادات خود اینجا را کلیک کنید